نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 3 دسمبر 2021

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار3 دسمبر 2021

(بخش اول)

عرض مرام و پیشگفتار:

در این روزها با توجه به مسایل تاریخی دربارۀ اعلیحضرت محمد نادرشاه و چگونگی رسیدن او به سلطنت دربعضی وبسایت های افغانی به شمول این پورتال سخن بسیار گفته میشود و نظریات متفاوت در زمینه ابراز میگردد. اگرچه مسایل روز در افغانستان باید درخورتوجه بیشترقرار گیرد، اما مسایل تاریخی را نیز نمیتوان مورد اغماض قرار داد و از تدقیق و بررسی آن صرف نظر کرد، زیرا بعضی ها میکوشند تا باردیگرحقایق تاریخی را تحت الشعاع تبلیغات سیاسی معمول دوران سلطنت قرارداده واقعیت ها و ذهنیت ها را مغشوش ساخته و نسل فردا را بازهم در تاریکی قرار دهند.

دلیل نوشتن این اثر با همه شرح و بسط آن به هیچ وجه مبتنی برحب وبغض های شخصی نیست، بلکه تلاشی است برای بررسی حقایق تاریخی و بیرون کشیدن آن از استحالۀ شایعات و تحریف ها تا نسل های فردای کشور درمقایسه با آثار دیگر بتوانند در مورد واقعیت رویدادها قضاوت سالم نمایند. اینکاریک رسالت بزرگ است که برشانه های نسلی قرار دارد که ازیکطرف قسماً خود شاهد وناظر بعضی رویدادها بوده و ازطرف دیگربا تحقیق و تدقیق و مراجعه به منابع مؤثق و معتبر از روی رازهای پوشیده پرده بردارد و سیاه را از سفید جدا کند و اما قضاوت را به دیگران واگذارد.

در محراق این نوشته بیشترشخص محمد نادرخان پسر سردارمحمد یوسف خان پسرسرداریحیی خان (یکی از پسران سردار سلطان محمد خان مشهور به "طلائی" قرار دارد، کسیکه با ورود خانواده اش به کشوراز تبعید گاه دیرینه درهند برتانوی وپس از تلاش فراوان طی بیش از دو دهه موفق شد به هدف نهائی که برایش تعیین شده بود، به پادشاهی افغانستان برسد و سلسله سلطنت سلاله امیردوست محمد خان را به سلاله سلطان محمد خان "طلائی" تعویض نماید.

در این نوشته که اساساً یک مبحث وسیع و مهم تاریخ معاصر کشوراست، سعی میگردد به سؤالهای ذیل با اختصار جواب گفته شود: سرداریحیی خان کی بود، چرا با تمام خانواده خود بوسیلۀ انگلیس ها به هند برتانوی تبعید گردید؟ چگونه خودش با خانواده پس از 23 سال تبعید دوباره به وطن برگشتند؟ دلیل قرب آن خانواده پس ازبرگشت در دربارامیر حبیب الله خان سراج الملة والدین چه بود؟ ازدواج های سیاسی برای این خانواده چه پی آمدها درقبال داشت؟ چگونه جوانان این خانواده توانستند به سرعت به مقام های عالی ملکی و نظامی دولت راه یابند ودلایل موفقیت آنها چه بود؟ محمد نادرخان چطور درجوانی به بلندترین مقام نظامی رسید؟ چگونه آنها به حیث یک مشت بسته و متحد قدم بقدم بسوی یک هدف خاص یعنی رسیدن به سلطنت نقش بازی کردند؟ مناسبات شان با امیرحبیب الله خان سراج الملة والدین چگونه بود و درشهادت امیرموصوف چه نقش داشتند؟ آنها برای بقدرت رسانیدن سردارنصرالله خان نائب السلطنه بعد ازشهادت امیرحبیب الله خان سراج به چه اقدامات دست زدند و هدف اصلی شان چه بود؟ روابط این خاندان در دوره امانی بعد از یک مرحلۀ کوتاه نظارت چگونه دوباره اوج گرفت و شاه نائب سالارمحمد نادرخان را به صفت قوماندان جبهه جنوبی درجنگ استرداد استقلال کشور گماشت و پس از موفقیت به رتبه سپهسالاری ارتقا داد؟ چرا بین شاه امان الله غازی وسپهسالارمحمد نادرخان فضای سرد بی اعتمادی پدید آمد و شاه او را به حیث وزیرمختار افغانستان به پاریس اعزام کرد و متعقاباً برادرانش نیز با او پیوستند؟ چگونه برگشت محمد نادرخان ازفرانسه از راه هند برتانوی بوطن و مبارزه علیه قوای سقاوی با مد و جزرهای زیاد بالاخره به فتح کابل و سقوط دوره سقاوی انجامید؟ آیا محمد نادرخان اینکار را صرفاً به هدف نجات وطن از قوای سقاوی و برگردانیدن شاه امان الله غازی انجام میداد و یا خود مقصد سلطنت را آنچه سالهای دراز برای آن دست بکار بود، درنظرداشت؟ انگلیسها برای رسیدن او به سلطنت از مدتها قبل در پس پرده چه نقش داشتند؟ نتایج کارکردهای اعلیحضرت محمد نادرشاه در مدت کوتاه سلطنتش از چه قراربود؟ ادامه روش استبدادی او خاصتاً توسط برادرش محمدهاشم خان صدراعظم چه فضای اختناق را درکشور بار آورد؟ پس ازرسیدن به سلطنت چرا و چگونه او مورد سوء قصد انتقام جویانه قرارگرفت و به شهادت رسید و شهزاده محمد ظاهر پسر 19 ساله اش به سلطنت رسید؟ اعلیحضرت محمد ظاهرشاه از چه خصوصیات شخصی برخوردار بود و طی سه دوره صدارت خانوادگی که جمعاً سه دهه طول کشید، درامور دولت عملاً تا چه حد نقش داشت؟ چرا محمدظاهرشاه در ده سال اخیرکه با رأی آزاد خود سلطنت کرد، نتوانست طور لازم برمشکلات فایق آید وعاقبت با کودتای 26 سرطان 1352بوسیلۀ محمدداؤد (پسرعم وشوهرخواهرش) واعلام نظام جمهوری ناگزیراز سلطنت استعفی داد؟

باید خاطر نشان ساخت که ارائه جواب درمورد سؤالهای فوق ایجاب شرح و بسط زیاد را میکند، ولی دراین مختصر کوشش میشود به ذکرنکات مهم و اساسی در بخش های مسلسل پرداخته شود تا برای علاقمندان تاریخ معاصر کشوراز یکطرف معلومات لازم و مستند ارائه گردد و ازطرف دیگر زمینۀ تحقیق و تدقیق مزید را فراهم سازد. شاید عده ای با طرزبینش مسایل دراین نوشته موافق نباشند که حق شان است، اما این مباحث میتواند موجب ابراز نظرهای متفاوت گردد که از ورای آن حقایق تاریخی در بین تاریکی و روشنی ها بیشتر تبلور یابد وهدف نویسنده نیز برهمین مبناء استواراست.

معرفی مختصر"خانوادۀ مصاحبان" یا "یحیی خیل":

سرداریحیی خان پسرسلطان محمدخان"طلائی" پسرسردارپاینده خان محمدزائی (تاریخ تولد 1176ش -1797م وفات 1241ش -1862م محل دفن - تپه مرنجان شهرکابل، گورنرپشاور وکوهات که آنوقت جزء قلمروافغانستان بود). سرداریحیی خان دوپسرداشت: سردارمحمد یوسف خان و سردار محمد آصف خان، ویکی از دختران او(مسماة رقیه) با امیرمحمد یعقوب خان پسرامیرشیرعلی ازدواج کرده بود. انگلیسها پس ازامضای معاهده "گندمک" با امیرمحمد یعقوب خان بتاریخ 26 می 1879 سفیرخود "کیوناری" را به کابل اعزام نمودند، چون کیوناری دراثر قیام عساکر در بالاحصار به قتل رسید، لذا جنگ دوم افغان و انگلیس شعله ور گردید و کابل اشغال و بالاحصار به آتش کشیده شد. دراینوقت امیرمحمد یعقوب خان ازسلطنت استعفی داد و انگلیسها او را دراول دسمبر1879 محبوساً به هند برتانوی تبعید کردند. وقتی امیرعبدالرحمن خان به سلطنت رسید از انگلیسها تقاضا نمود تا خانواده یحیی خان را نیز ازکابل دورکرده و درهند مقیم سازند. این خانواده مدت 23 سال را با تمام اهل وبیت درشهر"دیره دون"ـ هند بسربردند وهمه فرزندان شان درهمانجا چشم به دنیا گشودند، به مکتب رفتند و با محیط فرهنگی هند برتانوی آشنا شدند.

وقتی مریضی امیرعبدالرحمن خان کسب شدت کرد، انگلیس ها کوشیدند تا موافقت امیر را مبنی برمراجعت خانواده سرداریحیی خان از تبعید گاه شان درهند کسب کنند. همان بود که سردار یحیی خان بعد از 23 سال اقامت تبعیدی درهند ازامیرعبدالرحمن خان در سال 1900 خواهش مراجعت به وطن کرد. امیر این درخواست را پذیرفت و سردار در اوایل 1901 با جمیع خانواده خود به شمول آل و عیال دو فرزندش هریک سردار محمد یوسف خان و سردار محمد آصف خان و خانواده زکریا خان برادرش به وطن برگشت کردند. (شرح مزید دراین باره بعداً تقدیم میشود)

از ورود این خانواده چند ماهی نگذشته بود که امیرعبدالرحمن خان وفات کرد و پسرش شهزاده حبیب الله خان جانشین پدر گردید. امیر جدید ازحضوراین خانواده راضی و در نزدیکی با آنها ازلطف دریغ نکرد، چنانکه بتاریخ 20 ماه محرم الحرام 1320 هجری قمری (مطابق1281ش ـ 1902م) صبیه سردارمحمد یوسف خان (خواهرمحمد نادرخان) مسماة محبوب سلطانه (بعداً ملقب نورالحرم ـ علیا جناب) را درعقد نکاح خود درآورد و دو پسر سردار یحیی خان را به حیث مصاحبان خاص خود عزمقام داد و به همین دلیل خانواده ایشان دربین عوام به "یحیی خیل" و در دربار به "خانواده مصاحبان" شهرت یافت. از آن تاریخ به بعد ستاره اقبال فرزندان این خانواده رو به عروج گذاشت. محمد نادرخان و دیگر برادران و پسران عمویش همه بزودی در مقامهای بالا مقرر و به سرعت ارتقاء نمودند.

راجع به خانواده مصاحبان باید گفت: مادرسردارمحمد یوسف خان وسردارمحمد آصف خان مسماة "همدم"ـ دختر وزیرمحمداکبرخان غازی و نواسۀ امیردوست محمد خان بود.

سردار یوسف خان سه زن داشت:

ــ از زن اول مسماة "شرف سلطانه": یک دختر "محبوب سلطان" (بعداً ملقب به علیا جناب که با امیر حبیب الله خان سراج الملة ازدواج کرد ویگانه فرزندش سرداراسد الله خان سراج بود) و سه پسر: 1- محمد نادرخان (بعداً پادشاه افغانستان)؛ 2- شاه ولی خان (بعداً سفیر در لندن و پاریس که با صفیه "ثمرالسراج" خواهرشاه امان الله ازدواج کرد ـ پدرسردارعبدالولی)؛ 3- شاه محمود خان (بعداً وزیرحربیه و صدراعظم که با صفورا "قمرالبنات" دخترامیرحبیب الله خان سراج ازدواج نمود).

ــ از زن دوم مسماة "مستوره" (ازنواده های سردارمحمدعظیم خان): سه پسرداشت: 1- محمد عزیزخان (بعداً سفیردرمسکو وجرمنی ـ پدرمحمد داؤد ومحمدنعیم خان)؛ 2 ـ محمد هاشم خان (بعداً صدرعظم)؛ 3- محمدعلی خان (صاحب منصب ـ پدرانجنیر محمد ولی یوسف).

ــ از زن سوم مسماة "شمسی": چهاردختر داشت: 1- "تاج سلطانه" (خانم سردارمحمد سلیمان خان)؛ 2- "شهزاده" (خانم میرمحمد حیدر حسینی هراتی ـ یگانه مرد خارج خانواده و بعداً وزیر مالیه که از طرف مادر با سلاله امیرشیرعلی خان پیوند داشت)؛ 3- "شیرین تاج" (خانم سردار محمد یونس خان پسرامیرمحمد یعقوب خان)؛ 4 ـ "ذلیخا" (خانم سردار شیراحمد خان زکریا بعداً رئیس شورا ـ پدر غلام محمد شیرزاد بعداً وزیر تجارت).

سردارمحمد آصف خان چهار زن داشت:

ــ از زن اول مسماة "زینب" (نواسه امیردوست محمد خان): یک پسر ـ سردار محمد سلیمان خان (پدر سرداراحمدعلی خان بعداً وزیردربار و سردارعلیشاه خان) که متباقی خانواده سلیمان منسوب به همین شخص است؛ و یک دختر "بلقیس" (خانم سردارمحمد رفیق خان).

ــ از زن دوم مسماة "مروارید": یک پسرـ سردار احمد شاه خان (بعداً وزیر دربارـ پدرملکه حمیرا)؛ وسه دختر هریک بنامهای:1- "خورشید" (خانم محمدعزیزخان ـ مادرمحمد داؤد و محمد نعیم خان)؛ 2- "ماهپرور" (بعداً ملکه ـ خانم محمد نادرشاه و مادرمحمد ظاهرشاه ـ بعداً پادشاه افغانستان)؛ 3- "گوهر" (خانم سردارعبدالغنی خان ازاحفاد سلطان محمد خان طلائی).

ــ از زن سوم مسماة "هاجره" سه دختر: 1- "صابره" (خانم سردار نورمحمد خان زکریا)؛ 2- "خاور" (خانم محمد اکبرخان)؛ 3- "سرداربیگم" (خانم عبدالرشید خان).

ــ از زن چهارم مسماة "صنوبر" (سیرتی): یک پسر سردارمحمدکریم خان.

محمد نادرشاه فقط یک خانم داشت (مسماة ماهپرورـ دختر سردار محمد آصف خان کاکایش) که از او دو پسر: یکی محمد طاهر (درجوانی در پاریس فوت کرد) و محمد ظاهر (بعداً پادشاه افغانستان) و پنج دختر به نامهای: 1- "طاهره" (درزندان سقوی وفات کرد)؛ 2- "زهره" (خانم سردارمحمد نعیم خان)؛ 3- "زینب" (خانم محمد داؤد صدرعظم وبعداً رئیس جمهور)؛4 - "سلطانه" (خانم سردار محمدعمرخان نور)؛ 5- "بلقیس" (خانم سردارتیمورشاه آصفی ـ پسرسرداراحمد شاه خان وزیر دربارـ برادر ملکه حمیرا).

به تعقیب شهادت اعلیحضرت محمد نادرشاه بتاریخ 16 عقرب 1312 (8اکتوبر 1933) یگانه پسرش شهزاده محمد ظاهر که 19 سال داشت، برطبق قانون اساسی کشورجانشین پدرشد وبه حیث پادشاه افغانستان حلف وفاداری یاد کرد. موصوف در 22 میزان 1293 (15اکتوبر1914) درشهرکابل چشم بدنیا گشود، چهارسال مکتب ابتدائیه را درکابل خواند و ده ساله بود که به معیت پدرعازم فرانسه شد. شش سال درآن کشور به مکتب رفت وبا زبان و فرهنگ فرانسه آشنائی پیدا کرد. هنگامکه پدرش درکابل به پادشاهی رسید، شهزاده محمد ظاهرکه 16 سال داشت، نیزبه وطن برگشت و درسال 1310 شامل تعلیم گاه عسکری کابل گردید. بعد یک سال ازآنجا فارغ و ازطرف پدر به کفالت وزارت حربیه وسپس به حیث وزیر معارف مقررشد. دراین پست فقط دو ماه ایفای وظیفه کرد که پدرش به شهادت رسید و جانشین پدرگردید و طبق معمول پادشاهان قبلی لقب (المتوکل علی الله) را بخود اختیارکرد و ازآن به بعد تا چهل سال پادشاه افغانستان بود.

شهزاده محمد ظاهرشاه در17سالگی با مسماة حمیرا(15ساله) صبیه ارشد سرداراحمدشاه خان (وزیردربار) درخزان 1310 درارگ کابل ازدواج کرد. ملکه حمیرا نواسه سردار محمدآصف خان (عم محمد نادرشاه) است و ازطرف مادربه خانواده شاغاسی شیردلخان لویناب نسبت دارد. سرداراحمد شاه خان دوخانم داشت: خانم اول "زرین" (دخترشاغاسی خوشدل خان و یگانه خواهرعلی احمد خان والی) بود که یک پسرـ تیمورشاه آصفی (با بلقیس خواهر محمد ظاهرشاه ازدواج کرد) و چهار دختر به دنیا آورد، هریک: ملکه حمیرا؛ عالیه (خانم سلطان محمود غازی پسرشاه محمودخان غازی)؛ میمونه (خانم محمد عتیق رفیق)؛ وامینه (خانم جنرال عبدالله روکی سلیمان). احمد شاه خان از خانم دوم خود "حلیمه" (یکی از نواسه امیرمحمد یعقوب خان) دارای پنج فرزند بود: دو پسرـ هریک همایون شاه آصفی وهارون آصفی وسه دختر ـ هریک مریم، لیلا و زهره که به استثنای همایون شاه، همه اینها برخلاف معمول، خارج ازحلقه خانوادگی ازدواج کرده اند.

حاصل ازدواج ملکه حمیرا با محمد ظاهرشاه دو دختر وشش پسرمیباشد: دختران هریک بلقیس (متولد 28حمل 1311) که با جنرال عبدالولی (پسر مارشال شاه ولیخان عموی پادشاه) ازدواج کرد و مریم (متولد سنبله 1313) که با محمد عزیزنعیم (پسر سردارمحمد نعیم و زهره خواهر شاه) ازدواج نمود (محمد نادر نعیم یگانه فرزند مریم وعزیز نعیم است)؛ پسران شاه هریک: محمداکبر - در9 سالگی وفات کرد؛ احمدشاه (متولد عقرب 1315) با خاتول نور (دخترمحمد عمر نور وسلطانه خواهر شاه)، محمد نادر(متولد جوزای 1320) با لیلما حسینی (دختر محمد حیدر حسینی که مادرش دخترسردار سلیمان خان بود)، شاه محمود (متولد میزان 1325) با محبوبه غازی (صبیه شاه محمود خان غازی) و محمد داؤد پشتونیار (متولد حمل 1328) با فاطمه عارف (صبیه جنرال محمدعارف) ازدواج کردند و میرویس که تاحال ازدواج نکرده است.

همه این فرزندان شاه درشهرکابل بدنیا آمده و درکابل به مکتب رفته اند. محمد داود پشتونیار درسال 1980 و شاه محمود درسال2003 چشم ازجهان پوشیدند وباقی فرزندان محمد ظاهرشاه تا اکنون حیات دارند. ملکه حمیرا نیز بتاریخ 27 جون 2002 به عمر86 سالگی در روم وفات کرد و جنازه او به کابل منتقل و درحضیره آبائی شان در تپه مرنجان بخاک سپرده شد.

اعلیحضرت محمد ظاهرشاه پس از کودتای 26 سرطان 1352 از سلطنت رسماً استعفی داد و مدت 29 سال را در روم ـ ایتالیا درهجرت گذرانید. او چند ماه بعد از حمله امریکا به افغانستان و سقوط اداره طالبان و نیز تشکیل اداره مؤقت تحت ریاست حامد کرزی در ماه ثور 1381 (اپریل 2002) دوباره به وطن عودت کرد و دریک قسمت ارگ ریاست جمهوری که در زمان سلطنت خود به انکشاف آن بسیار زحمت کشیده بود، اقامت گزید. موصوف در لویه جرگه اضطراری مورخ 21 جوزای 1381 ش (10 جون 2002) اشتراک نمود و لویه جرگه را با بیانیه خود افتتاح کرد و انصراف خود را از کاندید شدن برای ریاست دولت اعلام داشت. دراین لویه جرگه به ایشان لقب "بابای ملت" بطور "مدام العمر" اعطا گردید. محمد ظاهرشاه بتاریخ اول اسد 1386 ش (23 جولای 2007م) به عمرتقریباً 93 سالگی به رضای حق پیوست و درحضیره آبائی و سلطنتی شان در بالای تپه مرنجان ـ کابل با اعزاز و احترام خاص در جوار پدرش محمد نادرشاه شهید به خاک سپرده شد.

(ادامه دارد)