ادامه سلطنت محمدظاهرشاه
(بخش یکصد و هشتم و بخش اخیر)
[بدینوسیله حلول سال 2023 را به عموم هموطنان عزیز، دوستان گرامی و بخصوص گردانندگان محترم این پورتال تبریک گفته، سال پرازخوشی وآرامی برای جهان و وطن عزیزافغانستان ومردم مظلوم آن، خاصتاً زنان و دختران مبارز کشورکه در پنجه های استبداد و خود خودکامگی گروه متحجر گیر مانده اند، از بارگاه ا لهی استدعا میکنم.]
خدای متعال را شکرگزارم که دراین سن و سال برایم توان بخشید تا سلسلۀ مقالات خود را تحت عنوان "نگاهی مختصربه سقوط وعروج خانواده سرداریحیی خان" که سال قبل بتاریخ 3 دسمبر 2021 به نشر آن در وبسایت وزین افغان جرمن آنلاین شروع کرده بودم، امروز با نشر یکصد و هشتمین بخش آن به پایان برسانم.
هدفم از این نوشته و نوشته های قبلی چیز دیگرنبوده، جز روشن ساختن بعضی حقایق تاریخ معاصر کشور که نشیب و فراز زمان و جریان حوادث، بیان واقعیت ها را تحت الشعاع خود قرار داده و از مسیر واقعی بعضاً منحرف ساخته است. با فهم اینکه سعی و تلاش برای روشن ساختن حقایق تاریخی کشوربطور مستند و منطقی وظیفه و رسالت هرعلاقمند و محقق مسایل تاریخی محسوب میشود، من هم خواستم تا حد ممکن دَین خود را در برابر نسل موجود و خاصتاً نسل فردای کشور با نوشتن چند کتاب و تعدادی از مقالات دراین زمینه ادا سازم.
نشرسلسلۀ مقالات جاری تحت عنوان فوق ادامه کار بخشی ازاین رسالت میباشد که تاحال در نشر آن اقدام شده است. درسال 2019 کتابی نوشتم دربارۀ "زندگی سیاسی شهید محمد داؤد از آغاز تا انجام ـ 1310 تا 1357" که درسه جلد و جمعاً 1300 صفحه در کابل بوسیلۀ مطبعه "عازم" به چاپ رسید. متعاقب آن کتاب دیگری تحت عنوان "رویدادهای عمده در دورۀ صدارت شاه محمود خان غازی ـ 1325 تا 1332" را نوشتم که درسال 2020 در422 صفحه درکالیفورنیا چاپ شد. به همین ترتیب لازم دیدم تا برای اکمال بحث به شرح رویدادهای قبل ازآن بپردازم و نحوه تحولات را که چگونه سلطنت افغانستان ازیک خانواده به خانواده دیگر ازعین ریشه انتقال یافت و درقبال آن چه تغییراتی به وجود آمد وبا اشاره به تفاوت نظرها در زمینه مورد بررسی مستند و منطقی قراردهم.
به نظرم نشرسلسله مقالات اخیریک ضرورت مبرم بود که از تبعید سرداریحیی خان و خانواده او به هندوستان آغاز و تا برگشت آنها بعد از21 سال بوطن و جاگزینی این خانواده در قدرت و مقام چه درعصر سراجیه و چه در دورۀ امانی و سپس ادامۀ نشیب و فراز زندگی آن خانواده تا رسیدن محمد نادرخان به سلطنت را دربرمیگرفت و همچنان رویدادهای مهم درجریان سلطنت محمدنادرشاه وپس از شهادت او وجانشینی پسرجوانش محمدظاهرشاه تحت قیمومیت صدراعظم محمدهاشم خان تا سال 1325 که توأم با استعفای او از صدارت و تقرر شاه محمود به آن مقام بود، هریک ازمباحث مهم دیگر تاریخی محسوب می شوند که تحت شرایط حاکم براوضاع کشور، رویدادهای مربوطه با تزئید و تنقیص های عمدی ازبیان واقعیت ها فاصله گرفته بعضاً موجب تحریف حقایق گردیده است، ایجاب بررسی مجدد را میکرد که باید به آن پرداخته می شد. به همین دلیل سعی کردم تاحدتوان به بررسی این مسایل بپردازم و گوشه ای تاریک از تاریخ کشور را برویت اسناد و مدارک روشن سازم، البته این بدان معنی نیست که ادعا کنم کار من جامع و کامل است، برعکس امیدوارهستم که شخصیت های خبیر در زمینه با ابراز نظرهای مستند و منطقی خود قبل از آنکه به تدوین و چاپ آن سلسله مقالات به شکل یک کتاب مبادرت ورزم، جهت رفع کمی و کاستی های این تحقیق مرا یاری بخشند. چاپ این سلسله مقالات به حیث یک کتاب میتواند با دوکتاب قبلی تسلسل پیدا کرده و یکی به ادامه دیگر شرح مبسوطی را پیرامون رویداد های یک دورۀ مهم تاریخ کشور برای علاقمندان ارائه دارد. امید میکنم این خدمت ناچیز مورد استفاده نسل های امروز و فردای کشور قرار بگیرد تا از تجارب گذشته به حیث چراغ راه آینده بیاموزند.
جهت آگاهی ازمحتویات دوکتاب قبلی لازم است به ذکرمقدمه ومختصر مندرجات آنها دراینجا بپردازم تا خوانندگان گرامی تسلسل موضوعات را دریابند:
کتاب: "رویدادهای عمده در دورۀ صدارت شاه محمود خان غازی"
(از ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۲ش)
«چارلي چاپلين حرف نزد و نزد؛ و وقتي حرف زد؛ دنيا را متحير كرد.»دراین موقعی که جهان در آشوب و کشمکش قدرت گرفتار است و لجاجت و ستیزه جوئی ها جای منطق وتفاهم انسانی را گرفته است، این بیانیه را بشنوید تا از این دنیا، دنیای انسانی بسازید: این گفتاریست که در فلم "دیکتاتور بزرگ" چهره تابناک دنیای سینما ـ چارلی چاپلین نقش گویندگی آنرا بعهده دارد و دراین فلم او مجبور میشود دریک محفل بزرگ درحضور اراکین، افسران و عساکر آلمان نازی به ایراد بیانیه بپردازد؛ وقتی نوبت سخنرانی او میرسد، با لرز و ترس به روی ستیج میرود و نخست نگاه های معصومانه وعاجزانه به هر طرف می اندازد و حیران است دراین محفل پر از مردان قدرتمند و مغرورچه بگوید. جرأت میکند و خود را یک قدم به مایکروفون نزدیک میسازد. لحظۀ مکث میکند، مثل اینکه از گفتن سخنان خود در هراس است، و اما راهی برگشت ندارد. چارلی نخست با صدای آرام و لرزان و بطور شمرده صحبت را آغاز میکند، ولی کلامش با ادای هر جمله استوارتر و گیراتر و داغ تر میشود و در نهایت مثل یک سخنور بزرگ با متانت و شجاعت همه حرف های خود را یکی پی دیگر از عمق دل بیرون می کشد و با ادبیات عالی و جملات فلسفی بیان میکند، طوریکه خودش از گفتار خود به وجد می آید و وقتی متوجه میشود که شنوندگانش بیشتر از اوهیجانی شده و برایش کف میزنند، آنوقت احساس راحت میکند.(اینهم ترجمه گفتار چارلی در آن فلم که از انگلیسی به دری ترجمه شده است)او کلامش را چنین آغاز کرد:من متأسفم، اما نمیخواهم امپراتور شوم. كار من نيست. من نمیخواهم به كسی دستور دهم يا جايی را فتح كنم. من دوست دارم به همه كمك كنم، اگر امكانی باشد، با يهودی، بیدين، سياه، سفيد و. ما همه میخواهيم به همديگر كمك كنيم، نوع بشر چنين است. ما همه میخواهيم در خوشی با يكديگر زندگی كنيم، نه در رنج وبدبختی يكديگر؛ ما نمیخواهيم از يكديگر متنفر باشيم و همديگر را تحقير كنيم. در اين دنيا سرپناهی برای همه يافت میشود و زمين فراخ و غنی است و میتواند براي همه غذا فراهم كند. شيوه زندگی میتواند آزاد و زيبا باشد. اما! ما راه را گم كردهايم. حرص و آز روح بشر را مسموم كرده، دنيا را پر از تنفر ساخته، ما را در بدبختی و خون غوطه ور كرده است. ما سرعت پیشرفت را بالا برده ایم، ولي خود را در آن محبوس كردهايم. ماشينآلات با توليد انبوه ما را نيازمند كرده است، دانش ما را بدگمان كرده، هوش ما را سخت و نامهربان ساخته است. ما بسيار فكر میكنيم واما بسيار كم احساس داریم. بيش از ماشينآلات، ما محتاج انسانيت هستيم. بيش از هوش محتاج مهربانی و ملايمت. بدون اين كيفيات، زندگی خشن میشود و همه چيز از دست میرود. طیاره و راديو ما را به هم نزديك كرده است. طبيعت اصلي اين اختراعات براي نيكي بشريت فرياد می زند، برای برادری جهانی، برای يگانگی همه ما فرياد می زند. حتي اكنون صدای من به گوش ميليونها نفر در جهان میرسد، ميليونها مرد، زن و كودك نا اميد، قربانيان سيستمی اند كه باعث میشود بشر شكنجه كند و مردم بیگناه را به زندان بيندازند. به كسانی كه صدای مرا میشنوند، میگويم: «نااميد نشويد!» رنجی كه اكنون در بين ماست، ناشی از حرص آدمی است. تلخی بشری است كه راه پيشرفت انسان، موجب ترس او میگردد. نفرت آدمی میگذرد و ديكتاتورها میميرند و قدرتی كه از مردم می ستانند، به مردم باز خواهد گشت و با مرگ انسانها، آزادی نابود نخواهد شد. سربازان! خود را به دست ددمنشان نسپاريد! انسانهايی كه شما را تحقير میكنند و شما را در بند میكشانند، كسانی كه زندگی شما را كنترل میكنند، به شما میگويند كه چه كار كنيد، چه بنوشيد، چگونه بينديشيد و چگونه احساس كنيد. كسانی كه شما را مقید میكنند، رژيم غذايي میدهند، با شما مانند گاو رفتار میكنند و از شما بهعنوان گلوله توپ استفاده میكنند. خود را به دست انسانهای غيرطبيعی نسپاريد، مردان ماشينی با ذهن ماشينی و قلب ماشينی! شما ماشين نيستيد! شما گاو نيستيد! شما انسانيد! شما عشق به انسان در قلب خود داريد. شما نفرت نمیورزيد؛ تنها بیعشق ها متنفرند، بیعشق و غيرطبيعی. سربازان! برای بردگی مبارزه نكنيد! برای آزادی بجنگيد! در فصل هفدهم "سنت لوك" نوشته شده «قلمروی خداوند در ميان انسانهاست»، نه يك انسان و نه گروهی از انسانها، بلكه در همه انسانها، در شما! شما مردمی كه قدرت داريد، قدرتی كه ماشين بسازيد، قدرتی كه شادی پديد آوريد. شما مردمی كه قدرت داريد تا زندگی را آزاد و زيبا كنيد، نه آنکه اين زندگي را پر از حادثه سازید. سپس به نام دموكراسی، اجازه دهيد آن قدرت را استفاده كنيم و باهم متحد شويم. فقط! برای يك دنيای جديد مبارزه كنيم، دنيای آراستهای كه به همه انسانها اجازه میدهد كار كنند. به شما وعده برای آينده و امنيت دوره سالمندی میدهد. با وعده اين چيزها، دژخيمان به قدرت میرسند، ولی آنها دروغ میگويند؛ آنها به وعدههای خود عمل نمیكنند و هرگز نخواهند كرد. ديكتاتورها خود را آزاد میكنند، ولی مردم را برده می سازند. اكنون، مبارزه كنيم برای رسيدن به آن وعدهها! مبارزه كنيم برای آزاد كردن دنيا، برای از بين بردن موانع، برای دور كردن حرص و آزها، نفرت ها و ناشكيبايی ها!مبارزه كنيم برای جهان منطقی، جهانی كه علم و پيشرفت به شادی انسان میانجامد! سربازان! بيائيد به نام دموكراسی متحد شويم. (زنده باد چارلی چاپلین بزرگ)
این بیانیه کوتاه، ولی پر محتوا را میخواهم بخصوص به گوش کسانی در وطن برسانم که غرق در منافع شخصی و قدرت طلبی مزمن بوده و به غیر از خود هیچگاه به دیگران نمی اندیشند.
دورۀ صدارت شاه محمود خان غازی با آنکه عمر نسبتاً کوتاه داشت، اما با وقوع رویدادهای مهم درتاریخ معاصر کشور یک دورۀ پر از امید و یأس محسوب میشود. با آغاز این دوره فصل سرما و انجماد طولانی حاکم درفضای سیاسی و اجتماعی کشور روبه تغییر گذاشت و رایحۀ بهاری به مشام رسید که نوید روزهای روشن را با نسیم خوشگوار آزادی و بشارت دموکراسی با خود همراه داشت. افسوس که عمر این بهار کوتاه بود و به زودی بادها از هرسو دمیدن گرفت و شگوفه های نو رسته را که تازه از شاخسارهای رنج دیده ازسرمای طولانی قید و زندان به امید رهائی از مصیبت ها سرکشیده بودند، پرپر کرد و به زمین یأس فرو ریخت.
نویسندگان و محققان تاریخ کشورتا حال این دورۀ حساس و پرتحول و این بهار زود گذر دموکراسی را در کتابها و آثار خود بطور خلاصه و کوتاه مرور کرده و اغلب آنرا ضمن ادامۀ دوره های دیگر در چند صفحۀ کم و زیاد مورد بررسی قرار داده اند؛ همچنان کسانی دیگر که کتاب خاطرات خود را نوشته اند، بیشتر از رویدادهایی به تفصیل یاد کرده اند که خود شان مستقیم یا غیرمستقیم در آن نقش داشته و یا اینکه شاهد و ناظر بعضی از وقایع بوده و چشم دیدهای خود را بطور ضمنی بیان نموده اند. این نوشته ها و بیان خاطرات اکنون میتوانند مآخذ خوب برای بررسی کامل این دوره محسوب شوند، ولی اتکای کامل به آنها یک اندازه مستلزم احتیاط و دقت میباشد، زیرا همچو آثار خواهی نخواهی به نحوی تحت تأثیر احساسات شخصی قرار داشته و مسلم است که آنها از موقف و یا نقش خود به دفاع برخاسته و انگشت انتقاد را بطرف مقابل دراز کرده اند.
بررسی مسایل تاریخ معاصرکشور از اوایل قرن بیست بخصوص بعد از استرداد استقلال که در نتیجۀ آن افغانستان از حالت "انزوا" بیرون شد و روابط سیاسی و اقتصادی را با کشورهای دور و نزدیک قایم کرد و تحولات بیرونی در رویدادهای داخل کشور به نحوی اثر گذاشت، ایجاب میکند تا محققان تاریخ این اثرگذاریها را در شرح و بسط تحلیل های خود دقیقاً در نظر گیرند. تحولات جهان بعد ازجنگ جهانی دوم و انکشافات بعدی آن برامور کشورها اعم از کوچک و بزرگ تأثیرات مهم بجا گذاشت که دربعضی موارد تعهدات بین الملی برای صلح و امن جهان یک تعداد مکلفیت ها و وجایب جدید را بار آورد و کشورهای عضو را مکلف به رعایت و تعمیل آن در امور داخلی و خارجی خود ساخت.
دورۀ صدارت شاه محمود خان که از1325ش (1946م) آغاز و تا 1332 (1953) مدت بیش ازهفت سال وچند ماه دوام کرد، مواجه با مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ و نیز تحولات مهم در سطح جهانی و منطقوی بود. با آنکه حکومت افغانستان چنانکه درجنگ عمومی اول در زمان امیر حبیب الله خان سراج الملة و الدین اعلام بیطرفی کرد، درجنگ عمومی دوم صدراعظم محمد هاشم خان بیطرفی افغانستان را با قبول فشارهای وارده حفظ نمود. او با این اقدام معقول توانست کشور را از عواقب نظامی جنگ بدور نگهدارد، اما فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، افغانستان را با بحران جدی اقتصادی روبرو ساخت و به تجارت خارجی کشور صدمه شدید وارد کرد که دراثر قلت مواد حیاتی و بلند رقتن قیمت ها، زندگی مردم تحت مضیقه شدید قرار گرفت.
پس از ختم جنگ جهانی حکومت افغانستان خواهان عضویت در مؤسسه جدید التأسیس ملل متحد گردید و با کسب موفقانه عضویت آن مجبور شد تا یک سلسله تحولات مهم را بخصوص در ارتباط با اعلامیه حقوق بشر به منصۀ اجراء گذارد که این مکلفیت ها با شیوه حکومتداری قبل از آن تطابق نداشت. لذا پادشاه افغانستان ناگزیر شد تصمیم به تغییر حکومت بگیرد و بجای سردار محمد هاشم خان عموی دیگرخود سپهسالارشاه محمود خان غازی را که مدت هفده سال بحیث وزیر حربیه افغانستان ایفای وظیفه کرده بود، به مقام صدارت بگمارد.
با این تغییر پیشبرد امور دراین دوره زیر تأثیر پدیده های داخلی و خارجی یک چلنج بزرگ برای صدراعظم جدید شاه محمود غازی بود تا ازیکطرف با نظام استبدادی محمدهاشم خان وداع صورت گیرد و ازطرف دیگر سیاست حکومت را مبتنی بر ایجابات و تعهدات بین المللی مندرج منشور ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر استوار سازد. علاوتاً پدیده های جدید منطقوی دوره صدارت شاه محمود خان را با معضلات دوامدار دیگر مواجه ساخت و آن تصمیم حکومت برتانیه جهت ترک نیم قاره هند بود که با یک شیوه غیرمعمول آنرا عملی کرد و نیم قاره را پس از دوصد سال سلطه خود از طریق یک ریفراندم مضحک برمبنای دین بین هندو و مسلمان به دو کشور تقسیم کرد: یکی کشورهند و دیگری کشور نوظهور پاکستان.
از همه بدتر اینکه پاکستان را به حیث جانشین رسمی خود اعلام نمود که معضلۀ جدید را بین افغانستان و پاکستان در ارتباط به سرزمین های از دست رفته "ولایات شرقی" که زمانی از متصرفات دولت ابدالی بود و انگلیسها آنرا با فشار بالقوه و قرارداد های تحمیلی از بدنۀ افغانستان جدا و به هند برتانوی ملحق ساخته بودند، بار آورد. تشکیل حکومت پاکستان و معضلۀ سرنوشت پشتونهای آنطرف خط دیورند از همان آغاز در دورۀ صدارت شاه محمود خان بین افغانستان و پاکستان موجب بروز مشکلات گردید.
پدیدۀ جدید دیگر بروز رقابت ها بین امریکا و شوروی بعد از ختم جنگ جهانی دوم و جانشین شدن امریکا بجای انگلیس در منطقه بود که در این دوره بر انکشاف روابط خارجی افغانستان اثر ناگوار برجا گذاشت و تأثیرات آن نه تنها در آن دوره، بلکه فراتر از آن تا سالهای بعد سایه افگند. وابستگی نظامی پاکستان با امریکا از یکطرف و اغماض امریکا به تقاضا های افغانستان از طرف دیگر موجب شد تا افغانستان به دامن شوروی بیفتد. آغاز این تحول بس مهم بازهم از همین دورۀ صدارت شاه محمود خان ریشه میگیرد.
گذشته ازعوامل بیرونی، در داخل کشور نیز تحولاتی رویدست گرفته شد که بعد از سقوط دوره امانی نظیر نداشت، با این شرح که: حکومت بنابر تعهد در رعایت مواد مندرج اعلامیه حقوق بشر ناگزیر بود به تعداد صدها زندانی سیاسی را که سالهای دراز بدون کدام جرم مشهود تحت شرایط رقتبار زندانی شده بودند، از بند رها سازد و در عین زمان فضای سیاسی را از انجماد و اختناق طولانی بیرون کند. همان بود که حکومت در قدم اول انتخابات آزاد بلدیه و سپس انتخابات دوره هفتم شورای ملی را طوری آزاد دایر کرد که در نتیجۀ آن برای اولین بار تعدادی ازشخصیت های منتخب مردم به آنجا راه یافتند و شورای ملی را تا حدی از قالب "مُهر رابری" حکومت بیرون کردند. این شورا کوشید تا به الهام از قانون اساسی که درمتن ماهیت نظام شاهی مشروطه را تمثیل میکرد، اما در عمل گردانندگان قدرت شیوه ای مطلقه را در پیش داشتند، براجراآت حکومت نظارت نماید و بار اول در تاریخ کشور حکومت را مکلف به اخذ رأی اعتماد از شورا سازد.
این روند تازه موجب شد تا صدای مشروطه خواهی بین فعالان سیاسی به سرعت و جدیت در فضای شهر بلند گردد. انفاذ قانون مطبوعات به نشر جراید آزاد تحت شرایط خاص اجازه داد. با استفاده ازاین فضای نسبتاً باز، عده ای از فعالان سیاسی بدون موجودیت قانون احزاب، به تشکیل احزاب سیاسی اقدام کردند و قشر جوان فراتر از مقتضای آن دوره با ایجاد "اتحادیه محصلین" به فعالیت های تهدید آمیزعلیه نظام پرداختند. این فعالیتها به سرعت تا حدی پیش رفت که یک تعداد دیگردر فکر سقوط نظام افتادند و برنامه قتل شاه محمود خان صدراعظم را به روز نوروز درحالی رویدست گرفتند که پادشاه دریک سفرخارج کشوربود واگراین توطئه عملی میگردید،عواقب ناگوار را بهمراه داشت.
درعین زمان تبلیغات پاکستان علیه خاندان شاهی کشور و رویداد های سیاسی و برهم خوردن اوضاع در ایران که منجر به قیام و فرار شاه ایران به خارج گردید، زنگ های خطر سقوط نظام را به صدا درآورد و حکومت افغانستان، بخصوص مقام سلطنت را مواجه با تهدیدی ساخت که اگرجلو آن گرفته نشود، ادامۀ بی ثباتی و بحران به مثل ایران به افغانستان نیز سرایت خواهد کرد. لذا مقام سلطنت تصمیم به تغییر اوضاع و برگشت نسبی به عقب گرفت و به عمر زودگذر این بهار دموکراسی پایان داد.
دراین کتاب سعی برآنست تا بر زوایای مختلف این دوره که فوقاً به آن اشاره گردید، با تفصیل و بطور مستند و مستدل نظراندازی شود و هریک از نکات فوق درقالب فصول جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. اما قبل از آن جا دارد که در آغاز به معرفی شخصیت های مهم خانواد بزرگ مسمی به "آل یحیی" پرداخت که عنان قدرت را همه در مجموع بعد از دورۀ نکبت بار سقاوی درافغانستان بدست گرفتند. ضمناً برای درک بهتر مسایل لازم است تا نگاهی مختصر به شرح حال کشور در دورۀ کوتاه سلطنت محمد نادرشاه و آغاز سلطنت محمد ظاهرشاه انداخت که بعد از شهادت پدر در سن 19 سالگی درحالی به پادشاهی رسید که قدرت واقعی دردست کاکا هایش قرار داشت. لذا بررسی مختصر دورۀ هفده ساله صدارت محمد هاشم خان و بیان خصوصیات و مشخصات عمده آن یکی از مباحث مقدماتی این کتاب را تشکیل میدهد که بدون آن، پی بردن به عمق تحولات دردورۀ صدارت شاه محمود خان میسر نخواهد بود.
در این کتاب با استفاده از مآخذ متعدد کوشیده شده است از کسانی نقل قول صورت گیرد که خود در جریان قضایا بوده و یا از نزدیک با جریانات و رویداد ها آشنائی داشته اند. از نظریات آنها نکاتی برگزیده شده که بدرد کار دراین کتاب میخورده و این نکات به حیث متمم و مؤید نظر نویسنده طی بخش ها و فصول متعدد کتاب انعکاس یافته است.
مختصر فهرست مندرجات کتاب:
فصل اول: مختصری در بارۀ "خانوادۀ مصاحبان"
فصل دوم: چگونگی سلطنت محمد نادرشاه
فصل سوم: شهادت محمد نادرشاه وجانشینی محمدظاهرشاه
فصل چهارم: اوضاع عمومی اقتصادی و اجتماعی افغانستان طی سالهای 1940
فصل پنجم: سوانح، خصوصیات شخصی و فامیلی شاه محمود خان غازی
فصل ششم: کابینه اول شاه محمود خان و تحولات بعدی
فصل هفتم: جنگ جهانی دوم و تأثیرات آن بر روابط خارجی افغانستان
فصل هشتم: شمول افغانستان در ملل متحد
فصل نهم: زندانیان سیاسی و رهائی از زندان
فصل دهم: اقدامات در جهت رفع مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ جهانی
فصل یازدهم: باز شدن یک روزنه کوچک به روی زنان
فصل دوازدهم: نقش آزاد مردم در انتخابات بلدیه (شاروالی)
فصل سیزدهم: تحول درانتخابات دوره هفتم شورای ملی
فصل چهاردهم: انفاذ قانون مطبوعات و پی آمدهای آن
فصل پانزدهم: سفرهفت ماهه شاه به خارج
فصل شانزدهم: توطئه ناکام اول حمل 1329و نظریات پیرامون چگونگی طراحی آن
فصل هفدهم: عروج و سقوط "اتحادیه محصلین"
فصل هژدهم: تشکیل احزاب
فصل نزدهم: انتخابات دوره هشتم شورا ومظاهرات در کابل
فصل بیستم: معضله پشتونستان
فصل بیست و یکم: تلاشهای شاه محمود خان و اغماض امریکا
فصل بیست و دوم: بهار زودگذر دموکراسی ـ چرا حکومت جلو ها را به عقب کشید؟
فصل بیست و سوم: چرا و چگونه شاه محمود خان از صدارت برکنار گردید؟
ضمایم (جمعاً چهار ضمیمه)....از صفحه 395 تا 427 ختم کتاب
کتاب "زندگی سیاسی شهید محمد داؤد از آغاز تا انجام"
این کتاب که در سه جلد و جمعاً 1322 صفحه در سال 2019 بوسیلۀ "مطبعه عازم" در کابل به چاپ رسیده در نوع خود اولین اثری محسوب میشود که دراین موضوع با همین وسعت و عمق به رشته تحریر درآمده است. جلد اول در 444 صفحه به بررسی قدمه های اول کاری شهید محمد داؤد به حیث یک افسرنظامی پرقدرت و فعال و سپس به دوره ده ساله صدارت او و همچنان دوره عزلت پس از استعفی از مقام صدارت اختصاص دارد که جمعاً 42 سال را دربر میگیرد و مشتمل برهفت بخش است. جلد دوم در 592 صفحه شامل بررسی های همه جانبه دوره جمهوری پس از کودتای 26 سرطان و سقوط سلطنت میباشد که از بخش هشتم تا بخش یازدهم ادامه دارد و اما جلد سوم در 286 صفحه به سقوط جمهوریت و کودتای منحوس ثور1357 و جوانب مختلف آن اختصاص یافته که تحت عنوان "فرجام خونین" از بخش دوازدهم تا بخش هفدهم را دربر میگیرد. علاوتاً اکثر بخش ها به فصل های متعدد و هرفصل نیز به اجزاء و عناوین فرعی تقسیم گردیده که فهرست مکمل آن در آغاز هر جلد گنجانیده شده است. در پایان جلد دوم چند ضمیمه و در ختم جلد سوم فهرست آثار دیگر نویسنده کتاب افزود گردیده است.
نویسنده بار ها علناً گفته است که به شخصیت های صادق و خادم مردم و وطن و کسانیکه عمر خود را وقف انکشاف و تعالی کشور کرده و از خود کارنامه های مهم و روشن به میراث گذاشته اند، احترام بسیار دارد و شرح خدمات شانرا برخود واجب میداند. از جمله بزرگ مردان تاریخ ساز که عمری را در خدمت وطن و مردم گذشتانده ، یکی هم شهید محمد داؤد است که دست آورد زحمات او در مدت 47 سال زندگی سیاسی اش بدون شک یک بخش بسیار مهم و ارزنده تاریخ نیم قرن افغانستان میباشد.
دلیل نوشتن این کتاب با همه شرح و بسط آن به هیچ وجه مبتنی بر علایق شخصی نیست، بلکه تلاشی است برای بررسی حقایق تاریخی و بیرون کشیدن آن از شایعات و تحریف ها تا نسل های فردای کشور درمقایسه با آثار دیگر بتوانند در مورد واقعیت رویدادها قضاوت سالم نمایند. اینجانب نخواسته است که موضوعات مهم تاریخی را بطور شعار گونه در چند فقره و چند سطر خلاصه کرده و به روی آن حکم صادر نماید، بلکه کوشیده تا مسائل مربوطه را برمبنای اسناد و مدارک، شهود و قراین به تحلیل و بررسی بطورمشرح و همه جانبه بیان کند و قضاوت را بدست خوانندگان بگذارد.
بدیهی است که محمد داؤد مثل دیگر بزرگان مخالفان زیاد داشته و دارد، اعم از جناح های راست افراطی خاصتاً در بین تنظیم های جهادی و نیز در بین جناح های چپ افراطی از جمله خلق و پرچم و در عین زمان کسانیکه به نحوی در رژیم شاهی صاحب مقام و منزلت بودند و بعداً امتیازات را از دست دادند و هم کسانیکه با اشکال و دلایل احساسی و شخصی موقف مخالف را بخود گرفته اند. این عده اشخاص میکوشند محمد داؤد را بیشتر به دلیل دیکتاتوربودن، خود خواهی، سر زوری و یا عطش او به مقام و قدرت بکوبند و او را با معمر قذافی یا صدام حسین همطراز نشان دهند، درحالیکه این تشابه نادرست است و محمد داؤد هیچگاه برای منافع شخصی خود از مقام استفاده نکرده و در اِعمال قدرت به مثل آنها توسل نجسته است.
در این اثر کوشیده شده است از کسانی نقل قول صورت گیرد که خود در جریان قضایا بوده و یا از نزدیک با جریانات و رویداد ها آشنائی داشته اند. از نظریات آنها نکاتی برگزیده شده که بدرد کار دراین کتاب میخورده و این نکات به حیث متمم و مؤید نظر نویسنده طی بخش ها و فصول متعدد کتاب انعکاس یافته است.
نویسنده به هیچ وجه ادعا ندارد که این اثرجامع و کامل است، بلکه کم و کاستی هایی در آن وجود خواهد داشت که امید است صاحب نظران وارد در قضایا با ارائه نظریات مستند ومستدل خود کوتاهی این اثر را بر شمارند.
فهرست عمومی مندرجات
جلد اول: قدمه های اول ـ دورۀ صدارت ـ دورۀ عزلت
بخش اول: محمد داؤد کی بود؟
بخش دوم: محمد داؤد ـ مرد با صلابت نظامی
بخش سوم: نگاهی به رویدادهای عمده در دوره صدارت شاه محمود خان و چگونگی رسیدن محمد داؤد به صدارت!
بخش چهارم: نگاهی به تحولات مهم در دورۀ صدارت محمد داؤد
فصل اول: ترکیب کابینه و همکاران اداری محمد داؤد 133
فصل دوم: محمد داؤد و مسئلۀ "پشتونستان" ـ برهم خوردن روابط با پاکستان
فصل سوم: آیا مشکلات با پاکستان و یا اغماض امریکا موجب شد تا افغانستان در دام شوروی بیفتد؟
فصل چهارم: آغاز روابط نزدیک و همه جانبه با اتحاد شوروی
فصل پنجم: محمد داؤد ـ بنیانگذار اردوی جدید افغانستان
فصل ششم: محمد داؤد ـ یکی از بنیان گذاران "جنبش عدم انسلاک"
فصل هفتم: محمد داؤد و انکشاف اقتصادی کشور ـ پلانهای پنجساله
فصل هشتم: همهمۀ زندانی شدن عبدالملک عبدالرحیمزی و انگیزه های آن
فصل نهم : نهضت زنان (روی لچی)
فصل دهم: انکشاف معارف در دهه صدرات محمد داؤد
بخش پنجم: چرا محمد داؤد از صدارت استعفی کرد؟
بخش ششم: چگونه محمد داؤد را بیک مخالف سرسخت نظام تبدیل کردند؟
بخش هفتم: محمد داؤد ـ در دورۀ عزلت
جلد دوم: نظام جمهوری
بخش هشتم: کودتای 26 سرطان 1352، سقوط سلطنت و اعلام نظام جمهوری
فصل اول: آمادگی ها برای کودتا
فصل دوم: چگونه کودتا به پیش رفت و موفق گردید؟
فصل سوم: سفر پرماجرای اعلیحضرت به لندن
فصل چهارم: اعلام جمهوریت
فصل پنجم: چگونگی آگاهی اعلیحضرت از کودتا و ارسال استعفی نامه
فصل ششم: نگرانی مردم از حضور چپی ها در کودتا و کابینه
فصل هفتم: نظام جمهوری و خط مشی عمومی
فصل هشتم: مسئلۀ مشروعیت نظام، دموکراسی و دیکتاتوری
بخش نهم: رویداد های عمده دولت جمهوری در امور داخلی
فصل اول: توطئه های علیه نظام
فصل دوم: تصفیه جناح چپ
فصل سوم: لزوم تشکیل یک حزب برمبنای "ایدئولوژی ملی"
فصل چهارم: کودتای ناکام در شب دوم جشن جمهوری 1354
فصل پنجم: تسوید و تصویب قانون اساسی جدید در لویه جرگه 1355
فصل ششم: نگاهی به بعضی موضوعات مهم قانون اساسی
فصل هفتم: منازعه قدرت در داخل نظام و برکناری داکتر شرق
فصل هشتم: تحولات اقتصادی
فصل نهم: تحولات اجتماعی و فرهنگی
فصل دهم: فعالیت ها برای وحدت حزبی بین دوجناح: خلق و پرچم
بخش دهم: تحولات عمده در روابط خارجی نظام جمهوری
فصل اول: نگاهی به پایه های اساسی سیاست خارجی محمد داؤد
فصل دوم: روابط با ایران
فصل سوم: روابط با پاکستان
فصل چهارم: روابط با اضلاع متحده امریکا
فصل پنجم: نظام جمهوری و پیروی از جنبش عدم انسلاک
فصل ششم: روابط با شوروی ـ "از دوستی تا دشمنی"
بخش یازدهم: پیشبینی مختصر در بارۀ آینده نظام جمهوری
جلد سوم: فرجام خونین
بخش دوازدهم: فرجام خونین ـ کودتای ثور
فصل اول: قتل خیبر و آغاز ماجرا
فصل دوم: مقدمات کودتای ثور 1357
فصل سوم: اقدامات دولت و بازداشت ها
فصل چهارم: نگاهی به رویدادهای روز هفتم ثور ـ راه اندازی کودتا
فصل پنجم: رویدادهای مهم روز هفت ثور در داخل ارگ
فصل ششم: ننگ تاریخ ـ تباهی یک خانواده!
فصل هفتم: چگونگی پیدا شدن رمیم شهداء پس از سی سال
بخش سیزدهم: نگاهی برعلل سقوط نظام جمهوری
فصل اول: چرا نیروهای دفاع از نظام ناکام شدند؟
فصل دوم: اعلام پیروزی کودتا و نخستین اقدامات کودتا چیان
فصل سوم: دست های پشت پرده در راه اندازی و موفقیت کودتا
بخش چهاردهم: کودتای ثور سر آغاز یک مصیبت بزرگ
بخش پانزدهم: پس منظر رژیم خلقی ـ پرچمی طی 14 سال
بخش شانزدهم: مختصری در بارۀ شخصیت محمد داؤد
بخش هفدهم: خلاصه و نتیجه
ضمایم
فهرست مآخذ ونام اشخاص
فهرست آثار نویسنده کتاب
(پایان مقالات این سلسله)
مورخ 31 دسمبر 2022