نگاهی به انکشاف شهر کابل از قدیم تا امروز

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 8 آگست 2023

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار8 آگست 2023

دو روز قبل مقالۀ "تاریخچه شهرنو کابل" را که به قلم محترم جناب کریم پوپل برای قاموس کبیرافغانستان نوشته شده بود، مطالعه کردم و خواستم مطالبی را برآن بیفزایم که ذکرمختصرآن در ارتباط با موضوع فوق خالی از دلچسپی نخواهد بود. بطور کل باید گفت که تغییراتی مقدماتی درانکشاف شهر کابل بیشتر برمیگردد به سالهای صدارت شاه محمود خان غازی(1325 تا 1332) و بعد از آن در دورۀ صدارت شهید محمد داؤد (1332 تا 1342) که چهره قرون وسطائی شهر روبه تغییر گذاشت و نمونه هایی از یک شهر مدرن قدم بقدم در آن پدیدار گشت. اما قبل از آن شهر قدیم کابل در دوطرف دریای کابل یکی با ساحه وسیعتر در دامنه کوه "شیردروازه" از محل "چنداول" تا حواشی "بالاحصار" تاریخی و دیگری با ساحۀ محدودتر در دامنه کوه "آسمائی" (آسه مائی) قرار داشت که البته ساحۀ "ارگ" قسماً بطرف شمال شهر قدیم و اطراف آن نیز بعداً در دورۀ امیرعبدالرحمن خان برآن افزود گردید.

(در نقشه فوق میتوان قسمت های مرکزی شهر کابل و موقعیت شهر قدیم را در دامنه کوه شیردروازه و آسه مائی و تنگنای "دهمزنگ" را در بین آن دو کوه مشاهده کرد که در نقشه با خط درشت سیاه نشان داده شده است)

نگاهی به سیمای شهر قدیم کابل:

نگاهی مختصر به وضع شهر کابل که نه تنها به حیث پایتخت، بلکه به حیث یک مرکز بزرگ فرهنگی کشور همیشه از اهمیت خاص برخوردار بوده و در واقع مهد تحولات مهم در تاریخ کشور محسوب میشود، میتواند ما را به زوایای اجتماعی و فرهنگی کشور بطور نمونه آشنا سازد و از روی آن قیاس کرد که وضع در دیگر شهر بزرگ افغانستان در آنوقت چگونه بوده است.

اگر از اهمیت تاریخی بالاحصار کابل که درطول قرنها مرکز سلطنت و زمامداری شهزادگان و مرکز فعالیتهای مهم در کشور بود، بگذریم و توجه را بعد از ویران شدن آن محل با ملحقات آن که در جنگ دوم افغان ـ انگلیس (1879م) توسط قوای مهاجم انگلیسی به انتقام کشته شدن سفیر برتاینه ـ لویس کیوناری منفجر و به خاک یکسان گردید، معطوف داریم، امیر شیرعلیخان بار اول کوشید مرکز اداره خود را با اعمار یک ساحۀ وسیع همواریهای نزدیک به تپه "بی بی مهرو" بنام "شیر آباد" که بعد ها، مسمی به "شیرپور" گردید، انتقال دهد، اما این پروژه به دلیل وفات امیر موصوف و تهاجم انگلیسها به پایه اکمال نرسید. پس از آن وقتی امیرعبدالرحمن خان در سال 1880به سلطنت رسید، دست به اعمار ارگ کابل زد که از آن تاریخ تا حال به حیث مرکز قدرت در کشور تلقی میشود. ارگ کابل و اطراف نزدیک آن، بخصوص درعصر سراجیه وامانی انکشاف بیشتر کرد که بعداً کابل جدید در حواشی آن تدریجاً انکشاف نمود.

با آنکه بالاحصار ویران شد و از مرکزیت و مقر پادشاهان خالی گردید، اما شهر قدیم کابل که در حواشی بالاحصار در دامنه کوه "شیردروازه" بطرف غرب امتداد یافته بود، بجای خود ماند و مرکز اقامت اهالی شهر کابل محسوب می شد. اگر به نقشه شهر کابل دقت شود، بقایای شهر قدیم کابل تاهنوزدر بعضی ساحات چنداول، بارانه، شوربازار، درخت شنگ و حصه های عاشقان و عارفان به چشم میخورد.

دراین عکس قدیمی شهرقدیم کابل را که از یک طرف در دامنه کوه شیردروازه و ازطرف دیکر در دامنه کوه آسه مائی موقعیت داشته و در وسط دریای کابل ازآن عبور کرده است ، نشان میدهد. درآنوقت فاصله بین این دو ساحه شهری که دراطراف مقبره اعلیحضرت تیمور شاه درانی واقع بود، زمین های زراعتی و بعضاً چند باغ قدیمی دیده میشود و در آن ساختمان های شهری وجود نداشت، البته به استثنای ساحه مشهور به "باغبانکوچه" که در قدیم محل سکونت باغبان ها و خانواده های شان بود. این عکس در حوالی سالهای جنگ دوم افغان و انگلیس 1879 (1258ش) گرفته شده است. درپایان این عکس دیوارمحصورۀ شهر قدیم را با برجهای ترصدی که دارای چند معبر به داخل شهر بود و درسالهای قبل از انتقال پایتخت از قندهار به کابل به امر اعلیحضرت تیمور شاه اعمار گردیده بود، میتوان به وضاحت مشاهده کرد و همچنان در قسمت بالائی عکس بنای جدید شهر "شیرپور" که درعصر امیرشیرعلی خان بنا یافته بود و بعد از تخریب بالاحصار به قرارگاه نظامی انگلیس ها تبدیل گردید، نیز به نظر میرسد.

قسمت دیگر شهر قدیم کابل بطرف شمال دریای کابل در دامنه کوه آسه مائی قرار دارد که از قدیم بنام "ده افغانان" شهرت دارد و محله اندرابی، بالا کوه، نخاس ، جوی شیر از جمله محلات مشهور آن است. ده افغانان بعداً با احداث دو سرک در جوار دریای کابل و اعمار اپارتمانها و دکانها در دو طرف آن به شمول عمارت بزرگ لیسه حبیبیه سابق در جوار مقبره تیمورشاه در دوره سلطنت محمد نادرشاه و اوایل سلطنت محمد ظاهرشاه بیک مرکز تجارتی مهم شهرکابل و محل اسکان مردم مبدل گردید.

راجع به خصوصیات این شهر قدیم که شباهت به شهرهای قرون وسطائی داشت، پوهاند غلام جیلانی عارض می نویسد: «کابل قدیمه پلان نامنظم داشت؛ گذرها و محله ها دارای خانه های محاط با دیوارهای بلند گلی بود، مصالح تعمیراتی خیلی ابتدائی و خام در آن استفاده شده بود؛ کوچه ها خورد، کم عرض، نا منظم و مارپیچ بود که تنها اشخاص پیاده و دوچرخه های ابتدائی در آن امکان رفت و آمد را داشت. کوچه های هر محله در اثنای شب با دروازه های بزرگ مسدود و قفل می شد و با این ترتیب امنیت شان تأمین میگردید و بیشتر شکل دفاعی داشت.....درهر محله عشایر و افراد متجانس منسوب به یک قبیله و قوم بود وباش داشت و بدور محور "اتنو سنتریزم" می چرخیدند که از اوصاف شهرهای قرون وسطائی نمایندگی میکند. رسم و رواجهای قبیلوی در هر محله وجود داشت، خانه های دریچه دار رو به شمال و رخ تعمیرات اغلباً به سمت تابش آفتاب بود.....خانم ها درچاردیوار خانه محصور و مستور بودند. خانه ها فاقد محل حمام بودند و مردم اعم از زن و مرد از حمام های عمومی استفاده میکردند. موجودیت نقاره خانه، تواچی و روزبازار و نخاس و فیر توپ جهت اعلام وقت های معین در وقت ظهر و در ماه مبارک رمضان و دیکر مواقع مهم از جمله دیگر ممیزات باستانی بودن این شهر را ثابت میسازد.» (عارض، پوهاند غلام جیلانی: "کابل دیروز، کابل امروز با فردای مبهم آن"، پشاور، 1377، صفحه22 ـ 23)

قابل ذکر است که از نظر روابط اجتماعی مردمان هر محله، بدون در نظر داشت قرابت قومی مثل یک خانواده باهم زیست نموده و در خوشی و ماتم باهم شریک بودند. درهرمحله مردان با وقار بنام "کاکه ها" امور اخلاقی و بشری را مراقبت می کردند و نمی گذاشتند قوی برضعیف و ناحق برحق غلبه کند. مردان مسن از احترام خاص برخوردار بودند و رفتن به مسجد و ادای نماز جز وظایف روزانه هر مرد بود.

احداث "جاده میوند" ـ سرآغاز تحول شهری:

با شرح فوق سیمای یک شهر عنعنوی و قدیمی با خصوصیات مهم آن بیان گردید، اما این وضع وقتی رو به تحول گذاشت که نفوس شهری افزایش یافت و شیوه های جدید زندگی در اجتماع شهری تدریجاً به وجود آمد. این تحول با احداث "جاده میوند" در سال 1329 رونما گردید، چنانچه درسال 1327 قانون شاروالی نافذ گردید و بلدیه انتخابی رویکار آمد که در اثر انتخابات آزاد، انجنیرغلام محمد فرهاد (یکی ازتحصیل یافتگان جرمنی) به حیث اولین رئیس بلدیه انتخابی کابل شروع بکار کرد. مهم ترین کار او احداث یک جاده مستقیم از حواشی شهر قدیم کابل از سمت غرب بطرف شرق بود که قسمت اول آن از دهنۀ چنداول در جوار دریای کابل آغاز و تا کوچه سنگتراشی و تقاطع چار چته امتداد یافت و قسمت دوم آن چند سال بعد به عین استقامت تا چمن حضوری ادامه یافت.

تخریب یک قسمت شهر قدیم و عبور سرک جدید با پهنای وسیع آنهم با بیل و کدال و انتقال خاک و تسطیح سرک با وسایل بسیار ابتدائی، کار زحمت ده و شاق بود که بوسیلۀ قوای انسانی به پیش برده شد و مدت تقریباً یک سال را در بر گرفت و هنوز از عمارات اطراف جاده خبری نبود که قسمت اول جاده دراواسط سال 1330 رسماً افتتاح شد.

نمایی از شهر قدیم کابل از چنداول تا بالاحصار در دامنه کوه شیردروازه پس از احداث جاده میوند (عکس: حوالی سالهای 1340)

اجرای این پروژه با تخریب یک تعداد منازل رهایشی در یک قسمت شهر قدیم کابل توأم بود، لذا برای تعداد بیجا شدگان در دو پروژه جدید انکشافی شهر کابل: یکی بطرف شمال ارگ بنام "شهرنو" و دیگری بطرف غرب کابل از چهاراهی "دهمزنگ" بطرف شمال غرب بنام "کارته 4" زمین های رهایشی توزیع گردید و در همان ساحات عماراتی نیز از طرف بانک رهنی و تعمیراتی که تازه بکار آغاز کرده بود، ساخته شد و به بعضی از مامورین دولت بطور اقساط بفروش رسید. این اولین بار بود که یک تعداد نخبگان و اشخاص و خانواده های سرشناس شهر قدیم را ترک کرده و به ساحات جدید شروع به اعمار خانه های یک منزله و دارای باغچه با سبک مدرن آنوقت کردند.

تعداد دیگری فامیلهای بیجا شده که اکثر شان اهل پیشه و حرفه بودند و در شهر قدیم دکان داشتند، آنها نمی خواستند شهر قدیم را ترک گویند و لذا به خانه های کرائی آنجا انتقال نموده و یا اینکه خانه کسانیرا که به محلات جدید کوچ کرده بودند، خریداری نمودند.

این تغییرازنظر اجتماعی موجب تحولات دیگر شد و با پراگنده شدن مردم و دوستان به اصطلاح "کوچه گیها" که از پدر پدر باهم شناخت و دوستی داشتند، از هم دور و در نقاط مختلف پراگنده شدند و با این تحول خصلت عمده "اتنو سنتریزم" که مشخصۀ شهر قدیم بود، شروع به ازهم پاشیدن کرد. مردم درمحلات جدید شهرنو و کارته 4 برای رفت و آمد و نیزخرید مواد خوراکه و دیگر مایحتاج و ضروریات در آغاز دچار مشکل بودند و سیستم ترانسپورت شهری نیز بطور منظم وجود نداشت. درآنوقت بیشتر از گادی به حیث وسیله انتقال انفرادی کار گرفته می شد، فقط مامورین بلند پایه و بعضی از سرمایه داران و تاجران بزرگ صاحب یک عراده موتر تیزرفتار بودند و باقی مردم پای پیاده و یا توسط بایسکل رفت و آمد می کردند.

ازآبادی تا ویرانی و سپس اعمار مجدد:

در دورۀ صدارت شهید محمد داؤد ساحه شهر فراتر از شهرنو و کارته 4 انکشاف مزید کرد و شهرنو با ساحه جدید "قلعه فتح الله خان" ، کارته پروان، وزیر اکبرخان مینه، و بعدها خیرخانه و اکنون بسیار فراتر ازآن وسعت یافت. همچنان ساحات "ده بوری"، "کوته سنگی"، خوشحال خان مینه" و "کارته 3" تا دارالامان به طرف غرب سریعاً انکشاف کرد. علاوتا شهر کابل درطول سالهای سلطنت فراتر از محلات فوق بطرف جنوب از میکروریان ها تا محله "شاه شهید" و سید نورمحمدشاه مینه و فراتر از آن وسعت بیشتر یافت.

شهر کابل درطول مدت 14 سال رژیم خلقی ـ پرچمی یگانه شهر در افغانستان بود که از گزند جنگها به امان ماند و اما در دورۀ تنظیمی و سپس دورۀ اول طالبان شهر کابل و اطراف آن دراثرجنگ های دوامدار داخلی بین رقبای قدرت از سال1371 (1992 م) تا 1382 (2002) به ویرانه تبدیل گردید که درتاریخ آن شهر نظیر نداشت. جناج های رقیب اعم از حزب اسلامی، شورای نظار، اتحاد سیاف، حزب جمعیت اسلامی، قوتهای جنبش مربوط عبدالرشید دوستم، حزب وحدت اسلامی و شاخه های آن به شمول قوتهای محسنی برای رسیدن بقدرت براین شهر مهم و تاریخی و مردم مظلوم آن رحم نکردند و از هر طرف به جنگ ویرانگربا سلاح ثقیله آغاز نمودند که دراثر آن نه تنها شهر بکلی ویران گردید و اثر از آبادی و عمران در آن باقی نماند، بلکه به هزارهاخانواده که در میان آتش و خون گیر ماندند، تعدادی جان باختند و تعدادی دیگر مجبور به ترک خانه و کاشانه شدند و با دست های خالی به شهر های دیگر پناه بردند و تعداد کثیر به مهاجرت به کشورهای همسایه و فراتر از آن به مهاجرت پرداختند. شهرکابل تقریباً خالی از سکنه گردید و به شهر اروح مبدل شد. پس از آنکه طالبان بار اول در کابل ویران تسلط یافتند، وضع تغییر نکرد و شهر بیش از پیش ویران ترگردید.

نمونه ویرانی ها در امتداد جاده میوند که روز سرک پرازدحام و معمور بود. (سالهای 90 میلادی)

بعد از سقوط طالبان و آغاز رژیم جدید در راس آن کرزی و سپس اشرف غنی شهر کابل چنان تحول بزرگ کرد که نمیتوان آنرا از نظر وسعت، تعداد نفوس (درحوالی 5 ملیون) و ساختمانهای بلند منزل و فراتررفتن منازل رهایشی بر ارتفاعات اطراف شهر با گذشته آن مقایسه کرد. کابل اکنون بیک شهر بزرگ و مدرن شبیه با یک "مترو پولیتن" در آمده که حدود آن از هرطرف چندین برابر گردیده، اما شهری که ساحه آن بدون پلان منظم شهری، فاقد سیستم "بده رفت" (کانالیزاسیون) وآبرسانی و حتی بعضاً بدون برق با ترافیک سرسام آور ناشی از وفرت عراده جات و مردم و فقر روزافزون گسترش پیدا کرده است. شهرکابل از نظر ساختمان توپوگرافیک باموجودیت دو تنگنا بین کوه شیر دروازه و آسه مائی یکی در معبر دهمزنگ (پل هارتل) و دیگری درساحه مشهور به "باغ بالا" کابل را به دوقسمت شرقی و غربی تقسیم کرده که مشکلات زیاد را از ناحیه ترافیک و ارتباط شهری بین دوطرف بار آورده است.