مختصری دربارۀ تاریخچه لویه جرگه ها در افغانستان

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 21 جنوری2018

نویسندهداکترسیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار21 جنوری2018

(بخش بیست و یکم)

9 ـ لویه جرگه ها پس از سقوط طالبان و رویکار آمدن نظام جدید:

سقوط طالبان – سرآغاز یک دورۀ جدید:

به هر اندازه که طالبان درافغانستان بیشتر مسلط شدند و قوه های مخالف راخلع سلاح و درخود مدغم کردند، به همان اندازه حرص شان برای حفظ قدرت زیادتر گردید و برفشار نظامی خود افزودند. آنها چون ماهیت ایدئولوژیک نداشتند و فاقد دانش سیاسی لازم بودند، بسیار زود دردام گروه های دیوبندی پاکستان وزیر نفوذ عربها و سازمان القاعده مخصوصا شخص اسامه بن لادن قرار گرفتند و درعین زمان روابط خاص را با مافیای قاچاق مواد مخدره و قاچاق مال التجاره پاکستان برقرار کردند. ازاینجاست که تفکر سیاسی طالبان درمسائل بین المللی به سمت ضدیت با غرب و جامعه مدنی، ناسازگاری با اصول و نورمهای جهانی، پیوند با افراطیون ملیشائی اسلامی، پناه دادن به تروریستها، شراکت باقاچاقیان وتعصب و تنگ نظری خاص زیر نام اسلام کشانیده شد. عاقبت کار بجائی رسید که حامیان اول شان تدریجاً به دشمنان آخرشان تبدیل شدند وهمانطوریکه درعروج آنها نقش بازی کردند، زمینه های سقوط شانرا نیز فراهم نمودند.

درسال 1377(1998م) حوادثی رخ داد که روابط طالبان و امریکا را برهم زد و امیدی را که موجب دلبستگی امریکا به طالبان شده بود، به یاس مبدل کرد. امریکائی ها مکرراً به طالبان هوشدار میدادند تا از پناه دادن وحمایت اسامه بن لادن که متهم به چندین عملیات تروریستی علیه امریکا وتهدید علنی امریکائی ها بمرگ بود، دوری جویند و موصوف را جهت محاکمه به امریکا بسپارند، ولی طالبان به این اخطارها کمترین توجه و اعتنا نکردند. امریکا بتاریخ16سرطان 1378 (6 جولای 1999م) دربرابر طالبان به وضع تعزیرات اقتصادی متوسل شد. بتاریخ 15 اکتوبر همان سال شورای امنیت ملل متحد نیز بار اول تعزیرات را برطالبان نافذ ساخت و سال بعد بر وسعت ساحه وشدت اجرای آن افزود. بدون شک قدم بعدی ، همانا اقدامات نظامی بود که برفحوای ماده 42 منشور ملل متحد علیه طالبان ازطرف شورای امنیت باید به منصه اجرا قرار می گرفت، ولی حادثه 11سپتمبر 2001 اوضاع را به یکبارگی تغییر داد وامریکا را بسوی اقدامات عاجل نظامی کشانید. (برای شرح مزید دیده شود: کاظم، سیدعبدالله ـ "وضع تعزیرات برطالبان و معضله افغانستان"، نیویارک، 2001، صفحه 53 تا 85)

دراثر حادثه فاجعه بار11 سپتمبر دو آسمان خراش بزرگ مرکز تجارت جهانی درنیویارک سقوط کردند و یک قسمت ساختمان وزارت دفاع امریکا پنتاگون ویران گردید و برعلاوۀ ملیاردها دالر خساره مالی، بیش ازسه هزار انسان بیگناه دراین تراژیدی جان دادند. این اولین بار بود که امریکا درداخل کشور با یک فاجعه مرگبار و یک عمل تروریستی مدهش وبزرگ مواجه می شد. وقوع این حادثه مثل انفجار یک بمب اتومی درجهان پیچید و زنگهای خطر تروریزم را درهمه جا بصدا درآورد.

جارج بوش رئیس جمهور آنوقت امریکا درهمان روز حادثه اعلام کرد که امریکا مسئولین فاجعه و کسانیرا که به این تروریستها پناه داده اند، به پای میز محاکمه خواهد کشانید. روز بعد وزیر خارجه امریکا مسئولیت حادثه را بدوش سازمان القاعده و در راس آن اسامه بن لادن انداخت واز طالبان بار دیگر تقاضا کرد تا اسامه را جهت محاکمه به امریکا بسپارند. طالبان مثل گذشته به این تقاضا وقعی نگذاشتند و داستان همیشگی خود را تکرار کردند، اما مقامات امریکا ئی این بار جدی و مصمم بودند و از همان روزهای اول موضوع حملۀ نظامی برافغانستان را به منظور فروپاشی سازمان القاعده و سقوط رژیم طالبان درنظر داشتند. امریکائی ها نخست کوشیدند تا مبارزه علیه تروریزم را وجه جهانی دهند و حمایت و اشتراک مساعی کشورهای جهان را دراین مورد حاصل کنند که به سهولت و سرعت به آن دست یافتند. شورای امنیت ملل متحد نیز با اقدام امریکا علیه تروریزم هم صدا شد وبزودی جبهه ضد تروریزم درجهان وسعت پیداکرد.

امریکا با جلب توافق بعضی کشورهای منطقه و همکاری پاکستان و ازبکستان بتاریخ 15 میزان 1380 (7 اکتوبر2001م) اولین حمله نظامی خود را ازطریق هوا به افغانستان درساحات تحت تسلط طالبان آغاز کرد. وضع متشنج و پیچیده سیاسی پاکستان و شدت عکس العمل های افراطیون اسلامی آنجا برعلیه حملات امریکا درافغانستان، خطر برهم خوردن اوضاع و احتمال ایجاد نا آرامی ها را درآنکشور می افزود. لذا امریکا نخواست با این حالت، حملات را از طریق پاکستان از جنوب افغانستان آغاز کند، بلکه با ازبکستان به تماس شد وحملات را ازطریق آنکشور ازشمال با دستیاری مستقیم قوه های ضد طالبان درافغانستان یعنی جناحهای مختلف جبهه متحد شمال شروع کرد.

قوای هوائی امریکا درقدم اول عملیات خود را برفروپاشی کامل قوای هوائی طالبان متمرکز ساخت و سپس مراکز تجمع قوتهای طالبان و القاعده را درشمال کشور زیرآتش گرفت. دراینجا نیروهای پراگنده جبهه متحد شمال با استفاده ازمساعدت اوضاع و حمایت مستقیم امریکا رو به پیشرفت گذاشتند و قدم بقدم با شکست و عقب نشینی قوای طالبان، اراضی ازدست رفته آنها را متصرف شدند. تا آنکه بتاریخ 9 نوامبر2001 شهر مزار شریف سقوط کرد و بعد از آن اکثر ولایات شمال از تصرف طالبان خارج گردید و آن ساحات به تصرف قوای جبهه شمال درآمد. بتاریخ 12 نوامبر طالبان بطور غیرمترقب شهر کابل را ترک کردند، عده ای بسوی قندهار رفتند وعده ای دیگر پا بفرار گذاشتند. دراین موقع قوای جبهه متحد (جناح شورای نظار) بدون مقاومت و مشکل به کابل وارد شدند و بساط حکومت خود را درآن شهر بعد ازتقریبا پنج سال گریز باردیگر درکابل هموار کردند.

درمدت کمتر از دوماه دراثر عملیات هوائی و قسما زمینی امریکا، رژیم طالبان درافغانستان ازهم پاشید وقوای القاعده نیز پراگنده شد و اما بعضی مقاومت ها ی محلی بخصوص درحواشی ولایات قندهار، هلمند، اورزگان و پکتیا جریان داشت. امریکائی ها از ورود قوای جبهه متحد،‌ خاصتاً قوای مسعود درکابل راضی نبودند، اما دربرابر یک عمل انجام شده قرارگرفتند وسعی کردند به کمک ملل متحد وبعضی کشورهای اروپائی و با جلب تفاهم کشورهای همسایه درچارچوب فورمول (6 +2) هرچه زودتر یک کنفرانس بین الافغانی را با یک ترکیب خاص ومطلوب خود دائر نمایند تا درمورد سرنوشت افغانستان وتشکیل یک حکومت مؤقت تصمیم اتخاذ دارند. این کنفرانس به اشتراک نمایندگان چهارگروپ سیاسی افغان بتاریخ اول قوس 1380(21 نوامبر2001م) در "پیترزبرگ" در حواشی شهر بن جمهوری اتحادی آلمان دائر شد که منتج با امضای یک موافقتنامه گردید.

موافقتنامه بن و تشکیل حکومت مؤقت:

با درنظر داشت نقش ملل متحد برای پر کردن خلای قدرت پس از سقوط طالبان درافغانستان، آقای لخدر ابراهیمی - نماینده خاص سرمنشی ملل متحد درامور افغانستان که مدتی خود را از مسائل دور گرفته بود، دوباره وارد صحنه فعالیت گردید. اولین قدم همانا تدویر اجلاس مورخ اول اکتوبر2001 درروم درمنزل شخصی پادشاه سابق بود. دراین مجلس طرفین روم و نمایندگان جبهه متحد به تفاهم رسیدند که درمورد تدویر لویه جرگه اضطراری با امتیازمساوی (60 نفر ازهرطرف) اقدام نمایند تا بدانوسیله یک بدیل ائتلافی (روم و جبهه متحد) را بجای طالبان به وجود آورند. موضوع وقتی جدی گردید که طالبان بتاریخ 12 نوامبر بطور غیر مترقب کابل راترک کردند و قوای جبهه متحد به آن شهر وارد شدند. بروز 13 نوامبر ابراهیمی یک پلان پنج فقره ای را که شباهت بسیار به پلان سه فقره ای پادشاه سابق داشت، به شورای امنیت ملل متحد ارائه کرد وبرطبق آن خواهان تشکیل یک حکومت با قاعده وسیع و متشکل از اقوام مختلف درافغانستان گردید. بعد از آنکه پلان مذکور به تائید شورای امنیت رسید، ابراهیمی برطبق آن از چارگروپ سیاسی افغان دعوت کرد دریک کنفرانس درشهر بن جمهوریت اتحادی المان اشتراک نمایند و راجع به ایجاد یک بدیل تصمیم گیرند.

درباره ترکیب جناح های سیاسی شامل کنفرانس باید خاطر نشان کرد که این ترکیب اساسا متشکل ازدوجناح اصلی یعنی روم وجبهه متحد ودوجناح فرعی مسما به قبرس و مجمع صلح و وحدت ملی بود که دوجناح فرعی بیشتر برای جلب خاطر ایران و پاکستان به دوجناح اصلی علاوه گردیدند. ازجبهه شمال 12 نماینده، از روم 6 نماینده، از قبرس 3 نماینده واز مجمع صلح 3 نمانیده رسمی درکنفرانس معرفی شدند (البته یک تعداد نمایند گان غیررسمی به حیث مشاورین درهرحلقه نیز درکنفرانس اشتراک داشتند که تعداد شان به 37 نفر میرسید)

اجندای این کنفرانس که ازتاریخ 21 نوامبر آغاز و بطور تشدیدی الی تاریخ 5 دسمبر2001 درشهر بن جمهوریت اتحادی آلمان ادامه یافت، قبلا توسط ابراهیمی و به همکاری زلمی خلیزاد و گروپ مربوطه تهیه گردیده بود، بانظارت و ساطت آنها بشکل سیستماتیک طوری پیشبرد شد که اشتراک کنندگان مجبور شدند اختلافات ذات البینی را (عجالتاً) کنارگذارند و در تشکیل یک اداره مؤقت شش ماهه و متعاقباً یک اداره انتقالی دوساله بعد از جروبحث ها ی زیاد بخصوص درمورد تقسیم کرسی های کابینه به توافق برسند. دراثر این تفاهم متن یک موافقتنامه که قبلا به زبان انگلیسی تهیه شده بود، بتاریخ15 قوس1380 (5 دسمبر2001) ازطرف رؤسای هیئت های مربوطه درشهر بن به امضا رسید. به موجب این موافقتنامه که آغاز یک دوره جدید درافغانستان محسوب میشود، فیصله بعمل آمد تا:

1 ـ یک ادارۀ مؤقت که متشکل ازیک حکومت مؤقت، یک کمسیون مستقل برا ی تدویر لویه جرگه اضطراری و یک ستره محکمه است، درافغانستان به وجود آید؛

2 ـ حکومت مؤقت که در راس آن یک رئیس قرار دارد، متشکل از پنج معاون و24 وزیر خواهد بود که ازطرف همین مجلس تعیین خواهد شد؛

3 ـ حکومت مؤقت بتاریخ 22 دسمبر2001 زمام امور را از رژیم قبلی بدست خواهد گرفت و تا شش ماه بکار دوام خواهد داد؛

4 ـ به مجرد انتقال رسمی قدرت به اداره مؤقت، قوای مسلح افغان و گروه ها ی مسلح درکشور تحت فرمان و کنترول این اداره قرارخواهند گرفت و برطبق مقتضیات جاری امنیتی قوای مسلح دوباره تنظیم خواهد شد؛

5 ـ اداره مؤقت با جامعه بین المللی درراه مبارزه علیه تروریزم، تولید وقاچاق مواد مخدره وجنایات سازمان شده همکاری خواهد کرد ومتعهد میباشد تا به قوانین بین المللی احترام گذارد و با کشورهای همسایه و باقی اعضای جامعۀ بین المللی مناسبات صلح آمیز و دوستانه برقرارکند؛

6 ـ کمسیون 21 نفری مستقل برای تدویر لویه جرگه اضطراری که اعضای آن به پیشنهاد افغآنها و تائید ملل متحد تا22 جنوری 2002 تعین خواهد شد، مکلف است الی دوماه بعد از آغاز کار، طرزالعمل تدویر لویه جرگه را با جزئیات آن ترتیب واعلام دارد و درختم مدت کارشش ماهۀ حکومت مؤقت، لویه جرگه اضطراری را دائر نماید؛

7 ـ لویه جرگه اضطراری یک ادارۀ انتقالی را برای مدت جمعاً دو سال تعیین میکند که در راس آن رئیس دولت قرارخواهد داشت و این اداره مکلف است مسوده قانون اساسی را توسط یک کمسیون مخصوص تهیه نماید و الی یک ونیم سال با تدویر لویه جرگه عنعنوی آنرا تصویب و با انفاذ آن درایجاد یک حکومت انتخابی برا ی افغانستان اقدام کند؛

8 ـ با رویکار آمدن حکومت انتخابی بعد از دوسال فوق، ادارۀ انتقالی جای خود را به حکومت انتخابی سپرده و خود منحل میشود و دورۀ عادی درافغانستان آغاز می یابد؛

9 ـ چوکات قانونی اجراآت دراینمدت برمبنای قانون اساسی سال 1964 استوار خواهد بود، البته با انصراف ازموادیکه مغایر به روحیه این موافقتنامه باشد.

موافقتنامه برعلاوه متن عمومی دارای چهار ضمیمه بود: ضمیمه اول مربوط به قوای امنیتی بین المللی، ضمیمه دوم درباره نقش ملل متحد، ضمیمه سوم راجع به توقعات اعضای افغانی مجلس از سازمان ملل متحد و ضمیمه چهارم مشتمل براسمای رئیس حکومت، معاونین و اعضای 24 نفری کابینه بود که همه ازطرف اعضای افغانی مجلس بن البته با جار و جنجال زیاد تعیین گردیدند. در راس حکومت مؤقت بنابر توصیه و حمایت مقامات امریکائی حامد کرزی (منسوب به گروپ روم) به حیث رئیس حکومت مؤقت برگزیده شد. باید خاطرنشان کرد که داکترعبدالستار سیرت (رئیس هیئت نمایندگی روم) که کاندید دیگر این مقام بود، با وجود حمایت اکثریت قاطع اعضای مجلس روی دلائلی ازموقف خود به نفع کرزی گذشت.(دراین باره توضیحات بیشتر بعداً در ارتباط با انصراف شاه سابق از کاندید شن برای ریاست ادارۀ انتقالی از قول زلمی خلیلزاد در کتابش تحت عنوان "فرستاده" ارائه خواهیم کرد.)

صحبت های بعدی داکترسیرت میرساند که این گذشت اوکمتر رضا کارانه، بلکه بیشتر مبتنی بردرک موضوعی بود که امریکائی ها اساساً درنظر داشتند یک شخصیت مورد اعتماد خود را که منسوب بیکی از اقوام پشتون افغانستان باشد، به ریاست حکومت مؤقت بگمارند. طورمعلوم آنها قبلاً قوماندان عبدالحق قوماندان معروف جهادی از ننگرهار و حامد کرزی از قندهار را برای این مقام درنظر گرفته بودند، چنانچه این دوشخصیت چند روز بعد از آغاز حمله قوای امریکائی برطالبان بصورت غیرمترقب بداخل افغانستان اعزام شدند و کوشیدند درمقابل قوای نیمه متلاشی شده طالبان یکی در ننگرهار و دیگری در ارزگان به حمایت امریکائی ها داخل فعالیت شوند.

قوماندان عبدالحق دراثر بی احتیاطی خودش و نرسیدن کمک به موقع از جانب امریکائی ها بدام طالبان افتاد و شهید شد وحامد کرزی نیز که هیچگاه تجربه قوماندانی جبهه وامور نظامی را نداشت، قریب بود به سرنوشت عبدالحق گرفتارشود، ولی بخت با او یاری کرد و توسط قوای امریکائی محافظش نجات یافت.

برطبق موافقتنامه بن بتاریخ دوم جدی 1380 (22 دسمبر2001) مراسم رسمی انتقال قدرت از رژیم ربانی که چند هفته قبل مجدداً به کابل دست یافته بود، به حکومت مؤقت تحت ریاست حامد کرزی درکابل برگزار شد وحکومت جدید شروع بکار کرد.

تدویر لویه جرگه اضطراری:

برطبق فقره سوم موافقتنامه بن، مدت کارحکومت مؤقت فقط برای شش ماه تعیین گردیده بود. حکومت موقت وظیفه داشت که درختم این مدت یعنی 22 جون 2002 لویه جرگه اضطراری را دائر کند تا جرگه مذکور یک حکومت انتقالی را برای جمعاً دوسال بوجود آورد و یکنفر را بحیث رئیس آن انتخاب نماید، همچنان برای ساختار واعضای کلیدی حکومت انتقالی پیشنهادات لازم را ارائه دهد. حکومت مؤقت برطبق بخش چهارم فقرات 1 تا 5 موافقتنامه بن، باید درظرف مدت یکماه کمسیون مستقل مخصوص برای تدویر لویه جرگه اضطراری را تأسیس و 21 نفر اعضای کمسیون مذکور را ازبین اشخاص واجد صلاحیت علمی و اجتماعی به مشوره ملل متحد تعیین کند و آنها را جهت تدویرلویه جرگه اضطراری، انتخاب نمایندگان جرگه، نظارت و اجرای همه امور مربوط توظیف نماید.

بتاریخ 23 جنوری 2002 اعضای 21 نفری کمسیون بعد از تائید ملل متحد از طرف کرزی تعیین گردیدند که در راس آن محمد اسمعیل قاسمیار- سابق قاضی ستره محکمه گماشته شد، درجمله اعضا سه نفر خانم نیز شامل بودند. اولین کار کمسیون تثبیت تعداد مجموعی نمایندگان شامل جرگه بود که جمعاً به 1501 نفر رسید. از391 ولسوالی کشور، به اساس اندازه نفوس هر ولسوالی (برطبق احصائیه تقسیمات نفوس در20 سال گذشته) باید 1051 نفر از طرف مردم با روش غیرمستقیم انتخاب می شدند و متباقی به اقشار مختلف جامعه اختصاص یافت، به این شرح که: اعضای حکومت و کمسیون لویه جرگه (جمعا 53 نفر)، شخصیتهای با نفوذ (20 نفر)، مؤسسات اجتماعی و فرهنگی (51نفر)، شخصیتها علمی و مسلکی (29 نفر )، مهاجرین ایران و پاکستان (100 نفر) بیجا شدگان (6 نفر) و سهمیه خاص طبقه اناث 100 زن که درمجموع به تعداد 160 نفر نمایندگان را زنان تشکیل میدادند.

جریان انتخاب نمایندگان بهرشکل که بود، انجام یافت و لویه جرگه اضطراری بتاریخ 10 جون 2002 (21 جوزا 1381) بعد از سه باز تعویق درخیمه مخصوص درساحه پولیتختیک کابل توسط بیانیه اعلیحضرت پادشاه سابق گشایش یافت و تا 16 جون دوام کرد. طی اجلاس اول محمد اسمعیل قاسمیار با کثریت آراء به حیث رئیس لویه جرگه انتخاب شد و از جمله کاندید ها برای دو کرسی معاونیت، یکی داکتر سیما سمربه حیث معاون اول و داکتراعظم دادفر به حیث معاون دوم به اکثریت آرای لویه جرگه برگزیده شدند.

حامد کرزی ـ برنده انتخابات:

یکی از وظایف عمده لویه جرگه اضطراری انتخاب رئیس حکومت دردورۀ انتقالی بود که جمعاً سه کاندید برای این مقام خود را معرفی کردند: حامد کرزی ـ رئیس موجود حکومت مؤقت، داکتر مسعوده جلال طبیب و یک چهره قبلاً ناشناخته درکشور وانجنیرمیرمحفوظ ندائی ـ یک تکنوکرات که دردوره های مختلف طی چند دهه اخیر درمقامهای بلند وزارت معادن وصنایع ایفای وظیفه کرده بود.

انتخاب رئیس حکومت در دوره انتقالی بروز 13 جون بعد ازایراد بیانیه های سه کاندید مبنی برمعرفی خط مشی شان با مراجعه به آرای نمایندگان مجلس صورت گرفت و درنتیجۀ رأی گیری: حامد کرزی با 1295 رأی به حیث رئیس حکومت انتقالی انتخاب شد، درحالیکه داکتر مسعوده جلال 171 رأی و میرمحفوظ ندائی فقط 89 رأی بدست آوردند. به این اساس حامد کرزی به حیث رئیس حکومت انتقالی به اکثریت قاطع آرای لویه جرگه برگزیده شد.

در رابطه با تعیین کابینه جدید 29 عضوی کرزی، مأیوسیت عده ای ازنمایندگان و مردم کشوراز تقرر مجدد اکثراعضای کابینه قبلی بیشتر شد، زیرا مردم بطور کل دراین زمینه انتظار یک تحول عمده را داشتند. اکثر مردم اینکار را بیشتر ناشی ازمداخلات بیش از حد زلمی خلیلزاد میدانستند که بازهم قدرت را مثل سابق به جناحهای همکار قوای نظامی امریکا حین سقوط طالبان یعنی جبهه متحد شمال سپرد.

کاندید شدن یک زن برای مقام ریاست دولت ـ یک رویداد تاریخی:

از جمله سه کاندید برای مقام ریاست حکومت انتقالی، یکی هم خانم داکتر مسعوده جلال بود که در واقع با قبول کاندید شدنش ازطرف لویه جرگه یک مانع و یک سنت در کشورشکست و برای نقش زنان در آینده امیدواری زیاد پیدا شد. داکترمسعوده جلال درسال 1342 (1963) به گفته خودش دریک خانواده منور تحصیل یافته و متوسط الحال متولد گردید، بعد از فراغت از مکتب به پوهنځی طب معالجوی کابل شامل و درسال 1367 ازآنجا فارغ شد. موصوفه به حیث داکتر درچند شفاخانه کابل کار کرد و نیز عضویت کدر علمی پوهنځی طب را حاصل نمود. او مدت کوتاه با مؤسسه نسوان وبعداً با کمشنری عالی ملل متحد برا ی مهاجرین به همکاری پرداخت.

اینکه آیا در یک نظام اسلامی یک زن میتواند به حیث رئیس دولت انتخاب شود، سؤالی بود که قبلاً درسمینارهای بنام "فردای افغانستان اسلامی" منعقده پشاور درسال 1369 (1990) مطرح بحث قرار گرفت و نظریات مختلف درزمینه ابراز گردید. باید گفت گرچه در اکثر کشورهای اسلامی چنین ممانعتی برای زنان وجود ندارد، ولی در برخی دیگر کشورهای اسلامی ازجمله عربستان سعودی، ایران و کشورهای خلیج زنان از این حق محروم اند. درافغانستان نیز با نفوذ محافظه کاران مذهبی از یکطرف و رعایت اصول عنعنوی و پشتونوالی ازطرف دیگر ترس ازاین بود که مبادا همچو ممانعت مطرح شود ویا سکوت قانونی مشکلات بعدی را بوجود آورد. لذا گردانندگان امور خواستند با ورود یک کاندید زن درلویه جرگه اضطراری احتمال این محدودیت را عملاً ازبین بردارند. برطبق خواستهای جامعه مدنی که درموافقتنامه بن بطور واضح درمورد احترام به تعاملات بین المللی حقوق بشر، عدم تبعیض جنسی وغیره انعکاس یافته بود، هم حکومت مؤقت کرزی هم نماینده ملل متحد و بخصوص مقامات امریکائی درکابل کوشیدند ازبین زنان افغان یکی را باداشتن شرایط نسبتا مساعد تشویق نمایند تا خود را برای این مقام کاندید کند، ولو که کمترین چانس را داشته باشد.

بعضی ها ازخود می پرسیدند که چرا داکتر مسعوده جلال با فقدان سوابق کارسیاسی، اداری، جهادی وغیره حاضر به قبول نامزدی به چنین مقام ارشد گردید وچرا زنان سرشناس و قبلاً فعال سیاسی و اکثر با پشتوانه های محکم قومی مثلا فاطمه گیلانی، سیما سمر، آمنه افضلی، صدیقه بلخی ویا یک شخصیت علمی مثل محبوبه حقوقمل ویا دیگران علاقمند چنین کارنشدند؟ این سؤالی بود که جواب آنرا میتوان ازبعضی انگیزه ها در آنوقت بدست آورد. واضح بود زنان سرشناس مذکور که با حکومت مؤقت نیزهمکار بودند، میدانستند موفقیت کرزی یک موضوع قطعی است وبناً نخواستند خود را به حیث رقیب ضعیف دربرابر یک شخص دارای چانس قوی قرار دهند وشکست را یک صدمۀ به شهرت خود و نیز ازدست دادن چانس برای مقام های بعدی تلقی کردند. لذا باید شخصی حاضر به قبول همچو موقف می شد که در شکست انتخاباتی، نه تنها چیزی را از دست نمیداد، بلکه میتوانست امتیازات بعدی را حاصل کند وبه یکبارگی ازعالم گمنامی به اوج شهرت برسد وبا کمی تحمل و دقت دروازه های پیشرفت سریع برویش باز گردد. احتمال داشت که تلاشهای زیاد ازطرف مراجع افغانی و غیرافغانی درجستجو همچو شخص صورت گرفته باشد و درنتیجه از میان چند تن، یکی مسعوده جلال بود که جرأت و شهامت قبولی کاندید شدن به این مقام را از خود تبارز داد.

بهر حال اینکه چگونه موصوفه توانست به حیث کاندید دوم 171 رأی بدست آورد، درحالیکه کاندید سومی با وجود سوابق کارواحتمالا افکار چپگرا فقط 86 رأی حاصل کرد، سؤالی بود که بعضی ها جواب آنرا به حمایت بیشتر وکلای زن از مسعوده جلال در لویه جرگه میدانند که تعداد شان جمعاً به 160 نفر میرسید، برخی دیگر از نقش جمعیت اسلامی به ارتباط شوهر او (فیض الله جلال از بدخشان که بین سالهای 1979 – 1980 درپلچرخی زندانی بود) صحبت میکردند. ولی به ادعای خود مسعوده جلال که زیادترین آرای حاصله را از جانب یکعده طرفدران شاه سابق (البته مبتنی بریک حرکت احتجاجی علیه کرزی) دریافت کرده است، بیشتر محقق به نظر می آید.

مسعوده جلال دربیانیه 15دقیقه ای که به مناسبت قبول کاندیدای خود درلویه جرگه اضطراری بیان کرد- درحالیکه سروموهای خود را با یک چادر رنگ روشن پیچیده بود، گفت: «من یک خواهر شما هستم، ‌از من خواستید تا خود را به زعامت دولت کاندید کنم، اینک نظر شما راقبول میکنم» و افزود: «زنان افغان قهرمانان هستند؛ آنها به جهان اعلام میدارند به همان مشکلات شدید که طی پنج شش سال گذشته درخانه مجبور به اقامت شدند وآنرا تحمل کردند، اکنون آنها نمونۀ زنده از رنج هایی اند که ملت ومردم افغان با آن مواجه بوده اند، لذا زنان با این شکیبائی میتوانند افغانستان را نجات دهند و دنیا باید به آنها اعتماد کند.» اوگفت: «وقتی میدیدم که مردم ما طی 23 سال رنج می بردند واز فقر جان میدادند، من همیشه به این سؤال فکرمیکردم که چگونه میتوان ازاین مشکلات رهائی یافت؟ حالا که این زمینه میسر شده است، من یک زن افغان هستم و اهلیت زعامت کشور خود را دارا میباشم، دیگر همه چیز مربوط شما است". (برگرفته ازمتن انگلیسی گزارش "یورایشیا ـ نت" مورخ 17 جون 2002 )

با وجود همه مشکلات و تبصره ها، میتوان گفت که لویه جرگه اضطراری یک رویداد تاریخی بود که درآن بیشترین نمایندگان درتاریخ لویه جرگه های کشور اشتراک داشتند و اولین لویه جرگه ای بود که به تعداد 160 نفر وکیل از طبقه اناث درآن سهیم بودند. این جرگه همچنان یک درس بزرگ برای جلسات بعدی بود که باید از تجارب حاصله آن درآینده استفاده لازم بعمل می آمد و نیز بعد از چند دهه باردیگر یک فرصت نیک بود که به مردم افغانستان مژده امید به آینده را میداد.

نکته بسیار جالب ومهم درلویه جرگه صراحت بیان عمومی 160 نفرزنان نماینده بود که توجه مردان را نیز بخود جلب کرد. در گزارش نشریه "یورایشیاـ نت" مورخ 17 جون 2002 که ازجریان اجلاس لویه جرگه خبر میداد، حاکی از آن بود که: «دراثنای وقفه مجلس، جمعیت انبوه مردان در اطراف زنان سرشناس مجلس تجمع میکردند و نظر آنها را درمورد جریان رویدادهای مهم روز جویا می شدند». یکی از مردان به گزارشگر گفت: «زنان را دراینجا بسیار صبور و قابل اعتماد یافتم. اگر یک زن به حیث رهبر انتخاب شود،‌ افغانستان با سرعت زیادتر ترقی خواهد کرد.» ثریا بهادری – یکی از وکلای زن ضمن انتقاد برروند مباحثه روی مسائل مورد بحث مجلس گفت: «ما اینجا امده ایم که بهترین شخصیتها را برای حکومت خود انتخاب کنیم، متأسفانه وقت بیشتر به مسائل گذشته صرف میشود.» بسیار از زنان درمجلس موضوعات حساس سیاسی را با متانت زیاد مطرح کردند، یکی انتقاد داشت که: «چرا سرود ملی مربوط دوره ربانی را که یک رژیم منحط بود، درآغازمجلس پخش کردند؟»، دیگری گفت: «چرا جنگ سالاران دراین مجلس حضور دارند؟» وبسوی سیاف اشاره کرد و گفت: «دستهای ما زنان به خون الوده نیست این مردان اند که به کشتار یکدیگر دست زده اند و آنها اند که از یکدیگر می ترسند». مردان نیز خاموش نبودند آنها نیز اعتراضهای جدی داشتند. یکی ازوکلای مرد که ازکنر بود به گزارشگر گفت: «قرآن مجید ریاست زن را در کشور منع کرده است» و مرد دیگر این مطلب رابه گونه دیگر مطرح ساخت: «من میخواهم خانمم به ریاست دولت انتخاب شود، لاکن موضوع اطفالم چطور میشود وقتی او به سفر برود من چگونه بگذارم خانمم با مردان همراه باشد و تکلیف شرعی من چطور میشود؟ (دیده شود: مقاله حلیمه کاظم : "زنان افغان – صاحب صدای سیاسی"، منتشره "یورایشیا ـ نت"، مورخ 17 جون 2002 بزبان انگلیسی)

(ادامه دارد)