قابل توجه محترم آقای محمد نادرنعیم

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 30 اپریل 2018

نویسندهداکترسیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار30 اپریل 2018

امروز برطبق معمول وقتی ویبسایت وزین افغان جرمن آنلاین را باز کردم، مقالۀ پرمحتوای محترمه خانم نصیبه اکرم حیدری تحت عنوان "تجارت به خون شهدای هفت ثور گناهی است، نا بخشودنی" نظرم را جلب کرد. به تائید از نوشته ایشان خواستم مطالبی را که طی دو روز گذشته در فیسبوک انعکاس یافته بود، خدمت تقدیم دارم:

بتاریخ 26 اپریل به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت محمد داؤد ـ اولین رئیس جمهور کشور محفلی در تالار بزرگ تلویزیون ملی در کابل دائر گردید که درآن تعدادی به شمول رئیس جمهور غنی سخنرانی کردند، از جمله یکی هم آقای محمد نادر نعیم (فرزند مرحوم محمد عزیز نعیم و نواسه شهید سردار محمد نعیم خان ) بود. محترمه خانم زهره یوسف داؤد در صفحه فیسبوک خود ضمن یک تبصره مختصر در زمینه چنین نوشت:

«دوستان ارجمند روز هاى ٧و٨ ثور براى مردم افغانستان خيلى مهم هستند زيرا با اين روز هـا سرنوشت يك ملت رقم خورد و متاسفانه هنوز كه هنوز است قربانى پى آمد هاى شوم آن هستند و امروز از چهلمين سالگرد شهادت سردار داود خان شهيد در تالار راديو تلويزيون ملى افغانستان ياد بودى صورت گرفت. آقاى نادر نعيم در صحبت هاى خود فرمودند كه منحيث يك عضو خانواده سردار مرحوم قاتلين وى را مى بخشند و آرزو صلح و صفا به افغانستان نمودند و گفتند كه ديگر خون ريزى بس است كه سخنان شان قابل قدر است......»

درمورد این "بخشایش" آقای نادرنعیم عده ای ازهموطنان در فیسبوک تبصره کردند و اینجانب نیز یکی از انها بودم و چنین نوشتم:

«نمیدانم آقای نادر نعیم به چه دلیل این جنایت بزرگ تاریخ را که در حق یک تعداد منسوبین خانواده شهید محمد داؤد انجام دادند و از جمله بر اطفال معصوم و زنان و دختران و پسران جوان رحم نکردند، می بخشد؟ ایا همه صلاحیت بخشش در دست آقای نادر نعیم است؟ مگر دختر شهید محمد داؤد و نواسه های او که از این جنایت بدور ماندند، بیشتر از نادر نعیم صاحب صلاحیت در این مورد نمی باشند؟ گذشته از آن این جنایت با سرنوشت کشور و مردم ارتباط میگیرد و یک قضیه انفرادی نیست که آقای نادر نعیم حق بخشش این جنایتکاران تاریخ را به خود اختصاص دهد. آیا نادر نعیم میخواهد حمایت بقایای این جنایتکاران را به خود جلب کند تا از او احتمالاً در کاندید شدنش به ریاست جمهوری که دفعه قبل به مرحلۀ مقدماتی هم رسیده نتوانست، جلب کند؟ من تاحال نادر نعیم را یک شخصیت وارسته مثل پدر مرحومش عزیز نعیم که از دوستان نزدیک اینجانب بود، میدانستم، ولی با اینکار شان سخت متأثر شدم که خون های آن همه شهدای پاک را نادیده گرفته و بطور بسیار ناموزون بالاتر از صلاحیت شخصی خود عفو جانیان را اعلام داشته است که اینکار او مثل "گِل خشک" هرگز به دیوار نخواهد چسپید!»

محترمه خانم زهره یوسف داؤد لطف کردند و توضیحی را با این متن نوشتند:

«داكتر صاحب عزيز فكر مى كنم نادر نعيم يك شرط گذاشت كه: اگر مرتكبين جرايم عفو بخواهند؛ شايد حرف اشتباهى نزده باشد. اينكه نيت چه بوده باشد، بايد فرهنك عفو خواستن از ملت درين كشور نهادينه شود، زيرا فعلاً هر كس هر جرمى را كه مرتكب ميشود ديگر هيچ مسؤليت نمى گيرد. ما بايد به شهروندان موضوع مسؤليت پذيرى را به هر سويه اي كه باشد ترويج نمائيم.»

در مورد نهادینه شدن فرهنگ "عفو خواستن از ملت" و آنهم در ارتباط با چنین جنایت بزرگ نظرم را چنین بیان داشتم:

«زهره جان عفو خواستن هم مواردی دارد. انسان میتواند در مسائل فردی عفو را قبول کند و از گناه طرف بگذرد، ولی در مسائلی که با یک جنایت تاریخی مربوط است و در نهایت با سرنوشت یک کشور و مردمش از آنروز تا کنون ارتباط دارد، عفو خواستن و قبول آن بسیار مسخره و قابل تعجب است. آقای نادر نعیم از کی توقع دارد که پیش شود و به نمایندگی از همه جنایتکاران خلقی و پرچمی از وقوع این رویداد خونبارعفو بخواهد و آیا عفو خواستن فرضاً یک شخص میتواند نمایندگی از همه آن گروه نماید که در آن جنایت بزرگ اشتراک داشته اند؟ آیا با گفتن یک حرف خشک "عفو میخواهم" همه سیاهی ها پاک میشوند و با اظهار این حرف فرهنگ عفو خواستن نهادینه میگردد؟ دراینصورت باید همه دستگاه های عدلی و قضائی را از بین برد، زیرا هر مجرم فقط با "عفو خواستن" از تعقیب عدلی فراغت حاصل خواهد کرد. ما باید برای نهادینه شدن حق و عدالت تلاش کنیم، نه اینکه عدالت را قربان عفو خواستن نمائیم. اگر شما مجرم را به جزای اعمالش برسانید، دیگران از ارتکاب جرم محتاط میشوند و اما اگر مجرم را از طریق "عفوخواستن" از بازخواست رها سازید، آنوقت هیچکس ازعواقب ارتکاب جرم اندیشه و ترس نخواهد داشت. اینجاست که فرهنگ جنایت و فساد در جامعه رونق میگیرد.»