خرابات در لغت به معنی میکده و میخانه است، درعربی خرابه و ویرانه و در دری و فارسی عشرتکده و محل نردبازی با رندان را گویند، اماخرابات به زعم عرفا و متصوفان مقامی است که درآن عادات نفسانی جای خود را به اخلاق ملکوتی میدهد، جائیکه عارفان از قید عادات و حالات نفسانی رهائی یافته و از بادۀ وحدت سرمست میشوند و نیز خراباتی به شخصی اطلاق میگردد که ید طولا در سخاوت دارد. اما دراینجا سخن از محلۀ "خرابات" کابل است که در قدیم کوچه "خواجه خوردک" نامیده می شد و محل اقامت شخص صاحب حال بود که درآن از قدیم خانقاهی داشت.
درعصر تیمورشاهی بار اول یک دسته از خوانندگان و نوازندگان هندی به کابل آورده شدند تا برای درباریان به ساز و سرود بپردازند. نخست به آنها در ارگ بالاحصار که جایگه شاه بود، جا دادند و بعد آنها را در کوچه خواجه خوردک که بیرون ارگ و درهمواری بین شهدای صالحین و شهر قدیم عبورگاه بود، مقیم ساختند.
از آنوقت تا عهد امیر شیرعلی خان هنر موسیقی رونقی نداشت؛ وقتی امیر به هند سفر کرد، از آنجا برعلاوه یک تعداد افسران هندی برای تنظیم امور نظامی، چند تن از سرایندگان و نوازندگان را نیز با خود آورد. در آنوقت مردم موسیقی و نوازندگی را چندان به نظر قدر نمی دیدند وتنها درطریقۀ "چشتیه" نعت خوانی را با موسیقی خوش داشتند. اما در دربار موسیقی مورد توجه بود و در روزها و شب ها معین درباریان بخصوص جوانان دربار این دسته نو وارد را به قصر میخواستند و از موسیقی و آواز آنها لذت می بردند. همین کوچه "خواجه خوردک" در زمان امیر موصوف به کوچه خرابات شهرت یافت و از آنوقت تا امروز مهد موسیقی و محل سکونت اهل این هنر قرار گرفت که استادان نامدار در این عرصه از همین محل سربلند کردند که نامهای شان درج تاریخ هنر موسیقی کشور میباشد.
میا سمندرخان یک از جمله همین کسانی بود که درعصر امیرشیرعلی خان به کابل آمد. بعد او پسرش استاد قربانعلی و نواسه او استاد نتو شاگردان زیاد در این رشته تربیت کردند، از جمله استاد قاسم افغان یکی از شاگردان استاد قربانعلی بود که بعد نزد استاد پیارا خان شاگردی نمود. درآن عصر همچنان یکی از زنان سراینده بنام "مینا" نیز از هند به کابل آمد و از اینطریق موسیقی هند به کشور راه یافت.
در زمان امیرعبدالرحمن خان موسیقی بیشتر عام شد و مخصوصاً بعد از فتح نورستان که در موسیقی و آواز خوانی سبک خاص داشتند و بطور دسته جمعی آواز میخواندند و آوردن عده ای از آنها به کابل مرحله دیگر این هنر محسوب میشود، طوریکه معلوم است در جمله نورستانی ها خانمی بنام "صوبی" با آواز دلکش خود توجه استاد سمندرخان را جلب کرد و به صف شاگردانش نشست و او دختری داشت به اسم "دیتو" که زن پارسا و عابده بود، و بعد به نکاح استاد قاسم درآمد و از او فرزندانی بدنیا آمد که همه مثل پدر صاحب کمال و هنر بودند.
از بزرگان خرابات میتوان از استاد ستارجو پدر استاد قاسم، عطاحسین و جیلانی سارنگی مامای استاد غلام حسین که از کشمیر به کابل آمده بودند، نیز نام برد. در عصر امانی برای اولین بار ماشین سینما به کابل آورده شد و فلم های "سامت" یعنی بدون صدا را نمایش میدادند که استاد غلام حسین با پیانو یا آرمونیه و استاد ناظرحسین با دلربا و استاد چاچه محمود با طبله درپشت پرده موزیک می نواختند و فلم را از حالت بیصدائی آن به نحوی بیرون میکردند. درعصر امانی هنر موسیقی جایگاه بلند در دربار یافت و استاد قاسم افغان با دسته نوازندگان خود نزد شاه امان الله بسیار حرمت پیدا کرد و موسیقی نیز جزء پروگرام درسی مکاتب و استادان فوق الذکر به تدریس آن می پرداختند که بعد از اغتشاش ملای لنگ حکومت مجبور شد تا موسیقی را از پروگرام درسی بیرون کند.