نگاهی مختصربه سقوط وعروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 17 اپریل 2022

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار17 اپریل 2022

(بخش چهل و سوم)

(ادامه) نقش انگلیسها در سقوط دورۀ امانی:

5 – لیون پولادا درکتاب "اصلاحات و انقلاب 1929" شرحی مبسوط وتحلیلی طی دوازده فصل دربارۀ رویداد های عمده ده سال سلطنت شاه امان الله ارائه کرده و درفصل یازدهم بر زوایای مختلف روابط با برتانیه روشنی انداخته ونیزبه این سؤال که آیا برتانیه با عملیات سری درسقوط دورۀ امانی نقش داشته، جواب گفته است. پولادا به این نظراست که: «درجمله اسناد بدسترس گذاشته شده اسنادی موجود است که حاکی ازعدم مداخله انگلیس میباشد و دربین اسناد سری انگلیس پلان واقدام برای ازبین بردن حکومت امان الله خان ولو به قسم نهانی و سری دیده نمیشود. باآنهم میتوان اعتراف کرد که دستگاه استخباراتی انگلیس پلان برانداختن امان الله خان را طوری ترتیب کرده بود که پلان مذکور در اسناد رسمی ظاهر نگردد و یا اینکه مامورین سرحدی برای خشنود ساختن آمرین خویش اقدامات شخصی برای از پا درآوردن حکومت امان الله خان را کرده باشند. درحالیکه این امکانات را نمیتوان بطور قاطع تردید کرد و یا راجع به فعالیت های سیاسی معلومات مؤثق داشت. با آنهم نظر به دلایل سه گانه ذیل مداخله برتانیه در از بین بردن [رژیم]امان الله خان بعید به نظر می آید: اولاً اخفای مطلق یک عملیات سری برای برانداختن یک حکومت شاهی به ترتیبی که درصدها ورق رسمی به آن اشاره نگردیده باشد، مشکل و ناممکن است. ثانیاً عملیات سری در قبایل ضرورت به همکاران، راه بلدان، جاسوسان ومحرکین دارد واشتراک کنندگان این اعمال بالاخره به شکل از اشکال به دوست وآشنا ویا همسایه و رفیق حکایت و آن عمل خفیه آفتابی میگردد، درحالیکه درطول همه آن جریانات سند موثوقی دیده نمیشود که برتانیه از خان و خوانین و یا از روحانیون برای از پا درآوردن حکومت امان الله خان طلب امداد کرده باشد. ثالثاً درشیوه تعمیل و اجراآت پالیسی و هم دراسناد رسمی برتانیه دلایلی موجود است که احتمال ازبین بردن حکومت امان الله خان را ذریعۀ مداخله مستقیم برتانیه تردید مینماید.»(پولادا، لیون: "اصلاحات وانقلاب1929"، مترجم: داکترعبدالباقی یوسفزی، نبراسکا، 1989، صفحه 265 ـ 266)

پولادا واقعات مشهودی را که همه ازآن سخن گفته اند، با ذکری مآخذی رد میکند ازجمله می نویسد: «زبان زد عوام است که وقتی بچه سقو دردسمبر1928 به کابل حمله کرد و زخمی شد، سفارت انگلیس او را تداوی کرد؛ اینست ثبوت آغشتگی برتانیه درانقلاب[اغتشاش]، درحالیکه خاطرات آتشه نظامی برتانیه L. W. Best که جریانات جنگ را درهرساعت بقید تحریر درآورده و ازجمله اسناد مخصوص و سری میباشد و از پناه گزینی و یا تداوی بچه سقو ذکر بمیان نیامده است. خبر دیگر که درافغانستان شیوع یافت توزیع کردن عکس برهنه ملکه ثریا بین قبایل توسط نمایندگان انگلیس بود، درحالیکه مراکز استخباراتی انگلیس درقبایل درمکاتیب رسمی به آمرین خود خبرفوق را تکذیب کرده و نوشته اند که یکی ازمخالفین امان الله خان عکس ملکه ثریا را که دریک دعوت رسمی با لباس رسمی گرفته شده بود، بین قبایل توزیع نموده است. بهترین مثال این نوع پروپاگند ها فرستادن کرنیل لارنس معروف بغرض تحریک بین قبایل است. نه تنها نوشته های زیاد که راجع به حیات لارنس دردست است، این ادعا را تکذیب مینماید، بلکه مطالعه اوراق زندگانی او درهند که درآنوقت بنام مستعار"ایرمن شاو" یاد می شد، نیزبا نظریات فوق متناقض است. ظاهر شدن مؤقت او درسرحدات درایام انقلاب[اغتشاش] سبب خجالت انگلیسها گردید و به مجردیکه وجود لارنس سوء تفاهم و اشتباه خلق کرد، او را ازمنطقه دورساختند. مراودات سری مامورین عالیرتبه انگلیس آشکار میسازد که لارنس درانقلاب [اغتشاش] دستی نداشت.» (پولادا... صفحه 268 – 269)

پولادا با آنهم اذعان میدارد که: «انکاردولت درمحضرعوام البته طرف اشتباه وقابل سؤال است، زیرا حکومات آنچه درملاء انکارمینمایند، درخفا اجراء میکنند.....شک نیست برتانیه برای جلب روحانیون و خوانین معاش مستمری میداد و شهرت محبوب علی سکرترامورشرق درسفارت انگلیس که مؤظف اینکاربود معلوم است، ولی اینگونه عملیات با ازپا درآوردن یک سلطنت جداگانه میباشد.» (پولادا.... صفحه 270)

پولادا می نویسد: «پس ملاحظات فوق ما را باین نتیجه میرساند که روابط انگلیس با حکومت امان الله خان برپایه دوستی استوارنبود، پیچیدگی های جغرافیای سیاسی (جیوپولتیک) منطقه، تفاوت روحی، روشهای سیاسی، تصادم شخصیت های جانبین درمیان موجود بود؛ کشیدگی های مذکور اجازه نداد که پروگرامهای تجدد وانکشافی امان الله خان طوریکه آرزو داشت، براه افتد. در نتیجه آن کشیدگی ها ازچندین رهگذرمحرک انقلاب[اغتشاش] گردیده وبه ضررامان الله خان تمام شد. ازبین رفتن حکومت امان الله خان با عملیات سری برتانیه ارتباطی نداشت. علت اساسی سقوط سلطنت امان الله خان توسعه اقتدار حکومت مرکزی و تصادم آن با قبایل [اقوام] بود.» (پولادا... صفحه 271)

توضیحات فوق مبنی برعدم مداخله سری برتانیه درسقوط دورۀ امانی با تأکید براینکه هیچ سند در مأخذ رسمی منتشرشده انگلیسها درزمینه دردست نیست، بسیار شباهت به ضرب المثلی در زبان دری دارد که: "از روباه پرسیده شد شاهدت کیست؟ درجواب گفت: دُمَم". اکنون پولادا نیز مداخله سری انگلیس ها را در سقوط سلطنت امان الله خان به دلیلی رد میکند که در اسناد منتشرشده انگلیسها چنین مدارکی وجود ندارد. دراین ارتباط باید خاطرنشان ساخت که انگلیسها طی دوقرن گذشته درفعالیت های مخفی استعماری خویش تجارب بسیاراندوخته اند تا درهمچوحالات ومواقع هیچ مدرک وسندی را مبنی بردخالت خویش بجا نگذارند ودست های دراز خود را ظاهراً از آستین دیگران بیرون نمایند تا مبادا موجودیت سند، موجب سوء ظن و ایجاد فضای بی اعتمادی و تحریک مردم به قیام علیه آنها نشود وشخص یا اشخاص مطلوب شانرا نزدعوام رسوا نسازد. لذا آنها همیشه سعی داشتند تا کوچکترین سند را مبنی بردخالت خویش در موارد حساس و مهم بدست ندهند و راز فعالیت های سری و مخفی خود را افشاء نکنند. به این اساس فقدان سند حتماً معنی عدم مداخله را نمیدهد.

پولادا درآغازهمین فصل کتاب خود به موضوعاتی اشاره میکند که بیان آن خصومت وعناد جدی انگلیسها را با شاه امان الله وعدم تحمل آنها را از اقدامات شاه امان الله ازآغازتا انجام سلطنت او به وضاحت نشان میدهد واین بذات خود دلیل بسیار مهمی است که آنها با همه نیرنگها تلاش داشتند تا او را ازقدرت برکنارکنند و بجایش شخص مورد اعتماد خود را جاگزین سازند. برای وضاحت موضوع اینک به ذکرمختصر برخی ازنکات مهم ازهمان فصل پرداخته میشود:

1 – «برتانیا از دونگاه به افغانستان علاقه داشت: یکی ازلحاظ جغرافیای سیاسی(جیو پولیتیک) و دیگرازخوف خطراتی که ازطریق افغانستان متوجه هند میگردید...هند به منزلۀ گوهر ذیقیمتی درتاج انگلیس جا داشت و دفاع امپراتوری وظیفۀ مقدس هرانگلیس بود واین مسئولیت ازیک عسکرانگلیس آغازو به سیاستمداران بزرگ می انجامید. انگلیس میدانست که امپراتوری بزرگ آنرا روس ازطریق افغانستان مستقیماً و ذریعۀ تحریک قبایل جنگجوی سرحدات تهدید کرده میتوانست. بنابرآن در مرور ایام برای دفاع از هند پالیسی پرپیچ ولی عملی را طرح کرده بود که اهداف چهارگانه ذیل را درنظر داشت: - اول وارد کردن فشار سیاسی و درصورت لزوم اقدامات عسکری برعلیه روس ازطریق اروپای شرقی و بالقانات؛ - دوم حفظ افغانستان بحیث یک دولت حایل بمقابل روس؛ - سوم فشار برحکومات افغانستان وامتناع ازنفوذ برقبایل سرحد آزاد؛ - چهارم پالیسی پیشرفت مداوم بسوی قبایل بمنظورتسخیرآن(فارورد پالیسی).....انگلیس میخواست زمامداران افغانستان فرمانبردار وهمکارشان بوده و افغانستان دولت زیرنفوذ شان بماند و برای این هدف از وسایل سه گانه ذیل استفاده میکرد: - اول ادارۀ امورخارجی افغانستان ذریعۀ برتانیا؛ - دوم امداد مالی وافر؛ - سوم کنترول ورود اشیای وارداتی مخصوصاً اسلحه ازطریق هند....؛ عبدالرحمن خان با این پالیسی مخالفت نکرد، امیرحبیب الله خان با بی میلی آنرا قبول کرد و امان الله خان آنرا تماماً تردید نمود و اولین اقدام امان الله خان پس ازجلوس به سلطنت اعلان آزادی مطلق افغانستان بود....؛ این تصمیم امان الله خان با منافع انگلیس تصادم میکرد وآنها را ازسه جهت نگران ساخته بود: -اول فعالیتهای آزادیخواهان هند؛ - دوم خطرات و تهدید های بلشویک ها توسط آزادی خواهان هند؛ - سوم پیشرفت تکنالوژی مخصوصاً درساختمان طیاره وتأثیرآن درقوای نظامی.» (پولادا... صفحه239 – 241)

2 - «اعلان آزادی سیاست خارجی امان الله خان و قیام روابط قریب با روسیه، انگلیسها را پریشان ساخته وانگلیس را ازامان الله خان بیگانه ساخت....؛ انگلیس ازامکانات تأسیس پایگاه هوائی روس درافغانستان خوف داشت....وقتی انگلیس از تصمیم امان الله خان راجع به تربیه پیلوتهای افغان در روسیه و ورود استادان روسی با طیارات ساخت روس و بالاخره تأسیس ارتباط هوائی ملکی با روسیه آگاه شد، خوف و دهشت بزرگی دامنگیر آنها شد.» (پولادا... صفحه 242 -243)

3 - «انگلیس رویدادهای ذیل افغانستان را ناشایسته میدانست: - حملۀ بدون موجب و بدون تحریک [مقصد ازاولین حمله قوای افغانی درمحاذ خیبراست]؛ - استفاده از حربۀ مذهبی یعنی اعلام جهادعلیه انگلیس؛ - روابط امان الله خان با آزادی خواهان و آنعده هندوستانی های انقلابی که در روسیه زندگی میکردند؛ - تحریک قبایل ماورای سرحد دیورند برعلیه انگلیس؛ - اقدامات سیاسی برای گرفتن امداد از شوروی. این فعالیتها خنجری بود درقلب سیاست امپراتوری برتانیه.» (پولادا... صفحه 244)

4 - «جنگ استقلال افغانستان، انگلیس را برعلیه رهبرجدید افغانستان[امان الله خان] خشمگین و بدبین ساخت. جنگ استقلال که بیش از یکماه دوام نکرد به امان الله خان موقع داد برانگلیسها فشارسیاسی وارد کند تا در مذاکرات صلح شرایط مساعدتری را از ایشان حاصل نماید و انگلیس را با این واقعیت متوجه سازد که فضای سیاسی تحول کرده و قدرتهای جدید منطقوی بروز کرده است.» (پولادا... صفحه 246 - 247)

5 - «برهم خوردن روابط امان الله خان با برتانیا دوعلت داشت: یکی تفاوت دراصل پالیسی و دیگری در شیوه معامله طرفین. ازنگاه انگلیس فعالیتهای امان الله خان خطرات سه گانه ذیل را متوجه هند میساخت: امان الله خان عقیده داشت که افغانستان بحیث یک دولت مستقل حق تأسیس روابط دوستانه با روسیه دارد، همچنین از وجایب پادشاه یک دولت مستقل مسلمان است که از برادران مسلمان خود که در هند اسیر هستند، پشتیبانی نماید، بالاخره تأسیس روابط با اقوام ماورای خط دیورند را که با افغانستان ارتباط عرفی، مذهبی و تاریخی دارند و برتانیه درمعاهده 1921 این حقیقت را اعتراف وازحقوق طبیعی افغانستان شناخته است، مجازمیدانستند.»(پولادا...صفحه 249)

6 - «امان الله خان در تعقیب این پالیسی تا جایی حق بجانب بود، اما شیوۀ تطبیق او از سیاست دور و از مخالفت تعصب آمیزش برعلیه برتانیه نمایندگی میکرد. به نظر یکی از اهل خبره امان الله خان به بلشویک ها اعتماد نداشت و ازایشان نفرت داشت، ولی برای زجر واذیت انگلیسها با روسها در محضرعام از درِ محبت و دوستی پیش آمد میکرد. همچنین او صرف با داشتن روابط نیک و یا احتمال نفوذ در قبایل قناعت نداشت، بلکه عملاً قبایل را با دسایس متعدد برعلیه برتانیه اغوا و تحریک میکرد. امان الله خان میتوانست فعالیتهای سیاسی سِری داشته وبه آزادی خواهان مخفیانه کمک نماید، اما برعکس به آزادی خواهان افراطی هند وپیشوایان مهاجرین هندی مقیم کابل با وجود اینکه میدانست که ایشان با بلشویکها همدست اند، علناً کمک میکرد.» (پولادا... صفحه 250)

7 - «اینگونه سوء تعبیرات و غلط فهمی ها بود که زمینه را برای کشیدگی های بعدی مساعد ساخت. ازآنجائیکه چنین کشیدگی ها ازموضوعات مشهور و روزمره سیاسی آسیای مرکزی بود، لذا مطالعۀ آن جریانات برخی از مشاهدین را با این نتیجه رسانید که محرک و دسیسه ساز انقلاب[اغتشاش] در افغانستان انگلیس بود.» (پولادا...صفحه 250)

8 - «فعالیتهای برتانیا درسرحدات به نوبه خود برحجم اختلافات افزود. برتانیا تحولی در پالیسی پیشرفت مداوم (فارورد پالیسی) خویش که منجر به انسداد تدریجی سرحدات میگردید، وارد کرد و به تدریج و بدون جنگ داخل سرحدات گردید و خطوط مواصلاتی خود را یعنی خط آهن و جاده ها را تا سرحد افغانستان امتداد داد. افغانستان این عمل انگلیس را محاصره وقرانطین افغانستان خواند و هیجان بزرگی را درمملکت خلق کرد. برای حل مشکل امان الله خان با حکومت انگلیس در تماس شد، اما حکومت هند برتانوی با اعتراض او وقعی نگذاشت.» (پولادا.... صفحه253)

9 - «برتانیا بطورهمیش مشکلات ترانزیتی برای اموال افغانستان مخصوصاً اسلحه ایجاد میکرد، چنانچه درشورش خوست به اسلحه که افغانستان ازجرمنی و فرانسه خریداری کرده بود، اجازه ورود به افغانستان نداد. محمود طرزی سفیرافغانستان درپاریس این عمل را تخطی صریح ازحق حاکمیت ملی افغانستان دانست.» (پولادا.... صفحه 254)

10 - «برتانیا معاهدات دوستی افغانستان با ایران، ترکیه و روسیه را که عداوت با انگلیس ازآن استنباط می شد، با شک وتردید نگریسته و نارضایتی خویش را اظهارداشت....؛ به تعقیب این معاهده ترکها جمال پاشا را بحیث رئیس هیئت نظامی و فخری پاشا را که از بدبینان درجه اول انگلیس بود، به حیث سفیر به افغانستان اعزام داشت.»(پولادا... صفحه254-255)

11 - «برتانیا ازمدتها قبل برای افغانهای فراری معاش مستمری میداد وآنها را زیر مراقبت میداشت. این فراریها درهنگام اغتشاش داخلی افغانستان درسرحدات ظاهرشده وادعای مقام سلطنت افغانستان را مینمودند. امان الله خان یقیین داشت که برتانیا آن مدعیان کاذب را برای تهدید شاهان افغانستان ذخیره کرده است...؛ ظهورعبدالکریم پسرمحمد یعقوب خان به حیث رهنمای شورش خوست بدون کمک انگلیسها صورت گرفته نمیتوانست، همچنین درانقلاب[اغتشاش]1928-1929 محمدعمر پسر محمد ایوب خان در مومند ظاهر شد وادعای سلطنت کرد.» (پولادا.... صفحه 255)

12 - «بعضی ازانگلیسها پیشرفت وعصری شدن افغانستان را برای هندوستان خطرناک می دانستند و خوف داشتند که افغانستان مترقی مثالی برای ممالک آزاد آسیایی خواهد شد. طرفداران این نظریات که عموماً صاحبمنصبان عسکری بودند،...میخواستند ازاعطای هرگونه امتیاز به هرشکل که باشد، در معامله با امان الله خان باید خودداری شود.» (پولادا... صفحه 257)

13 - «نفرت و بدبینی انگلیس را میتوان درشخص سرفرانسس همفریز وزیرمختارانگلیس درکابل ملاحظه کرد. همفریز درسال1922 پس ازامضای معاهده 1921 وارد کابل شد وتا سقوط امان الله خان درکابل ماند و دورۀ خدمت وی مساوی با دورۀ سلطنت امان الله خان بود... همفریز شخص با کفایت اما متکبر و سرشار ازغرورانگلیسی بود. امکانات یک سفیرخوب در او موجود بود، اما او از فهم آن تحولات در آسیای مرکزی عاجزبود و نتوانست با احساسات ملیت گرائی، آزاد منشی منطقه و برنامه های انکشافی امان الله خان بسازد. او امان الله خان را یک پادشاهی میدید که مانند یک هنرپیشه(اکتور) روی صحنه تمثیل برآمده باشد. امان الله خان را احمقی میدانست که حاضر به دورانداختن تمام ارزشهای عنعنوی خویش میباشد. در رفتار واعمال امان الله خان خطر بزرگی برای هندوستان میدید. همفریز شخصاً بدبین امان الله خان بود. امان الله خان به نوبۀ خود او را با طعنه های متعددی مانند باختن بازی کرکت به افغانها، اذیت میکرد. از اسناد رسمی که اکنون بدست آمده برمی آید که نفرت شخصی همفریز از امان الله خان و پالیسیهای وی موجب خرابی روابط دولتین شد. نفرت همفریزبه اندازۀ عمیق بود که حکومت هند و حکومت لندن برخی از پیشنهادات او را تردید کردند.... همفریز سفر اروپایی امان الله خان را به نظر بد دیده وکوشید که پذیرائی وی در هند به آن سویه نازلی قرار گیرد تا امان الله خان حد خود را بشناسد و خواست امان الله خان را مانند طفلی به نسبت پیش آمدهایش سزا دهد.» (پولادا... صفحه 258)

14 - «وقتی قوای بچه سقو کابل را محاصره نموده بود، همفریز خارج از حدود صلاحیت خویش به حقوق فضائی افغانستان تجاوز کرده و اوراق پروپاگندی ضد حکومت امان الله خان را ازطریق فضا پخش کرد که درنتیجه این عمل مکاتبات جدی بین طرفین تبادله گردید، اما همفریز به اعتراضات افغانستان وقعی نگذاشت.» (پولادا... صفحه 259)

15 - «همفریز برای اینکه امان الله خان را اذیت کرده باشد به او می گفت که پروگرامهای انکشافی خود را ترک کند و به تقاضای ملاها و افراطیون مذهبی تسلیم شود. وقتی امان الله خان مقام سلطنت را برای برادرش عنایت الله خان واگذار شد، همفریز آنرا یکی از فریب های امان الله خان خواند و امر اخراج اعضای سفارت را ازکابل داد وبا این اقدام خود امکان همکاری سایر دول دوست افغانستان را از بین برد، چون یگانه وسیلۀ خروج دیپلوماتهای مقیم کابل طیاره های برتانیا بود. همفریز حکومت انگلیس را وادار ساخت تا حکومات سایر نمایندگی های سیاسی مقیم کابل را مجبور نماید که مامورین خود را از کابل خارج کنند و درعین حال به نمایندگان خارجی اجازۀ اقامت درهند نمیداد. همفریز با ازبین بردن دستگاه دپلماسی از کابل کرسی سلطنت را برای همه داوطلبانی که در صحنه آمده بودند، عرضه کرد واین تجویزبه نفع نادرخان که همفریز از اوحمایت میکرد، تمام شد.» (پولادا...صفحه 260)

16 - «در راپورهای خود همفریز متواتر به لندن می نوشت که امکان حفظ کرسی سلطنت برای امان الله خان از بین رفته است و نادرخان را به حیث بهترین نامزد مقام سلطنت پیشنهاد و توصیه میکرد که تسهیلات لازمه برای مراجعت وی به افغانستان فراهم گردد. وقتی همفریزاطلاع یافت که بچه سقو هیئتی را نزد نادرخان اعزام و او را دعوت نموده است، ازاین اقدام بچه سقواستقبال کرد وبه حکومت هند توصیه نمود تا در تهیه وسایط عبورهیئت مذکور حتی ازامداد پولی دریغ ننمایند.»(پولادا... صفحه260)

16 - «راپورهای منفی همفریز تأثیر ناگوار خویش را کرده و برتانیا اعلام بیطرفی خویش را برحسب دلایل ذیل صادر کرد: برتانیا با امان الله خان روابط دوستانه نداشته و دلیلی در بین نبود که انگلیس ازخودگذری کرده و به امداد امان الله خان می آمد. وضع برتانیا به علت آزادی خواهان هند متزلزل وحاضر نبود درمعاملات داخلی یک مملکت مداخله کرده و موقعیت خویش را ضعیف سازد و بالاخره برتانیه نمیخواست زمینه مداخله روس را به افغانستان مساعد سازد و یا آن روابط سیاسی را که با صبر و حوصله با روسیه قایم ساخته بود، صدمه زند. درعین زمان امان الله خان با استعفی بیموقع و شتاب زده ای خود برای انگلیس موقع مساعدی خلق کرد وبرتانیا استعفایش را فوراً به رسمیت شناخت و ازامداد یا مداخله درافغانستان خوداری کرد...؛ لذا حکومت چمبرلین بیطرف کشورش را چنین اعلام داشت: "حکومت برتانیا آرزوی مداخله درامورداخلی افغانستان را ندارد وحاضرنیست به هیچیک ازمدعیان مقام سلطنت امداد ویا ازایشان حمایت نماید. حکومت انگلیس جداً طرفداریک حکومت مرکزی مقتدردرافغانستان بوده وحاضراست درصورت وجودچنین یک حکومت با مردم افغانستان از درِ دوستی پیش آمده وامداد لازمه را برای اعمار دوباره وانکشاف آن مملکت عرضه نماید. اعلیحضرت امان الله خان استعفای خویش را رسماً به حکومت انگلیس اعلام کرده است. تازمانیکه که مردم افغانستان او را دوباره به پادشاهی قبول نکنند، برتانیا حکومت امان الله خان را به رسمیت شناخته نمیتواند."» (پولادا... صفحه 263 - 264)

17 - «ابلاغیه بیطرفی انگلیس ازچندین جهت برعلیه امان الله خان تمام شد: اولاً این ابلاغیه به تمام دنیا رسانیده شد که حکومت انگلیس امان الله خان را پادشاه افغانستان نمی شناخت واین خبر بین قبایل نیز انتشار یافت؛ ثانیاً ابلاغیه مذکور امان الله خان را همقطارسایرمدعیان مقام سلطنت که عبارت از بچه سقو، علی احمد جان، محمدعمرجان، غوث الدین و نادرخان باشد، قرار داد - به عبارت دیگر ابلاغیه انگلیس موقعیت قانونی امان الله خان را به سویه ادعاکنندگان دیگر تنزیل داد وبالاخره آن امتیاز قانونی که رئیس یک دولت برای اخذ امداد اسلحه، قرضه وامداد نظامی ازسایرممالک دارد، ازبین برد. چنانچه وقتی امان الله خان استعفای خود را باطل ساخت و از برتانیا درمقابل پول نقد طلب کمک اسلحه کرد، حکومت انگلیس با سردی جواب داد که ابطال استعفای او را قبول نداشت و او را یکی از مدعیان مقام سلطنت می شناسد و علاوه نمود که پالیسی بیطرفی انگلستان اجازۀ امداد را به هیچ یک از مدعیان سلطنت نمیدهد.» (پولادا... صفحه 265)

18 - «روابط افغانستان وانگلستان درعصرامان الله خان قناعت بخش نبود و به همین دلیل عده زیادی از نویسندگان، انگلیسها را محرک انقلاب[اغتشاش] دانسته اند. اکثرافغانها وعده ای از دانشمندان ایمان کامل داشتند و دارند که انقلاب[اغتشاش] 1928-1929 افغانستان ساخته و بافته انگلیس بود. قسمت اعظم مطبوعات جهان و نشرات افغانستان نظریه فوق را تائید و پخش نموده اند. مطبوعات روسیه، فرانسه و جرمنی مشتعل کننده آتش انقلاب[اغتشاش] برتانیه را می شناختند. مطبوعات دست چپ اکثر ممالک نظریات روسیه را پیروی میکردند. سفرای انگلیس ازاستانبول، روم و برلین نتایج مصاحبه های شخصی و یادداشتهای مطبوعاتی خویش را به وزارت خارجه انگلیس ارسال و اظهار مینمودند که نمایندگان سیاسی این مراکز علناً و یا ضمناً برتانیا را محرک انقلاب[اغتشاش] افغانستان میدانند. حتی مطبوعات امریکا ازسیاه کاری و تباه کاری انگلیس دراغتشاش افغانستان سخن میراند. صرف چندصدای محدود به دفاع ازانگلیس بلند شد؛ "مارننگ پوست"Mornning Post) ) اشاره ضمنی "دیلی میل"( Daily Mail) را با زشتی تمام تردید کرد؛ "لیری رو" درمقالۀ "شیکاگو دیلی فورچون" نوشت که برتانیا درانقلاب افغانستان دست نداشت. عده ای زیاد دسیسه انقلاب[اغتشاش] را به کرنیل لارنس معروف که نام مستعار"ایرمن شاو" را انتخاب نموده بود، نسبت داده اند. اسم لارنس با تصورات و تمایلات افسانوی مطبوعات موافق افتاد و داستانهای لارنس وعملیاتش در سرحد ورد زبانها شد.» (پولادا.. صفحه 262-263)

از نکات فوق میتوان نتیجه گرفت: با آنکه پولادا نقش مخفی و سری برتانیا را دراغتشاش افغانستان که موجب سقوط سلطنت امانی گردید، رد میکند و اغتشاش را بیشتر مربوط به موقف حکومت و اقوام میداند، اما اگربه مطالب متذکره فوق که همه از قول او اقتباس شده است، به دقت نظرانداخته شود، واضح میگردد که روابط برتانیا با شاه امان الله ازآغاز تا ختم سلطنت اوهمیشه پرتشنج، فاقد نشانه های حسن نیت واعتماد ذات البینی بوده که انگلیسها موجودیت شاه امان الله را مانع نیل به اهداف خود میدانستند و درصدد برکناری او ازقدرت وسلطنت بودند و میکوشیدند بجای اویکی از معتمدان خود را برکرسی سلطنت افغانستان بنشانند و یا وضع را چنان تغییر دهند تا شاه امان الله را مجبور به اطاعت از خود سازند. برای این مقصد آنها کوشیدند تا حین شورش خوست در1924 عبدالکریم پسرامیرمحمد یعقوب خان را با ادعای سلطنت به پیش بکشند وهمچنان بار دیگر درآستانه اغتشاش1928-1929 حضورمحمدعمرپسرسردارایوب خان درحواشی سرحد نشانه آشکار+دست انگلیس را بیان میکند که نمیتوان ازآن انکار کرد.

پولادا به استناد بعضی مآخذ تداوی حبیب الله کلکانی را بوسیلۀ سفارت انگلیس رد میکند، درحالیکه خود حبیب الله بزبان خود به این موضوع اعتراف مینماید. همچنان او نشر و توزیع عکس ملکه ثریا را کار یکی ازمخالفین شاه امان الله میداند که ازملکه دریک مهمانی رسمی عکس برداشته وآنرا به نشر سپرده و دربین قبایل سرحد پخش نموده است، اینکه همچو کار ازعهده یک شخص وآنهم یک مخالف بدون ذکرنام بدرشده میتواند، بذات خود یک سؤال است. علاوتاً پولادا نقش لارنس را درتحریکات اغتشاش علیه شاه امان الله نفیه میدارد، درحالیکه این موضوع درآنوقت یک غوغای عظیم را درمطبوعات جهان برپا کرد و انگلیسها مجبور شدند او را فوری از ساحات سرحد خارج و به انگلستان فرا خوانند.

ازهمه مهمتر روابط شاه امان الله با همفریز و کارهائیکه او به حیث وزیرمختار باصلاحیت و قابل اعتماد انگلیس که درافغانستان مدت ده سال ایفای وظیفه کرد، این سؤال را مطرح می سازد که چگونه یک سفیرمیتواند مغایربا پالیسی های دولت خود به چنین اقدامات عنودانه علیه شاه کشوری که او درآنجا عهده سفیر را دارا است، اقدام نماید، مگرآنکه همچو اقدامات او به تأسی ازهدایات وزارت خارجه کشورش بوده باشد. اعلامیه چمبرلین صدراعظم انگلیس مبنی برپالیسی بیطرفی برتانیا در امور داخلی افغانستان، اساساً به مفهوم بیطرفی نه، بلکه جانبداری و زمینه سازی به نفع دیگر هواداران سلطنت را معنی میداد و جز یک فریب سیاسی بود و آنهم به مقصد دورنگهداشتن روسیه از امورافغانستان که درعین زمان به مقصد مخالفت با شاه امان الله و سقوط سلطنت او مطرح گردید تا بدانوسیلۀ انگلیسها زمینه بقدرت رساندن یکی از معتمدان دیرینه خود را که سپهسالارمحمد نادرخان بود، مساعد سازند. وارد کردن فشار سیاسی بر کشورهای دوست افغانستان که باید دیپلوماتهای خود را فوری از افغانستان خارج سازند، موضوع دیگری بود که به مقصد تضعیف موقف شاه امان الله و تقویه رقبای او بوسیلۀ همفریز و به هدایت حکومت انگلیس عملی گردید. اینکه پولادا کوشیده تا بر موضوع مداخله و دست داشتن انگلیسها در سقوط دورۀ امانی به دلیل فقدان اسناد سرپوش بگذارد، دلایلی بسیار منطقی که بعضاً خودش به آن اعتراف کرده است، ثابت می سازد که او دراین قضاوت خود اشتباه کرده است.

ناگفته نباید گذاشت که کتاب "اصلاحات وانقلاب1929" درمسایل دیگرمربوط آن دوره بخصوص در شرح و ارزیابی اهمیت و لزوم اصلاحات بنیادی درافغانستان و درعین زمان عکس العمل های علما و محافظه کاران مذهبی وانگیزه های آن و همچنان روابط دولت افغانستان با قبایل ماورای سرحد از اهمیت خاص برخوردار است و یکی از مآخذ معتبردر ارتباط به دورۀ ده سالۀ امانی محسوب میشود.

(ادامه دارد)