مواضع متقابل مقام‌های نظامی ایران و آمریکا درباره بستن تنگه هرمز

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 8 جون2017

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار8 جون2017

5 ژوئیه 2018 - 14 تیر 1397

همرسانی در فیسبوک

همرسانی در Telegram

همرسانی در توییتر

همرسانی در ایمیل

همرسانی در فیسبوک

همرسانی در واتس‌اپ

همرسانی در Telegram

همرسانی در توییتر

تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای آبی جهان است و حدود یک پنجم از انتقالات نفت جهان از طریق این تنگه انجام می‌شود.

پیش از دور قبلی تحریم‌های ایران هم بحث بستن تنگه هرمز مطرح بود. ایران و آمریکا در مقطع پایانی جنگ ایران و عراق نیز درگیری‌هایی بر سر اخلال در تجارت نفت داشتند.

محمدعلی جعفری امروز، پنجشنبه، "مواضع اخیر مسئولین اجرایی کشور" را نشانه "رویکرد و نگاه انقلابی" آنها دانسته است.

آقای جعفری گفته است "در شرایط محتمل"، "می‌توان به دشمنان فهماند که استفاده از تنگه هرمز برای همه و یا برای هیچ کس چه معنا و مفهومی می‌تواند داشته باشد."

در مقابل مقابل بیل اوربان، سخنگوی فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، گفته است که نیروی دریایی آمریکا به پاسداری از جریان تجارت آزاد از طریق تنگه هرمز متعهد است.

او به خبرگزاری رویترز گفته است: "آمریکا و متحدانش امنیت و ثبات را در منطقه تامین و ترویج می‌کنند. تا هر کجا که قوانین بین‌المللی اجازه دهد آماده‌ایم تا تردد دریایی و جریان تجارت آزادانه را تضمین کنیم."

با خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای و بازگشت تحریم‌های مالی و نفتی آمریکا، ایران با خطر سقوط صادرات نفتی روبرو است.

مقام‌های ایرانی در پی آن هستند که با وجود خروج آمریکا، از دیگر طرف‌های برجام برای "تامین منافع" خود تضمین‌هایی بگیرند.

حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، در سفری که به همین منظور به اروپا داشته گفت: "اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود، اگر شما توانستید این کار را بکنید تا نتیجه اش را ببینید."

این اظهارات آقای روحانی با استقبال محافظه‌کاران ایران همراه شده و از جمله قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، او را برای این حرف ستایش کرده است.

در آستانه تحریم‌های قبلی نفتی و مالی در مجلس ایران طرحی برای بستن تنگه هرمز مطرح شد، اما ایران هرگز به این کار اقدام نکرد.

بنا به گزارش‌ها یکی از پیغام‌های محرمانه باراک اوباما به آیت‌الله علی خامنه‌ای این بود که بستن تنگه هرمز عبور از "خط قرمز" است.

تهدید حسن روحانی؛ آیا ایران می‌تواند تنگه هرمز را مسدود کند؟

علی قدیمی بی‌بی‌سی

4 ژوئیه 2018 - 13 تیر 1397

همرسانی در فیسبوک

همرسانی در Telegram

همرسانی در توییتر

همرسانی در ایمیل

همرسانی در فیسبوک

همرسانی در واتس‌اپ

همرسانی در Telegram

همرسانی در توییتر

لینک را کپی کنید

http://www.bbc.com/persian/iran-44712074

چگونه میتوانید این مطلب را به دیگران برسانید

این لینک‌ها خارج از بی‌بی‌سی است و در یک پنجره جدید باز می‌شود

پنجره همرسانی را ببندید

حسن روحانی رئیس جمهوری ایران در واکنش به تهدید آمریکا به محدود کردن حجم خرید نفت ایران در بازارهای جهانی واکنشی بحث‌برانگیز نشان داده است.

او که به سوئیس سفر کرده در جریان یک نشست با ایرانیان مقیم این کشور در برن گفت: "آمریکایی‌ها مدعی شده‌اند که می‌خواهند به طور کامل جلوی صادرات نفت ایران را بگیرند، آنها معنی این حرف را نمی‌فهمند، چرا که اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود، اگر شما توانستید این کار را بکنید تا نتیجه‌اش را ببینید."

چرا سخنان حسن روحانی بحث برانگیز است؟

اولین اقدامی که به ذهن می‌آید تهدید بستن تنگه هرمز است که تاکنون بارها از سوی مقام‌های ایران تکرار شده است.

برای نمونه، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس و نماینده رهبر ایران در شورای عالی دفاع، مهر ۱۳۶۲، در نماز جمعه تهران، درباره بستن تنگه هرمز گفت:

"ما با کشتی هایمان تنگه هرمز را نمی بندیم ما یک دیوار آتش درست می کنیم با توپ های ۱۳۰ که خودتان می دانید چقدر داشته ایم. ما وقتی که روزی دو بار روی تنگه هرمز آتش درست کنیم در خود بندر عباس اگر ما توپهای ۱۷۵ میلیمتری را که ۴۸ کیلومتر برد دارد بگذاریم و گلوله هایش را وسط تنگه بیندازیم چه کسی می تواند از آن تنگه عبور کند. ما تنگه هرمز را با کلاشینکف هم می توانیم ببندیم..."

اما این تهدید تا چه حد عملی است و چه عواقبی خواهد داشت؟ در ادامه این گزارش تلاش شده به این سوالات پاسخ داده شود.

براساس گفته‌های مقام‌های نظامی آمریکا، بله، ایران می‌تواند تنگه هرمز را مسدود کند. البته احتمالا برای مدتی کوتاه و با هزینه‌ای بسیار بالا.

واکنش‌ها و برآوردها از چنین تهدیدی، به زمستان سال ۱۳۹۰ باز می‌گردد، زمانی که تحریم‌های نفتی ایران، تهدید به بستن تنگه هرمز را بار دیگر به سخنان مقام‌های ایران آورد. در آن دوران مارتین دمپسی، فرمانده وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا،‌ در پاسخ به سوالی درباره توانایی ایران در عملی کردن تهدیدش به شبکه سی‌بی‌اس گفت:

"ایرانی‌ها روی قابلیت‌هایی سرمایه‌گذاری کرده‌اند که در واقع می‌تواند برای مدتی تنگه هرمز را مسدود کند. ما هم روی قابلیت‌هایی سرمایه‌گذاری کرده‌ایم تا اطمینان حاصل کنیم اگر چنین اقدامی انجام شود، می‌توانیم تنگه را باز کنیم. بنابراین پاسخ ساده، این است که بله، آنها می‌توانند (تنگه هرمز را) مسدود کنند."

تنگه هرمز، گذرگاهی میان ایران و عمان است که ورودی و خروجی آن حدود ۵۰ کیلومتر عرض دارد.

اما همانطور که فرمانده وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا هم گفته، این "پاسخی ساده" به این پرسش است.

برای دیدن ابعاد دیگر این تهدید ایران و واکنش‌های احتمالی به آن،‌ باید دید تنگه هرمز برای جهان چه اهمیتی دارد.

تنگه هرمز چقدر مهم است؟

تنگه هرمز مهمترین گذرگاه برای تجارت دریایی نفت در جهان است.

براساس برآورد سازمان اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۱۶ میلادی (۱۳۹۵ خورشیدی) - تازه‌ترین اطلاعات تایید شده که در دسترس است - از مسیر تنگه هرمز حدودا روزی ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه نفت عبور کرده است. این رقم برابر با حدود ۱۹ درصد از کل نیاز نفت جهان در همان سال بوده که حدود ۹۷ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه برآورد شده است.

در جهان هشت گذرگاه استراتژیک برای تجارت نفت وجود دارد. نمودار زیر اهمیت تنگه هرمز را پررنگ می‌کند.

گذرگاه

حجم نفت عبور کرده ۲۰۱۶ / ۱۳۹۵

درصد از کل نفت تامین شده در جهان

تنگه هرمز

۱۸.۵

۱۹٪

تنگه مالاکا

۱۶

۱۶٪

دماغه امید نیک (آفریقای جنوبی)

۵.۸

۶٪

کانال سوئز و خط لوله سومد

۵.۵

۶٪

باب المندب

۴.۸

۵٪

تنگه دانمارک

۳.۲

۳٪

تنگه ترکیه (بسفر)

۲.۴

۲٪

کانال پاناما

۰.۹

۱٪

تنگه هرمز چقدر باریک است؟

تنگه هرمز، همانطور که در تصویر زیر پیداست، میان ایران و عمان است. عرض ورودی و خروجی این تنگه حدود ۵۰ کیلومتر است،‌ و کوتاه ترین عرض هم در میانه تنگه و حدود ۴۰ کیلومتر است.

اما تنگه تنها در بخش میانی عمیق است. برای همین هم در نقشه‌های دریانوردی یک مسیر رفت، یک مسیر برگشت ایمن و یک نوار حائل - بین این دو مسیر - برای نفتکش‌های سنگین در نظر گرفته شده است. در مجموع عرض نوار قابل استفاده برای کشتی‌های سنگین حدود ۱۰ کیلومتر است.

در ادامه مسیر تانکرهای به خلیج فارس، از نزدیکی دو جزیره تنب کوچک و بزرگ می‌گذرد که مورد اختلاف ایران و کشورهای عربی است و این نقشه اهمیت استراتژیک آن را نشان می‌دهد.

با وجود باریک بودن مسیر نفتکش‌ها و در مجموع کشتی‌های بزرگ که مجبورند در آب‌های عمیق سفر کنند، بستن تنگه هرمز یا مسیرهای دریایی - برخلاف ایده‌های مطرح شده در بعضی از رسانه‌ها- به شکل بستن جاده قابل تصور نیست. بلکه برای مسدود کردن مسیر کشتی‌ها، در عمل تنها گزینه‌های نظامی مطرح می‌شوند. آن هم برای نا امن کردن مسیر کشتی‌ها. این وضعیت در زمان جنگ ایران و عراق هم تجربه شده بود.

ایران چه امکاناتی برای مسدود کردن (نا امن کردن) تنگه هرمز دارد؟

تاکتیک نیروی دریایی ایران، بعد از جنگ ایران و عراق، دچار تحولی اساسی شد و از یک نیروی دریایی کلاسیک به یک نیروی غیر منظم تبدیل شد. بخشی از این تحول حاصل تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران است که بازسازی و تعمیر ناوگان این کشور را دشوار کرده است.

تجربه رویارویی مستقیم ایران و آمریکا در سال ۱۳۶۷ در جریان عملیاتی که آمریکا آن را "آخوندک" (Operation Praying Mantis) می‌خواند هم به عنوان یکی از دلایل تصمیم ایران به روی آوردن به نیروی دریایی نامنظم شناخته می‌شود. در این عملیات نیروی دریایی کلاسیک ایران دربرابر قدرت آتش آمریکا بی‌دفاع بود.

در حال حاضر نیروی دریایی نامنظم ایران در خلیج فارس چهار دسته سلاح اصلی دارد.

مین‌های دریایی:

با آنکه در پوشش رسانه‌ای ایران در مانورهای سپاه پاسداران در منطقه خلیج فارس، تمرکز بیشتر بر انواع قایق‌ها یا ناوچه‌های ساخت ایران و موشک‌های زمین به دریاست، در برآوردهای نظامی آمریکا و بریتانیا، بیشتر تمرکز بر مین‌های دریایی ایران است. در گزارش‌هایی که در رسانه‌ها منتشر شده برآورد شده که ایران بیش از پنج هزار قبضه انواع مین‌های دریایی را در اختیار دارد. این مین‌ها با تکنولوژی نه چندان پیشرفته می‌توانند منطقه وسیعی را آلوده کنند.

قایق‌های تندرو:

با آنکه ناوگان پنجم آمریکا، مستقر در خلیج فارس و نیروهای بین المللی، کشتی‌های مین روب در منطقه مستقر کرده‌اند، اما مقام‌های ارتش آمریکا می‌گویند، جمع آوری ایمن مین‌ها، با وجود تهدید قایق‌های تندروی سپاه، مشکل و خطرناک است.

برآورد می‌شود که ایران حدود ۲۰ ناوچه‌ ساخت چین مجهز به موشک‌های ضد کشتی در اختیار داشته باشد. همچنین در ناوگان سپاه پاسداران، حدود ۴۰ قایق نظامی سوئدی و تعداد نامعلومی شناورهای سبک ساخت ایران به کار گرفته شده است.

زیر دریایی:

ایران بعد از فروپاشی شوروی، از روسیه سه فروند زیردریایی "کلاس کیلو" خرید. این زیردریایی‌ها در برآوردهای نظامی آمریکا به عنوان تهدید‌های جدی شناخته می‌شوند.

یکی از زیردریایی‌های روسی ایران در جریان یک مانور در خلیج فارس

نمونه مشابه این زیر دریایی‌ها که در اختیار کره شمالی است، هشت سال پیش یک ناوچه کره جنوبی را غرق کرد. ایران همچمنین ادعا کرده که زیردریایی‌هایی هم ساخته‌است اما در مودر کارایی آنها برآوردی وجود ندارد.

موشک‌های ضد کشتی:

ایران سه نوع موشک ضد کشتی چینی را در اختیار دارد. در سال‌های اخیرمقام‌های ایران گفته‌اند موشک‌های پیشرفته دیگری هم تولید کرده‌اند. اما در برآوردهای غرب از توان دریایی ایران، بر این سه نوع موشک چینی تاکید شده است.

موشک‌ سی‌اس‌اس-سی، مشهور به کرم ابریشم که در زمان جنگ ایران و عراق هم استفاده شده بود. برد این موشک حدود ۳۰۰ کیلومتر است.

انواع موشک‌های دیگر ایران که آمریکا آنها را تهدیدی جدی قلمداد کرده است موشک‌های سی-۸۰۱ و سی-۸۰۲ هستند. حزب الله لبنان در سال ۲۰۰۶ در جریان جنگ با اسرائیل با استفاده از یکی از این موشک‌ها یک ناوچه اسرائیلی را هدف قرار داد.

مسدود کردن تنگه هرمز ممکن است چطور اجرا شود؟

مسدود کردن تنگه هرمز با نیروی نظامی، به معنی بستن یکی از شریان‌های اصلی تجارت نفت و همچنین مسیر ارتباطی همسایگان ایران در خلیح فارس با دنیای خارج، بی‌تردید با واکنش تند جامعه جهانی رو‌به رو می‌شود.

به همین دلیل هم مرکز مطالعات کنگره آمریکا در گزارشی که سال ۲۰۱۲ میلادی تهیه کرده، برآورد کرده است که ایران ممکن است مسدود کردن تنگه هرمز را به صورت پله پله انجام دهد تا بتواند زمان واکنش نظامی احتمالی را - تا حدودی - کنترل کند:

اعلام ممنوعیت کشتی‌رانی در تنگه هرمز، بدون اشاره مستقیم به عواقب آن

اعلام اینکه کشتی‌های عبوری ممکن است مورد بازرسی قرار بگیرند، یا توقیف شوند.

استفاده از امکانات نظامی برای شلیک هشدار به سمت کشتی‌های تجاری یا نفتکش در منطقه.

استفاده از امکانات نظامی برای هدف قرار دادن کشتی‌های مشخص.

مین‌گذاری در تنگه و خلیج فارس.

استفاده از زیر دریایی و موشک برای هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری و نظامی

گرچه ممکن است مرور قدم‌های بالا، عملی شدن چنین اقداماتی را در دنیای امروز دور از ذهن جلوه دهد، اما ایران در جریان جنگ ایران و عراق، این اقدامات را انجام داد. از شلیک موشک‌های کرم ابریشم به نفتکش‌ها، تا مین‌گذاری دریا. تا آنکه یکی از همین مین‌ها به ناو آمریکایی ساموئل بی. رابرتز اصابت کرد و آمریکا مستقیما وارد جنگ با ایران شد. گرچه با تصمیم واشنگتن این درگیری پایان یافت.

در آن زمان، اقدامات اولیه ایران، باعث مسدود شدن تنگه هرمز نشد، اما هزینه بیمه کشتی‌ها را بالا برد، و همچنین ترافیکی برای خروج کشتی‌های از خلیج فارس ایجاد شد که برای تجارت جهانی هزینه‌بر بود.

واکنش آمریکا و متحدانش به مسدود شدن تنگه هرمز چه خواهد بود؟

همانطور که پیشتر هم گفته شد، آخرین باری که مقام‌های ایران به طور مستقیم به مسدود کردن تنگه هرمز اشاره کردند، سال ۲۰۱۲ میلادی بود. بعد از آن با روی کار آمدن حسن روحانی و آغاز مذاکرات هسته‌ای، تهدیدی جدی از سوی مقام‌های ارشد به گوش نرسید. در زمان اوج تهدیدها اما مقام‌های نظامی آمریکا از جمله سخنگوی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که در خلیج فارس مستقر است، اعلام کردند که "به هیچ عنوان هیچ نوع تلاش را برای مسدود کردن تنگه هرمز تحمل نمی‌کنند."

لئون پانتا، وزیر دفاع وقت آمریکا هم در گفتگو با شبکه سی‌بی‌اس گفت که مسدود شدن تنگه هرمز "خط قرمز آمریکا" است.

اما جدی ترین واکنش دولت آمریکا، از طریق مقام‌های دولت باراک اوباما به روزنامه نیویورک تایمز رسید. این روزنامه نوشت که آمریکا از طریق یک کانال مخفی به علی خامنه‌ای رهبر ایران پیام داده است که مسدود کردن تنگه هرمز خط قرمز دولت آمریکاست و اقدام نظامی ارتش آمریکا را در پی خواهد داشت.

تاریخچه‎ای از رویارویی‌های دریایی ایران و آمریکا

26 اوت 2016 - 05 شهریور 1395

واتس‌اپ

همرسانی در واتس‌اپ

لینک را کپی کنید

http://www.bbc.com/persian/iran/2016/01/151231_l45_iran_us_military_confrontation

چگونه میتوانید این مطلب را به دیگران برسانید

این لینک‌ها خارج از بی‌بی‌سی است و در یک پنجره جدید باز می‌شود

پنجره همرسانی را ببندید

سه دهه است که آب‌‎های خلیج فارس صحنه رویارویی گاه به گاه ایران و آمریکا بوده است. تنش‌هایی که در مواردی به درگیری مستقیم نیز منجر شده است.

در رویارویی‌های دو طرف ایران تلاش کرده که تصویر آمریکا به عنوان قدرت نظامی مطلق را به هم بریزد. آمریکا هم با تکیه به برتری نظامی خود ضرباتی جدی به نیروهای نظامی و تاسیسات نفتی ایران زده و ایرانیان بسیاری، از جمله صدها غیرنظامی را کشته است.

جنگ نفتکش‌ها

جنگ ایران و عراق عمدتا در جبهه زمینی جریان داشت، اما دو کشور برای تحت فشار گذاشتن طرف مقابل به کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها هم حمله می‌کردند.

عراق عمدتا تلاش می‌کرد که با حملات هوایی صادرات نفت ایران را مختل کند. استراتژی ایران هم عمدتا این بود که با استفاده از قایق‌های تندرو، موشک‌های کرم ابریشم و یا مین‌گذاری دریایی کشتی‌های کشورهای عرب متحد عراق را تحت فشار قرار دهد.

این جبهه دریایی بعد بین‌المللی جنگ ایران و عراق را گسترش داد. در سال ۱۳۶۳ نیروی هوایی عربستان سعودی با پشتیبانی آمریکا دو جنگنده اف ۴ ایرانی را در خلیج فارس سرنگون کرد. اکبر هاشمی رفسنجانی فردای آن روز در خاطرات خود نوشت: "این‌ جریان‌، می‌تواند به‌ عنوان‌ آغاز درگیری‌ ما باعربستان‌ باشد."

+سابقه درگیری هوایی ایران و عربستان

با این حال تنش در خلیج فارس ادامه پیدا کرد و نیروهای ایرانی از جمله در سال ۱۳۶۵ برای اولین بار یک کشتی باری آمریکایی را متوقف کرده و آن را در جستجوی سلاح‌های احتمالی ارسالی به عراق بازرسی کردند.

با طولانی شدن جنگ ایران و عراق، نبرد در جبهه دریا تشدید شد؛ به طوری که تعداد حملات دریایی از ۵ و ۲۲ مورد در سال‌های اول و دوم جنگ، به ۱۱۱ و ۱۷۹ مورد در سال‌های ششم و هفتم جنگ رسید.

تعداد زیادی از کشتی‌هایی که در این بین آسیب دیدند به کشورهایی به جز ایران و عراق تعلق داشتند. در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۶ عراق یک ناوچه آمریکایی را (احتمالا به اشتباه) هدف قرار داد و ۳۷ نفر از خدمه کشتی در این حمله کشته شدند.

رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا، امنیت در خلیج فارس را به عنوان یکی از اولویت‌های خود اعلام کرد و به این ترتیب در حدود یک سال پایانی جنگ، نیروی دریایی آمریکا، با هدف اعلام شده محافظت از نفتکش‌های کویتی درگیر شد و عملا جنگی اعلام‌نشده را علیه نیروهای ایرانی آغاز کرد. جنگی که برخی آن را بزرگترین درگیری دریایی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم می‌دانند.

'اراده قاطع' و 'فرصت عالی'

در ۳۱ تیر ۱۳۶۶ و آغاز عملیات اراده قاطع، که هدفش محافظت از نفتکش‌های کویتی بود که با پرچم آمریکا حرکت می‌کردند، نفتکش‌ اصالتا کویتی بریجتون، که به همراه یک ناوگروه آمریکایی حرکت می‌کرد، پس از عبور از تنگه هرمز به مین دریایی که تصور می‌شد نیروهای ایرانی کار گذاشته بودند برخورد.

از آنجا که کشتی مین‌روبی در دسترس نبود، کشتی‌های محافظ ناچار شدند در پناه نفتکش بریجتون حرکت کنند تا به مین دریایی نخورند. با تبلیغات وسیعی که درباره عملیات اراده قاطع شده بود، برخورد نفتکش به مین توجه زیادی جلب کرد و به شکستی برای دولت ریگان بدل شد.

میرحسین موسوی، نخست‌وزیر وقت ایران، گفت که این حادثه "ضربه‌ای جبران ناپذیر به حیثیت سیاسی و نظامی آمریکا" زده است.

دریابد ویلیام کراو، رئیس وقت ستاد مشترک آمریکا، در این باره نوشت: "به نظر می‌رسد که تهران تصمیم آگاهانه‌ای گرفته است که به رغم همه خطرات با آمریکا مقابله کند."

با وجود حادثه‌ای که در آغاز عملیات اراده قاطع رخ داد، این عملیات بیش از یک سال ادامه پیدا کرد و طی آن آمریکا حضور کشتی‌های نظامی خود را در خلیج فارس افزایش داد و ده‌ها هلیکوپتر هم برای شناسایی، حمله و پشتیبانی هوایی به کار گرفت.

به موازات عملیات اراده قاطع ارتش آمریکا، ستاد فرماندهی عملیات ویژه این کشور نیز عملیات فرصت عالی را با اهداف مشابه انجام می‌داد.

توقیف و نابودی ایران اجر

در ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که یک کشتی باری ایرانی را که مشغول مین‌گذاری بوده توقیف کرده و ۲۶ نفر از خدمه آن را هم به اسارت گرفته است. دست کم سه نفر از خدمه ایرانی کشتی هم در جریان حمله هلیکوپترهای آمریکایی و توقیف آن کشته شدند.

علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت ایران، در نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل اتهام مین‌گذاری را رد کرد.

اما اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در شرح ماجرا نوشته: "در کشتی باری ما چند مین دریایی بوده و ظاهرا به طرف بوشهر می‌رفته. دو هلیکوپتر آمریکا به آن حمله کرده‌اند و کشتی را از کار انداخته‌اند."

آقای رفسنجانی اضافه کرده که با مشورت با حسن روحانی و سیروس ناصری "درباره خط تبلیغ که قرار شد مین گذاری را قبول نکنیم و راجع به حامل مین بودن برای بوشهر هم چیزی نگوییم."

آمریکا چند روز بعد اسرای ایرانی را آزاد کرد اما اعلام کرد که کشتی ایران اجر را به ایران بازنمی‌گرداند و آن را غرق می‌کند.

حمله به قایق‌های سپاه در جزیره فارسی

در ۱۶ مهر ۱۳۶۶ هلیکوپترهای آمریکایی به گروهی از قایق‌های سپاه پاسداران در نزدیکی جزیره فارسی، در آب‌های میان ایران و عربستان در خلیج فارس، حمله کردند.

در این حمله یک قایق سپاه غرق شد و دو قایق دیگر هم آسیب دیدند.

آمریکایی‌ها در این حمله شش نفر از نیروهای سپاه را هم به اسارت گرفتند که دو نفر از آنها کشته شدند. یکی از آنها نادر مهدوی، فرمانده ناوگروه دریایی سپاه بود که به گفته خودش پیشتر عملیات مین‌گذاری در مسیر نفتکش بریجتون را انجام داده بود.

ایران می‌گوید که نادر مهدوی در چند ساعتی که اسیر بوده و پیش از مرگ به دست نیروهای آمریکایی شکنجه شد. ایران در همان مقطع اعلام کرد که یک هلیکوپتر آمریکایی را در این درگیری سرنگون کرده است. آمریکا این ادعا را رد کرد.

بنا به خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی ایران پس از این حادثه موضعی محتاطانه داشته است.

آقای رفسنجانی می‌نویسد: "برای بررسی کیفیت عکس‌العمل، سران قوا شب به منزل ما آمدند. امام هم توسط احمدآقا پیغام داده بودند که احتیاط را مراعات کنیم و کار خامی انجام نشود. پیشنهاد زدن موشک به ناوها یا پایگاه آمریکا در بحرین رد شد و قرار شد، فعلا کشتی‌های تحت اسکورت آمریکا در نظر باشد و کارهایی دیگری در همین سطح و در مجموع کاری نکنیم که آمریکا را به شرارت بیشتر تحریک کند."

حمله به سکوهای نفتی رشادت

در ۲۷ مهر ۱۳۶۶ نیروهای آمریکایی سکوهای نفتی ایران را در میدان نفتی رشادت از بین بردند.

آمریکا مدعی بود که سه روز پیش از آن نیروهای ایرانی در نزدیکی جزیره فاو به یک نفتکش کویتی که با پرچم آمریکا حرکت می‌کرد، با موشک کرم ابریشم حمله کرده بودند. در آن حمله ۱۵ نفر از خدمه نفتکش زخمی شدند و یک ناخدای آمریکایی بینایی‌اش را از دست داد. ایران انجام این حمله را رد می‌کرد.

آمریکا مدعی بود که از سکوهای نفتی میدان رشادت برای پشتیبانی عملیات نظامی استفاده شده. با هشدار قبلی آمریکا خدمه ایرانی محل سکوها را ترک کرده بودند.

نخست کشتی‌های آمریکایی سکوها را گلوله‌باران کردند و پس از آن با استفاده از مواد منفجره آنها را نابود کردند. از آنجا که خط لوله‌ای میان سکوهای نفتی میدان رشادت و میدان رسالت وجود داشت، حمله آمریکا به سکوهای میدان نفتی رسالت هم آسیب زد.

رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت آمریکا حمله به سکوهای نفتی ایران را "اعمال حق دفاع مشروع" توصیف کرد.

در ۲ آبان ۱۳۶۶ بمبی قوی در دفتر هواپیمایی پان آمریکن در کویت منفجر شد. گروهی مسئولیت این انفجار را به عهده نگرفت، اما گفته شد که این عملیات انتقام‌جویانه ایران بوده است.

عملیات آخوندک

در ۲۵ فروردین ۱۳۶۷ ناو آمریکایی ساموئل بی رابرتز در خلیج فارس به یک مین دریایی برخورد. برخورد به مین دریایی آسیب جدی به این ناو زد و ده نفر از خدمه آن هم زخمی شدند.

آمریکا اعلام کرد که مین دریایی که به ناوش آسیب زده ایرانی بوده است. آنها می‌گفتند مین‌های دیگری در منطقه یافته‌اند که مشخصاتشان با مین‌های یافته شده در کشتی ایران اجر مطابقت داشته است.

ایران گفت که منطقه برخورد مین به کشتی آمریکایی، در نزدیکی بحرین، مستمرا تحت کنترل نیروهای آمریکایی و کشورهای عرب بوده و ایران امکان مین‌گذاری در آن را نداشته است.

چهار روز بعد و در ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ نیروهای آمریکایی به انتقام برخورد مین به ناو ساموئل بی رابرتز در عملیات آخوندک به سکوهای نفتی در نصر و سلمان، با قابلیت تولید مجموعا بیش از ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز حمله کردند.

آمریکا در این عملیات از یک ناو هواپیمابر، یک ناو موشک‌انداز، چهار ناوشکن، سه ناوچه و یک کشتی تدارکاتی و پشتیبانی هوایی استفاده کرد. میان نیروهای آمریکایی و محافظان سکوی ایرانی آتش رد و بدل شد. در نهایت آمریکایی‌ها با گلوله‌‎باران هوایی و دریایی توانستند محافظان ایرانی را شکست بدهند. نیروهای آمریکایی روی سکوها رفته و با کار گذاشتن مواد منفجره آنها را نابود کردند.

ایران در واکنش به حمله آمریکا با استفاده از دو ناوچه سهند و سبلان، قایق توپدار جوشن و چند قایق تندرو، به همراه دو هواپیمای اف ۴، تلاش کرد که به نیروهای آمریکایی ضربه بزند.

اما نتیجه نبرد غرق شدن جوشن و سهند به همراه سه قایق تندروی ایرانی و آسیب دیدن ناوچه سبلان بود. در این نبرد دریایی ۵۶ نیروی ایرانی کشته شدند.

در مقابل ایرانی‌ها هم توانستند یک هلیکوپتر کبرای آمریکایی را سرنگون کنند که دو خدمه آن کشته شدند. یک کشتی تدارکاتی بریتانیایی هم مورد حمله ایرانی‌ها قرار گرفت.

اکبر هاشمی رفسنجانی در شرح ماجرا در خاطراتش نوشته است: "آمریکا به دو سکوی نفتی نصر و سلمان حمله کرده و به آتش کشیده است. دستور داده شد که به سکوی نفتی امارات حمله کنند. پس از حمله ما یک یدک کش آمریکایی که در آنجا بود غرق شد و یک کشتی نفتی انگلیس آتش گرفت و سپس به دو کشتی نفتی دیگر هم در آن منطقه حمله کردیم. آمریکایی ها به ناوچه موشک انداز ما حمله کرده و آن را غرق کردند و چند نفر از خدمه آن شهید شدند."

پرواز ۶۵۵ ایران ایر

در ۱۲ تیر ۱۳۶۷ ناو آمریکایی یو‌اس‌اس وینسنس با شلیک موشکی هدایت‌شونده به سوی یک ایرباس ایران ایر، این هواپیمای مسافربری را سرنگون کرد و همه ۲۹۰ سرنشین آن را کشت.

پرواز شماره ۶۵۵ از بندرعباس برخاسته و در مسیر عادی خود به سوی دوبی می‌رفت و ناو وینسنس هنگام حمله وارد آب‌های سرزمینی ایران شده بود و نیروهای ایرانی با آن درگیر شده بودند تا از آب‌های ایران خارج شود.

اکبر هاشمی رفسنجانی در شرح ماجرا نوشته است: "نیروی دریایی سپاه می‌گوید با ناوها و هلیکوپترهای آمریکایی درگیر شده ، یک قایق ما و یک هلیکوپتر آمریکایی غرق شده‌اند و ناو آمریکایی، هواپیمای مسافربری را که همان موقع به آنجا رسیده، با موشک ساقط کرده است. جنایت عجیبی است."

آمریکا اعلام کرد که به وینسس ایرباس ایرانی را با یک اف ۱۴ اشتباه گرفته و پس از چند بار اخطار رادیویی به آن شلیک کرده است.

ایران این ادعای آمریکا را رد کرد و گفت آمریکا عامدانه این هواپیمای غیرنظامی را هدف گرفت.

آمریکا یک سال بعد پذیرفت که بدون عذرخواهی یا قبول مسئولیت ۱۳۱ میلیون دلار غرامت به بازماندگان سرنشینان هواپیمای مسافربری ایران بپردازد. هیچ یک از خدمه ناو وینسنس به خاطر اشتباهشان تحت پیگرد قرار نگرفتند و بعدا از آنها تجلیل شد.

تنش بدون جنگ

با پایان جنگ ایران و عراق اگرچه سطح رویارویی ایران و آمریکا در خلیج فارس کاهش یافت، همچنان رابطه نیروهای دو کشور در خلیج فارس با تنش و تقابل همراه بوده است.

در موارد متعددی نیروهای دو طرف به یکدیگر اخطار رادیویی داده‌اند و یا حتی به هم تیر هشدار شلیک کرده‌اند.

تنگه هرمز

در سال ۱۳۹۰ و پیش از آن که تحریم نفتی ایران اجرایی شود، ایران هشدار داده بود که با بستن تنگه هرمز جریان صادرات نفت را مختل خواهد کرد. نیروی دریایی آمریکا در کنار کشورهای دیگر چندین ناو جنگی خود را برای باز نگه داشتن تنگه هرمز به کار گرفت.

به گفته علی مطهری، باراک اوباما در آن مقطع در نامه‌ای به رهبر ایران نوشته بود: ''بستن تنگه هرمز خط قرمز ما است.''

تحریم نفت و نظام بانکی ایران عملی شد، اما ایران برای بستن تنگه هرمز اقدامی نکرد.

انهدام ماکت

در زمستان سال ۱۳۹۳ سپاه پاسداران اعلام کرد که در یک مانور نظامی ماکت ۳۳۳ متری یک ناو هواپیمابر نیمیتز آمریکا را با با شلیک ۴ موشک ساحل به دریا و ۴۰۰ راکت، منهدم کرده است.

یک سخنگوی نظامی آمریکا گفت تمرین‌های نظامی این چنینی نیروی دریایی آمریکا را به نگرانی نمی‌اندازد.

پیش از تمرین نیروهای سپاه با ماکت ناو آمریکایی‌ منابع آمریکایی اعلام کرده بودند که تصاویر ماهواره‌ای حاکی از ساخت چنین ماکتی است. برخی فکر می‌کردند که این ماکت بنا است در پروژه‌ای سینمایی استفاده شود.

توقیف کشتی جزایر مارشال

در اردیبهشت ۱۳۹۴ نیروی دریایی سپاه یک کشتی تجاری را که با پرچم جزایر مارشال حرکت می‌کرد توقیف کرد. دلیل توقیف این کشتی مسائل مالی عنوان شده بود.

آمریکا متعهد به حمایت از کشتی‌های جزایر مارشال بود.

همزمان با توقیف این کشتی از طرف ایران، آمریکا از اعزام کشتی‌های ایرانی به سوی یمن ابراز نگرانی کرد. آمریکا بیم آن را داشت که ایران برای حوثی‌ها در یمن سلاح بفرستد. در نهایت کشتی‌های ایرانی تغییر مسیر دادند و به یمن نرفتند.

پس از توقیف کشتی مرسک آمریکا اعلام کرد که ناوهایش در خلیج فارس کشتی‌هایی را که با پرچم آمریکا حرکت می‌کنند همراهی خواهند کرد.

شلیک راکت سپاه نزدیک ناوگان آمریکا

در دی ۱۳۹۴ منابع نظامی آمریکا اعلام کردند که نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در "اقدامی تحریک‌آمیز" ضمن تمریناتش چند راکت در نزدیکی ناو هری ترومن آمریکا شلیک کرده است.

سپاه پاسداران این ادعا را رد کرد و گفته در تاریخ مورد اشاره نیروهای آمریکایی، تمرینی نظامی در محدوده تنگه هرمز نداشته که بخواهد ضمن آن راکتی شلیک کند.

آمریکا کمی بعد تصاویری منتشر کرد که گفت شلیک راکت قایق‌های تندرو سپاه پاسداران را در نزدیکی ناوهای جنگی نشان می‌دهد.

در دی ۱۳۹۴ نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دو قایق نظامی آمریکایی را در آب‌های ایران و در نزدیکی جزایر فارسی توقیف و ۱۰ ملوان نیروی دریایی آمریکا را بازداشت کرد.

ایران تصاویری از ملوانان بازداشت‌شده در حالی که زانو زده و به نشانه تسلیم دست‌هایشان را روی سرشان گذاشته بودند منتشر کرد. ملوانان آمریکایی چند ساعت پس از بازداشت آزاد شدند.

آمریکا با انتقاد از انتشار تصاویر ملوانان در اسارت، اعلام کرد که قایق‌هایش به دلیل اشتباه ناوبری وارد آب‌های ایران شده بودند.

رهبر ایران از نیروهای ایرانی که در دستگیری ملوانان آمریکایی نقش داشتند تقدیر کرد.

دو افسر نیروی دریایی آمریکا که فرماندهی دو قایق توقیف‌شده را به عهده داشتند از کار برکنار شدند. آمریکا گفت ملوانانش در ساعاتی که بازداشت بودند بیش از حد به ایرانی‌ها اطلاعات داده بودند.

قایق‌های تندرو و تیر هشدار آمریکا

منابع نظامی آمریکایی در شهریور ۱۳۹۵ گفتند که چهار قایق تندروی سپاه پاسداران در اقدامی "غیرایمن و غیرحرفه‌ای" به کمتر از ۳۰۰ متری ناوشکن یواس‌اس نیتز نزدیک شدند.

یک مقام آمریکایی گفت این ناوشکن با پرتاب منور و بوق زدن سعی کرد قایق‌های ایرانی را دور کند اما آنها با بی توجهی به اخطارها همچنان با سرعت به سوی ناوشکن راندند. به گفته آمریکایی‌ها ناوشکن نیتز ناچار شد به همین دلیل مسیرش را تغییر دهد.

پس از اعلام این خبر حسین دهقان، وزیر دفاع ایران گفت که ایران ورود شناورهای خارجی به آب‌هایش را به منزله "تجاوز" می‌داند و قطعا به آنها اخطار می‌دهد.

یک روز پس از واقعه اول آمریکا اعلام کرد که حادثه مشابهی رخ داده و در آن به سوی قایق‌های تندروی ایران تیر هشدار شلیک شده است.

بنا به اعلام آمریکا چند قایق تندروی سپاه پاسداران در نزدیکی ناوگان آمریکا و یک ناو کویتی مانور دادند و با وجود اخطارهای رادیویی از این ناوها دور نشدند. با نزدیک شدن یکی از قایق‌های ایرانی به کمتر از ۲۰۰ متری یکی از ناوچه‌های آمریکایی، به سوی این قایق تیر هشدار شلیک شد و قایق‌های ایرانی محل را ترک کردند.

پرسش و پاسخ: ایران و تنگنای هرمز

محمد قوام بی بی سی

7 ژوئیه 2012 - 17 تیر 1391

لینک را کپی کنید

http://www.bbc.com/persian/iran/2012/07/120703_l23_hormuz_strait_legal_1982_innocent_passage

چگونه میتوانید این مطلب را به دیگران برسانید

این لینک‌ها خارج از بی‌بی‌سی است و در یک پنجره جدید باز می‌شود

پنجره همرسانی را ببندید

ایران در زمان تصویب تحریم های نفتی اتحادیه اروپا تهدید کرد که در صورت اجرایی شدن آن، تنگه هرمز را که نزدیک به ۲۰ درصد کل نفت صادراتی جهان از آن عبور می کند،مسدود خواهد کرد اما با گذشت زمان اعلام شد که ایران چنین قصدی ندارد.

در این متن وضعیت حقوقی ناظر بر تنگه هرمز که از آبراه های مهم بین المللی است، در قالب پرسش و پاسخ بررسی شده است.

وضعیت حقوقی ناظر بر تنگه هرمز چیست؟

حق عبور "ترانزیت" از تنگه های بین المللی از جمله تنگه هرمز یکی از دستاوردهای کنوانسیون ۱۹۸۲ یا حقوق دریاها در سازمان ملل است . عبور ترانزیتی، یک رژیم حقوقی جدید برای اجازه عبور از تنگه هاست که در ناوبری بین‌المللی مورد استفاده قرار می گیرد. به همین دلیل، هیات نمایندگان ایرانیان در زمان امضاء کنوانسیون ۱۹۸۲ اعلام کرد که تنها در مورد دولت‌هایی که عضوی از کنوانسیون ۱۹۸۲ هستند، خود را ملزم به رعایت مفاد این معاهده در زمینه عبور ترانزیتی از تنگه هرمز می داند.

منظور ایران چه کشورهایی است؟

منظور می تواند این باشد که مثلا آمریکا که این کنوانسیون را نپذیرفته، مشمول التزام ایران نیست.

آیا ایران این کنوانسیون را پذیرفته؟

ایران این کنوانسیون را در همان سال امضا کرد اما هنوز آن را به تصویب مجلس خود نرسانده است.

وقتی مجلس این کنوانسیون را نپذیرفته، دولت ایران چه تعهدی در برابر اجرای آن دارد؟

تعهدات دولت‌ها در دوره زمانی بین امضاء و تصویبِ یک توافقنامه این است که آنها باید از هرگونه اقدام جدی مغایر با مفاد توافقنامه پرهیز کنند یا در صورت مخالفت با آن، امضا خود را پس بگیرند.

ویژگی حق عبور ترانزیتی چیست؟

عبور ترانزیت، آزادی بیشتری به کشتی‌ها برای عبور از تنگه‌های بین‌المللی می‌دهد. بهمن آقایی دیبا کارشناس حقوق بین الملل می گوید که برای مثال لازم نیست زیردریایی‌ها در زمان عبور در سطح آب ظاهر شوند و همچنین هواپیماها هم در زمان پرواز بر فراز این تنگه‌های بین‌المللی، مشمول کنوانسیون ۱۹۸۲ دریاها می شوند.

قبل از سال ۱۹۸۲ وضعیت حقوق تنگه های بین المللی چه بود و بر چه اساس و قاعده ای عبور و مرور در آن ها از جمله در تنگه هرمز صورت می گرفت؟

قبل از سال ۱۹۸۲، رژیم عبور از تنگه‌های بین‌المللی مورد استفاده ناوبری، بر اساسِ اصل «عبور بی‌ضرر» بود. یعنی کشتی های باربری و مسافربری و نظامی با رعایت اصول عرفی بدون وارد کردن هر نوع ضرر یا تهدیدی به ایران می توانستند از آب های ساحلی این کشور که بخشی از گذرگاه هرمز را شامل می شد، عبور کنند.

این وضعیت از چه سالی برقرار بود؟

نیروهای نظامی بریتانیا در سال ۱۹۷۱ خلیج فارس را ترک کردند. اصل عبور بی ضرر بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۸ یا کنوانسیون ژنو بر اساس قانون آبهای سرزمینی وضع شده بود و از این سال در تنگه هرمز برقرار بود.

این قانون اساسا همان اجازه عبور از طریق آب‌های ساحلی بود، اما مرزبندی تنگه‌ها توسط دولت‌ها نمی‌توانست مانع از عبور کشتی ها شود.

آیا دولت ایران که کنوانسیون ۱۹۸۲ را امضا کرده، قانون عبور بی ضرر را هنوز به رسمیت می شناسد؟

به نظر می رسد که ایران هنوز این اصل را در برابر کشورهایی که کنوانسیون ۱۹۸۲ را نپذیرفته اند، قبول دارد. تهدید های پیشین این کشور به بستن تنگه هرمز ناظر بر حق عبور بی ضرر بود. به عبارت دیگر استدلال ایران این بود که عبور این کشتی ها در شرایطی که نفت ایران تحریم باشد، عبور بی ضرر نیست.

آیا دولت هایی مثل آمریکا که قانون دریاها را نپذیرفته اند، حق عبور بی ضرر را به رسمیت می شناسند؟

این دولت ها باور دارند که اصل عبور بی‌ضرر هنوز قانون عبور در این تنگه‌هاست. هر چند، قانونگذاران آمریکا اغلب می‌گویند که عبور ترانزیتی بعد از سال‌های بسیار عملا بخشی از «قانون مرسوم» یا حقوق عرفی است و دولت‌ها باید آن را رعایت کنند.

نماینده ایران در مذاکرات مربوط به کنوانسیون ۱۹۸۲ چه کسانی بودند؟

کنفرانس سوم سازمان ملل در مورد قانون دریاها (که با توافق بر سر کنوانسیون ۱۹۸۲ درباره قانون دریاها در جامائیکا پایان یافت) بیش از ده سال طول کشید و صدها دیپلمات و کارشناس حقوقی از کشورهای عضو سازمان ملل، در نشست‌های آن حضور داشتند.

بهمن آقایی دیبا می گوید که رئیس هیات نمایندگان ایران، مجتبی میرمهدی، معاون وقت وزیر خارجه ایران بود، عزالدین کاظمی مدیر کل حقوقیِ وزارت خارجه هم در بسیاری از نشست‌ها ریاست جلسه را بر عهده داشت. در اغلب نشست‌ها هم دکتر جمشید ممتاز عضو ایرانی کمیسیون قانون بین‌المللی و استاد حقوق در دانشگاه تهران، حاضر بود و به گفته حاضران در این کنفرانس، در حفظ حقوق ایران نقش کلیدی داشته است.

این نوشته بخشی از مجموعه ای است که در آن سایت فارسی بی بی سی، روابط ایران با کشورهای همسایه و همجوارش را بررسی خواهد کرد.