شاه امان الله غازی و تشکیل اولین حزب سیاسی رسمی درافغانستان

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 19 آگست 2015

نویسندهداکترسیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار19 آگست 2015

(به مناسبت نود و ششمین سالگرد استرداد استقلال کشور)

شاه امان الله پس از برگشت از سفر اروپا از یکطرف با روحیۀ تمدن غربی و مفکورۀ تشکیل احزاب بیشتر آشنا شد و اما از طرف دیگر متوجه شد که در داخل کشور گروپ حامی او که از اول سلطنت خود را بنام "وفاداران و فدائیان استقلال" و بعداً "جوانان افغان" مسما ساخته بودند طی سالهای اخیر تدریجاً به چند گروپ تبدیل شده و هریک برای اهداف خاص خود فعالیت داشتند. جناح لیبرال "جوانان افغان" به این نظر بودند که زعامت شاه امان الله با وجود پیشرفتها و ترقیات و خیرخواهی ها بازهم خصوصیت مطلقه دارد، زیرا هرسه قوای دولت اعم از اجرائیه، قضائیه و مقننه تحت کنترول شاه میباشد. به نظر آنها آنچه رژیم امانی را از رژیم های سابق متمایز می ساخت، ایجاد قوانین مفصل اداری و شیوۀ جدید قضائی بود، نه محدودیت قدرت حاکم. لذا هنگامیکه قانون انتخابات شورای ملی آنوقت درحال تدوین بود، روشنفکران لیبرال به ایجاد یک هستۀ سیاسی درجهت مخالف با پالیسی های دولت اقدام نمودند. در اینحال آنها به دو جناح منشعب شدند: جناح معتدل مشروطه خواهان تحت رهبری میرسیدقاسم خان (سر محرر قبلی امان افغان) و عبدالهادی داوی از همکاران نزدیک محمود طرزی که گروپ کوچک آنها مسمی به "انجمن مشروطه خواهان" معمولاً در محلی بنام "کافه ولی" (هوتل کابل سابقه و هوتل سیرینای موجود) تبادل افکار میکردند. گروه دومی را جناح چپ و تندرو جوانان افغان بنام "جمهوری خواهان" تشکیل میداد که اعضای برجسته آن عبدالرحمن لودین، محی الدین آرتی، میرغلام محمدغبار بودند که میخواستند با بدست آوردن نمایندگی در شورای ملی تأثیری در تعیین پالیسی های دولت داشته باشند.(نوید، سنزل: "واکنش های مذهبی و تحولات اجتماعی در افغانستان، 1919 ـ 1929 "، مترجم:محمد نعیم مجددی، انتشارات احراری، هرات، 1388، صفحه 190).

شاه امان الله غازی پس از برگشت از سفر اروپائی به این فکر افتاد که باید به تأسیس یک حزب رسمی دولتی تحت زعامت خودش بپردازد تا از پراگندگی و تشکلات سیاسی متعدد جلوگیری گردد. به قول استاد عزیز الدین وکیلی فوفلزائی (برگرفته از جریدۀ "امان افغان") شاه امان الله در ماه سنبله 1307 در "کلوپ ستور" اعلام کرد که : «برای پیشبرد امور مملکت بهترین وسیلۀ اساسی اینست که نه تنها اشخاصی که مملکت را اداره می کنند، بلکه سائر افراد ملت باهم همآهنگ باشند. لهذا باید یک فرقۀ متحد به روی کار آید و خواستم یک فرقه تشکیل دهم. این فرقه، "فرقۀ استقلال و تجدد" است.» این بیانیه وقتی صورت گرفت که شاه امان الله "مرامنامۀ اساسیۀ فرقۀ استقلال و تجدد" را اعلام کرد.

اعلیحضرت شاه امان الله غازی با عده ای ازبزرگان و اراکین دولت در قصر دلکشا (شروع سالهای 1920)

قبل از اینکه دربارۀ مرامنامه این حزب رسمی صحبت گردد، بیمورد نخواهد بود راجع به "کلوپ ستور" و نقش آن به حیث اولین کانون فرهنگی و سیاسی رسمی کشور که مرکز تجمع منظم یک تعداد نخبگان فرهنگی و سیاسی، بخصوص هواداران تغیر و تجدد و اکثر اراکین دولت در کابل بود، مختصر مطالبی بعرض برسد: قصر تاریخی "ستور" واقع در باغ ارگ کابل (فعلاً در داخل محوطه وزارت امور خارجه) که در سال 1298 شمسی باراول "ادارۀ فاخرۀ نظارت امور خارجیه" تشکیل شد و بعداً در سال 1300 به حیث مقرمقام وزارت امورخارجه مسمی گردید، یکی از عمارات تاریخی کشور است که سالون بزرک آن در سال 1306 ش بنام کلوپ ستور عنوان یافت و شکل یک انجمن عالی ادبی و عرفانی را بخود گرفت که در آن کنفرانس های ادبی و بعداً سیاسی دائر میگردید تا بدانوسیله به سطح دانش جوانان کشور در ساحات مختلف افزوده شود. ریاست اعلای کلوپ را شخص اعلیحضرت شاه مان الله بعهده داشت و اعضای آنرا روشنفکران و درباریان آنوقت تشکیل میدادند.

پذیرائی از اعلیحضرت شاه امان الله غازی و ملکه ثریا در یکی از پارلنمانهای اروپائی در سال 1928

وکیلی فوفلزائی در کتاب "فرهنگ کابلستان" می نویسد: «در کلوپ ستور در سال 1307 از اوائل برج اسد تا اواخر برج قوس تقریباً ده بار محافل بزرگ برگزار و از طرف اعلیحضرت معظم غازی در موضوعات خیلی مهم ملی و مملکتی بحث ها و مشورتها و سخنرانی های علمی و فنی بعمل می آمد و از نتایج سفر پادشاه غازی در دوازده کشور آسیا و اروپا توضیحات داده می شد...تأسیس و افتتاح کلوپ ستور "وفاداران و فدائیان استقلال افغانستان" را بیشتر از پیشتر امیدوار ساخت که از فصل بهار سال 1308 وقتی این همه افکار در منصۀ عمل بیاید، افغانستان مراحل ارتقای جدید خود را از نگاه های مختلف خواهد پیمود..»(وکیلی فوفلزائی، عزیزالدین: "فرهنگ کابلستان"، کابل، 1387 ، جلد دوم ـ صفحه 1008)

قابل تذکر است، وقتی محترمه داکتر سنزل نوید کتاب خود را تحت عنوان :

Religious Response to Social Change in Afghanistan (1919 -1929) نوشت، متن اصلی مرامنامۀ اساسیه فرقۀ استقلال و تجدد را از دری به انگلیسی ترجمه کرد و بعداً وقتی این کتاب از نگلیسی به دری توسط محترم جناب محمد نعیم مجددی ترجمه و چاپ گردید، متن اصلی مرامنامه دستخوش بعضی تغییرات متنی شد. این تغییر یک چیز طبیعی است که هرمتن وقتی به یک زبان دیگر ترجمه شود و بعد متن ترجمه شده دوباره بزبان اصلی برگردانده شود، همچو مشکلات به وجود می آید، مگر آنکه مترجم به اصل متن مراجعه کند.

به هرحال خوشحال هستم که اصل مرامنامه را در اختیاردارم که اینک متن اصلی آنرا ذیلاً به نشر می سپارم:

مرامنامه که به شکل یک کتابچه چاپ گردیده در روی جلد آن این عبارات نوشته شده است:

«مرامنامۀ اساسیۀ فرقۀ استقلال و تجدد ،

تاریخ: 20 سنبله 1307

تعداد طبع 2000 ، مطبعۀ شرکت رفیق»

در صفحات اول تا سوم بعد ازعنوان، 11 ماده گنجانیده شده است ، از این قرار:

«مرامنامۀ اساسیۀ فرقۀ استقلال و تجدد

1 ـ فرقۀ استقلال و تجدد که موافق قانون جمعیتها تشکیل شده یک جمعیت ملی و سیاسی است که مرکز آن کابل است.

2 ـ فرقۀ استقلال و تجدد که ملت افغان را بموقع ترقی و رفاه ارتقا میدهد، امکان هرقسم ادارۀ استبداد را مسدود میسازد و با کمال قناعت قلبیه و غایۀ سیاسیه قبول و اعلان مینماید که حفاظت استقلال مملکت حالاً و آتیاً از هر گونه تهلکه و تعرضات وظیفۀ عالیۀ ملیه و وطنیۀ هرفرد فرقۀ استقلال و تجدد است.

3 ـ فرقه، خرافاتی را که به اساس دین اسلام مطابق ندارد و دراثر اعتیادات جزو اعتقاد گرفته شده، آنرا از سیاست و اختلاطات متنوع سیاست تخلیص نموده، قوانین سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ملت را تشکیل و احتیاجات عمومیه را به اساسی که بمدنیت عصر حاضر علوم و فنون تجربه شده اطمینان بخش تطبیق بشود، تأمین می نماید.

4 ـ فرقه تمام فعالیت و همت خود را برای آسایش و رفاهیت عامه و حاکمیت ملی افغان وقف مینماید، و در نظر قانون یک مساوات مطلق را برای تمام افراد قبول میکند، امتیازات هیچ یک عائله، هیچ یک صنف، هیچ یک جماعت، هیچ یک فرد را نمی شناسد. رفع اجحاف و مظالم، انسداد حق تلفی، رجحان لیاقت و اهلیت را وظیفۀ وجدانیۀ و وطنیۀ خود می شمارد.

5 ـ فرقه رابطۀ قوی وحدت قلبیه، حسیه و فکریه را در هموطنان خود تزریق و تخلیق نموده، درتمام شعبات فعالیت این اساس را در موقع اعتبار و مرعیت می آورد، تطبیق حاکمیت قوانین موضوعه را بالای هر فرد مملکت مفکورۀ قطعیۀ خود می شمارد.

6 ـ فرقه کوشش می کند که توجه عامۀ ملت را درسایۀ مساعی جدیانۀ خویش در راه ترقی و رفاه ملت طوری جلب نماید که ملت طبعاً افراد فرقه را برغیر فرقه بموقع انتخاب وکلای شورای ملی ترجیح بدهد.

7 ـ تشکیل فرقه از مرکز آغاز و به سائر نقاط مهمۀ مملکت حتی قریه ها و محله ها وسعت می یابد.

8 ـ اشخاصیکه داخل فرقۀ استقلال و تجدد میشوند، سالانه مبلغی جزوی بخزینۀ فرقه جهت مصارف اداری اجتماعات و مراکز فرقه می پردازند.

9 ـ رئیس عمومی فرقۀ استقلال و تجدد و بانی فرقۀ مذکور اعلیحضرت غازی امان الله خان می باشد.

10 ـ نظامنامۀ تشکیلات و وظایف و سائر امور مربوط به فرقه و اجرا آت مرام آن بعد از ملاحظ و صحۀ جمعیت مرکزی فرقه طبع و نشر می شود.

11 ـ این اساسات عمومی ابداً تبدیل شده نمیتواند.» پایان متن مرامنامه.

به این اساس دیده میشود که اولین حزبیکه از طرف مقامات دولتی در افغانستان تشکیل گردید، همانا همین حزب مسمی به "فرقه استقلال و تجدد" است که بانی و مؤسس آن اعلیحضرت شاه امان الله غازی محسوب میگردد. متأسفانه عمر این تشکیل بسیار کوتاه بود و با اغتشاش سقاوی و سقوط سلطنت امانی از فعالیت باز ماند.

دومین حزب سیاسی که از طرف مقامات دولتی اداره و رهبری می شد، حزب "دیموکرات ملی" مسمی به "کلوپ ملی" بود که در راس آن سردار محمد داؤد خان و عبدالمجید خان زابلی قرار داشتند و در سال 1329 (1950 م) در کابل تأسیس شد (برای مزید معلومات دیده شود مقاله : "پاسخ بیک سؤال تاریخی: چرا غبار و محمودی به کلوپ ملی نپیوستند؟"، از این قلم، منتشرۀ افغان جرمن آنلاین، مورخ 20 جون 2015)

تشکیل سومین حزب دولتی را شهید محمد هاشم میوندوال، صدراعظم وقت بنام " جمعیت دیموکرات مترقی" بتاریخ 16 آگست 1966 اعلام کرد که جریده "مساوات" اورگان نشراتی آن بود و نزد عوام به همان نام شهرت یافت (برای شرح مزید دیده شود: کشککی، صباح الدین: دهۀ قانون اساسی، انتشارات میوند، چاپ سوم 1377، صفحه 181 )

چهارمین حزب دولتی همانا حزب "انقلاب ملی " (غورځنک ملی) محمد داؤد خان بود که در دوران ریاست جمهوری آن شهید اساس گذاشته شد و با سقوط آن نظام ازهم پاشید.

اینک کاپی روی جلد مرامنامه تقدیم است: