نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 12مارچ 2022

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار12مارچ 2022

(بخش سی و سوم)

سفر شاه و ملکه به دوازده کشور آسیا و اروپا و تأثیرات آن:

بعد از استرداد استقلال کشور، هنگامیکه شهرت شاه امان الله بحیث اولین شاه استعمار شکن شرق در همه جا پخش گردیده بود، بعضی ازکشورهای اروپایی ازشاه برای سفربه کشورشان رسماً دعوت کردند که البته این دعوت دریک وقت مساعد مورد قبول شاه واقع شد. با انفاذ تعداد زیاد نظامنامه ها و تحولات بنیادی در دوره اول و همچنان پس از فرونشاندن اغتشاش خوست توجه به امور انکشافی یکی از اهداف اساسی دولت بود و برای پیشرفت درساحات معارف، مطبوعات، عمرانات، مخابرات، صنایع و زراعت و نیز برای تقویه بنیه نظامی دولت ناگزیر بود به تهیه و تدارک لوازم و وسایل مورد نیاز بپردازد و چون دولت قبل ازاسترداد استقلال معمولاً وسایل مورد ضرورت را چه از تولیدات هند و یا تولیدات خارجی ازطریق هندبرتانوی و بعضاً روسیه خریداری میکرد، پس از استقلال دولت خواست تا وسایل و تجهیزات را راساً از کشورهای تولید کننده از اروپا بطورمستقیم خریداری کند. برای این منظورلازم دیده شد تا هیئتی معتمد مرکب از اشخاص وارد در موضوع به اروپا اعزام شود. شورای دولت و مجلس وزراء بعد از غور و تثبیت ضرورتها تصویب نمود که باید برای برآوردن این همه مقاصد علمی و فنی شخص خود پادشاه در راس هیئت به اروپا سفر کند تا از یکطرف دعوت کشورهایی دوست که قبلاً درسال 1301 برای یک دیداررسمی ازشاه امان الله غازی صورت گرفته بود، عملی شود و از طرف دیگر تهیه وسایل و لوازم مورد نیاز زیر نظر و هدایت شخص شاه صورت گیرد. شاه با این پیشنهاد موافقه کرد و درآغازسال 1306(1927) پروگرام و دیگرامورلازمۀ این سفرآماده شد و وزارت خارجه افغانستان به مراجع رسمی کشورهای مورد نظر ازبرنامه سفر شاه وهیئت معیتی شان اطلاع داد و درعین زمان لست های مواد مورد ضرورت دولت ترتیب گردید.

این اولین باردرتاریخ کشور بود که یک پادشاه افغانستان فراترازساحات همجواربه جهان متفاوت و پیشرفته عصرسفررسمی و قسماً شخصی میکرد و ازهمه مهمتراینکه دراین سفرملکه ثریا با سه خانم همراه خود درمعیت شاه بود وبه حیث اولین زن افغان پا به خارج کشور میگذاشت و درمحافل رسمی و درباری اروپا اشتراک می نمود.

شاه امان الله غازی وهمراهان سفرخویش را بتاریخ 7 قوس 1306آغازکردند وازطریق قندهار، چمن و کویته بوسیلۀ موتر و سپس ذریعۀ ریل مخصوص نخست به کراچی و ازآنجا بوسیلۀ کشتی به بمبئی [مامبی] سفرکردند. ازبمبئی بازهم سوار کشتی شده راهی بندر پورت سعید مصرشدند. بعد ازدیدار رسمی از قاهره، به کشورهای ایتالیا، فرانسه، بلژیک، جرمنی، انگلستان، پولند، روسیه شوروی، ترکیه وایران ادامه سفردادند. ازایران بوسیلۀ موترازطریق هرات وقندهار بتاریخ 10سرطان1307 دوباره به کابل مواصلت کردند که این سفرتقریباً هشت ماه را دربرگرفت. جزئیات این سفر و گزارشات مربوطه درهرکشورنه تنها درمطبوعات آن کشورها هرروز به نشرمیرسید، بلکه انعکاس آن درمطبوعات بین المللی نیزگسترده بود، بخصوص مواقعیکه سفرشکل رسمی میداشت وحتی وقتی سفربطورخصوص ادامه می یافت، بازهم جریان مختصر آن در روزنامه ها نشر می شد. منابع و مآخذ در مطبوعات هرکشور به زبانهای آلمانی، فرانسوی و انگلیسی زیاد است، ولی گزارشات این سفر درجراید و روزنامه های افغانی بخصوص در نشریه "امان افغان" بطور منظم نیز به نشر میرسید و در هند برتانوی علاقمندی زیاد برای نشرگزارشات این سفرموجود بود. ازآنجائیکه شرح مزید جزئیات سفر دراین بحث گنجایش ندارد و دور از موضوع اصلی است، لذا برای کسانیکه علاقمند مطالعه مشروح گزاراشات این سفر باشند، به یک مأخذ معتبر در زبان دری مراجعه فرمایند وآنهم کتاب مشهور"سفرهای غازی امان الله شاه دردوازده کشوراروپائی وآسیائی 1306 ـ 1307" است که بوسیلۀ استاد عزیزالدین وکیلی پوپلزائی نوشته و تألیف گردیده که بار اول درسال 1364 درکابل و بار دوم درسال 1379 درپشاور به چاپ رسیده است.

شاه امان الله در روز وداع که کابل را به عزم سفراروپا ترک میکرد، درحضورجم غفیری به سخنرانی پرداخت و توجه حضار را به چند مطلب بسیار بارزش جلب کرد وگفت: «هندو، هزاره، شیعه، سنی، احمدزی، پوپلزی نداریم، بلکه همه یک ملت هستیم وآن افغان... اولین نعمتی که افغانستان به آن نائل آمده است، استقلال است، پس استقلال خود را همیشه حمایت کنید و برای محافظت آن بیدارباشید، چه دشمن های استقلال تان همیشه ازآن راهی که شما را ازطرف آن بی خبرمیداند، به شما پیش خواهند آمد» و علاوه کرد: «ملت عزیز! من برای شما قانون ترتیب دادم. ما ملت قانونی هستیم، جزمطابق قانون دیگرحکمی را برخود قبول نکنید...حیات غیرمعین است، ولی به هرحال میخواهم چند نصیحتی بشما گویم تا آنها را همیشه مدنظر داشته باشید و آن اینکه شمولیت پسران درمکاتب و هم اتحاد واتفاق ملت وحفظ وحمایت استقلال است» و تصریح کرد: «چیزیکه مرا دراروپا می فرستد، ذوق وشوق خودم نمیباشد و مجلس وزراء برفتن من تصویب کرده است..» (مأخذ بالا، صفحه 2 ـ 3)

این سفرازلحاظ روابط خارجی بسیاربا اهمیت بود که درنهایت افغانستان را به حیث یک کشورآزاد شامل نقشه جهان ساخت. شاه وملکه درممالک اروپایی به شمول انگلستان مورد استقبال شاهانه قرار گرفتند که دیگرشکی برای آزادی افغانستان درهیچ جا باقی نماند. این پذیرائی و ابرازحسن نیت باعلاقمندی زیاد در دوکشور فرانسه و جرمنی بسیار شاندار و پر ازدوستی و صمیمیت کم نظیر بود، مگرپذیرائی گرم درلندن معنی دوستی واقعی آن کشور را با شاه امان الله نداشت. راجع به جریان مکمل این سفرهیچ کتاب مفصلتراز کتاب "سفرهای غازی امان الله شاه در دورازده کشور آسیا و اروپا..."بقلم وکیلی پوپلزائی در زبان دری دردسترس نیست، اما چون شرح و بسط آن ازموضوع بحث این نوشته بدوراست، لذا صرف به ذکرکلی موضوع بسنده میشود و شرح مزید را به مطالعۀ مأخذ فوق واگذارمیشوم.

گزارش مختصر جریان سفر و ملاقاتها با سران دول:

شاه امان الله وهیئت معیتی او درهند برتانوی از چمن تا بمبئی با استقبال ویسرا و خانمش و مامورین ارشد برتانوی و ازهمه مهمترپذیرائی بینظیرمردم هند از هرفرقه و افغانهای مقیم آنجا مواجه شدند و شاه درهرموقع به ایراد بیانیه های پرشور پرداخت. درمصر اعلیحضرت فواداول پادشاه مصر و راکین دولت آنجا از شاه و ملکه پذیرائی کردند و وقتی به بندر ناپولی ایتالیا رسیدند، شاه و ملکه آن کشور و موسولینی صدراعظم و هیئت وزراء از مهمانان استقبال کردند. به همین ترتیب درپاریس ازطرف دومرک رئیس جمهور فرانسه پذیرائی شدند وپس ازگل گذاری برقبرناپلیون دردعوت رسمی درقصر"ایلزی" اشتراک کردند و شاروال پاریس کلید شهر را طور یادگار به شاه امان الله غازی اهداء نمود. بعد چند روز دعوت رسمی درفرانسه به پایان رسید و شاه بطور غیررسمی از فابریکات، مؤسسات علمی و موزیم ها و بعضی مکاتب عالی نظامی دیدن نمود و ازپاریس به جانب "کروزو" جهت دیدن فابریکات بزرگ اسلحه سازی سفرکرد ونیز درشهر"لیون" از فابریکه منسوجات ابریشمی دیدن نمود. در سفر بروکسل (بلژیک) نیزازطرف شاه و ملکه آنجا پذیرائی شد. مهمترین بخش سفر شاه و ملکه درآلمان بود که حین مواصلت به برلین ازطرف رئیس جمهور"مارشال فن هندن بورگ" و مردم آن شهر بطور زاید الوصف استقبال شدند و دردعوت های رسمی اشتراک کردند. شاه و هیئت معیتی درآلمان ضمن دیدار ازمؤسسات عالی تخنیکی، فابریکات اسلحه سازی و فابریکات مختلف دیگرموفق شدند تا از حکومت آلمان به دریافت یک قرضه اعتباریۀ 6 ملیون مارک برای هشت سال جهت خریداری فابریکات ودیگر لوازم موردضرورت دولت افغانستان استفاده نمایند. علاوتاً حکومت آلمان یک فروند طیاره "یونکرس" را به شاه اهداء کرد و نیزپولتخنیک برلین به ایشان دوکتورای افتخاری را اعطا نمود. شاه وهیئت معیتی به شهرهای مختلف صنعتی آلمان به منظوردیدن از فابریکات و خریداری مواد مورد ضرورت دولت افغانستان سفر کردند. (لست مکمل اقلام خریداری شده ازقرضه فوق دیده شود ـ وکیلی پوپلزائی: "سفرهای غازی امان الله شاه ..."، صفحه 113 تا 115)

شاه و هیئت معیتی از آلمان به فرانسه برگشت نمودند و متعاقباً ازآنجا به انگلستان رفتند و درایستگاه ویکتوریا در لندن ازطرف اعلیحضرت جارج پنجم پادشاه آن کشور، ملکه و نیز پسر دوم پادشاه و اراکین دولت انگلیس پذیرائی شدند. شاه در برمنگهم و بعضی شهرهای دیگراز مؤسسات فرهنگی و فابریکات دیدن کرد و در آکسفورد به ایشان لقب "دکتورای حقوق" اعطا شد. شاه وملکه با هیئت معیتی درمجلس لاردهای آن کشور ونیز دردعوت شاروال لندن اشتراک کردند. ایشان از لندن دوباره به پاریس و آلمان آمده و ازآنجا روانه پولند شده و از آنطریق بوسیلۀ ریل جهت دیدار رسمی عازم مسکو گردیدند. درمسکو از طرف کالینن رئیس کمیته اجرائیه مرکزی شوروی و هیئت وزرای آن کشور پذیرائی شدند و پس از ختم سفر از مسکو به لنینگراد و ازآنجا عازم ترکیه شدند. پس ازاقامت کوتاه دراستانبول بوسیلۀ قطار بسوب انقره حرکت نمودند. دیدار با مصطفی کمال اتاترک رئیس جمهور ترکیه و اشتراک در محافل شاندار و استحکام مزید روابط سیاسی و فرهنگی با آن کشور مسلمان و درعین زمان انقلابی برای شاه و همراهان از خاطرات مهم این سفر بود. شاه و هیئت معیتی از انقره به تفلیس و باکو و از آنطریق به کشور همسایه ایران ادامه سفر دادند و در تهران از طرف شاه رضا پهلوی بدرقه شده ودرچند دعوت رسمی اشتراک کردند. شاه امان الله دراین موقع کوشید برای رفع مشکلات بین ایران و ترکیه میانجیگری کند که به موفقیت انجامید و هرسه کشور مسلمان درتشئید روابط باهمی تعهد کردند. درآنوقت ملکه ایران زیر حجاب بود و اما ملکه ثریا مثل اروپا با انداختن یک روبند نازک به روی با شاه یکجا در دعوت ها اشتراک و نیز بامردم عادی به مصافحه پرداخت. سال بعد ملکه ایران نیز از قید حجاب کامل یعنی از سرتا پا رها و برطبق اصول اسلامی بدون پوشاندن روی و دست ها در میان مردم خود ظاهر گردید.

شاه و هیئت معیتی از تهران بوسیله موتر بطرف افغانستان حرکت کرده و حین ورود به سرحد افغان ازطرف اراکین دولت پذیرائی و درهرات با استقبال شایان مردم آنجا بدرقه شده و روانه قندهار شدند. به همین ترتیب از موکب شاهی درقندهار نیزپذیرائی شاندار بعمل آمد و سرانجام شاه و ملکه با هیئت معیتی بتاریخ 10 سرطان 1307(اول جولای 1928) درحالی به شهرکابل مواصلت کردند که ترتیبات خاص از طرف دولت و بخصوص اهالی کابل جهت پذیرائی شاه و ملکه و برگشت به خیر شان به وطن قبلاً تدارک دیده وبا نصب بیرقها و رواقهای با شکوه و فیرتوپ و پروازطیاره ها برفراز شهر کابل جشن سرور و شادمانی برپا گردیده بود. با این ترتیب این سفر تاریخی و مهم به پایان رسید.

نگاهی برخریداریها و نتایج مالی سفر:

ازآنجائیکه بعضی ازمخالفان درآنوقت برنتایج مالی این سفرهشت ماهه شاه امان الله غازی انتقاد و وسیلۀ تبلیغ خودعلیه او قرار داده بودند وآنرا موجب صدمه بزرگ برپیکرمالی دولت وانمود میکردند (چنانچه بعداً درمصوبه لویه جرگه نیزاین مطلب ذکرشده است)، شاه برای رفع این انتقادها گزارش تحریری سفرخود را ازآغاز تا انجام وبرگشت بوطن تهیه کرده وبتاریخ 14 سرطان1307 به ادارات دولتی سپرد و بروز8 میزان متن آنرا درمحضر مامورین دولت قرائت کرد. متن این سفرنامه را وکیلی پوپلزائی در کتاب "سفرهای غازی امان الله شاه" (208 تا 218) درج نموده است که نسبت طول کلام از نشر آن صرف نظر میشود.

شاه درگزارش خود ضمناً ازیک قرضه اعتباریه دولت جرمنی به مبلغ 6 ملیون مارک (معادل تقریباً سه صدهزارپوند) یاد کرد که برای خریداری وسایل مورد ضرورت دولت ازآن کشوراستفاده نموده که مشتمل بر اقلام ذیل بود: 19 قلم ماشین و آلات صنعتی و زراعتی، 8 قلم لوازم نظامی، 7 قلم فابریکات مختلف، 6 قلم وسایل طبی و ماشین های حساب و غیره، همچنان 8 قلم وسایل ترانسپورتی و بعضی اقلام دیگر. شاه درگزارش خود برای تقویه بنیه نظامی کشور از خریداری اقلام آتی یادآور شد: ـ 53500 تفنگ جاغوردار رقم انگلیسی ضم هرمیل تفنگ یکهزار کارتوس؛ ـ 106 توپ ضم هرمیل صدمرمی؛ ـ 8 فروند طیاره، ـ 6 میترالیوز؛ ـ 5 عراده موتر زره پوش نظامی؛ ـ یکصدهزار کلاه فولادی حربی، ـ 350 عدد دوربین نظامی. همچنان هیئت بعضی اقلام را ازدیگرکشورها ازبودجه دولت خریداری کرد و نیزیک تعداد وسایل به قسم تحفه ازطرف مقامات دولتی بعضی کشورها به شاه امان الله تقدیم گردید. (برای شرح مزید و ذکرجزئیات خریداری ها از قرضه جرمنی دیده شود: مأخذ بالا...، صفحه 113 تا 115)

شاه امان الله غازی درگزارش خود مصارف سفر را با آنچه ازاین سفرعاید کشورگردید، چنین خلاصه کرد و گفت: «به تمام مصارفی که ما کرده ایم، غیرازخریداری ها، مصارف مانند خرج عید استقلال، دعوت ها، اعانه ها به بلدیه ها و شفاخانه و شعبات تبلیغ و افغانهای بی بضاعت [درهند]، بخشش ها، مخارج هوتلها، کرایه ریل ها، جیب خرج هیئت، جمله 19لک و51هزار(1.951.000) [1.9 ملیون] افغانی و درمقابل عایدات ازقبیل سوغاتها، تحفه و هدایا مبلغ یک کرور و بیست ولک وهشتاد وهشت هزار (12.888.000) [12.8 ملیون]افغانی که بعد ازوضع اصل خرج، فائدۀ محض برای ما یک کرور و نه لک و سی وهشت هزار (11.938.000) [11.9ملیون] افغانی میماند».

او همچنان دربیانات خود تصریح کرد و گفت: «این را که آیا این سفربرای چه بود و چطور کامیاب شدیم، کاملاً به فیصلۀ وجدانی شما وزراء و رؤسا، خوانین ونمایندگان شما ملت میگذارم و کافۀ علما و فضلای مقیم پایتخت و تمام مملکت را متوجه این حقیقت می سازم تا درغیاب وحضور بدین عواملی که من انجام داده ام، مشوش و مشتبه نباشند.... همان فایده است که حساب دخل و خرج آنرا کاملاً محمدحسن خان مصاحب من به وزارت مالیه داده اند و میرهاشم خان وزیر مالیه را مامور ساخته ام که خود شخصاً با محاسبین ماهر دیگر مورد دقت و سنجش قرار داده تمام جزئیات را سنجیده بقناعت ارباب حساب و دفاتر امروز و آینده بپردازند، تا حسابات مصارف وعواید من دراین سفر تقریباً هشت ماهه ناقص و مشبوه باقی نماند.» (برگرفته از متن بیانیه شاه امان الله مندرج مأخذ بالا...، صفحه 218 ـ 219)

در اعلامیه ضمناً ازنظامنامه بودجه عمومی که درسال1301 نافذ وتمام امورمالی دولت اعم ازعواید و مصارف را برای هرسال مشخص وقید میکرد و وزارت مالیه را به بررسی قبلی و بعدی حسابات مصرف برطبق تخصیصیه های معین مندرج بودجه ملکف می ساخت، تذکار رفته است. قبل ازتنفیذ این نظامنامه مصارف دولت فقط به امرپادشاه و بصورت عندالاقتضاء صورت میگرفت و هیچ مقرره ای در زمینه وجود نداشت. اما در"انقلاب قانون گذاری" دورۀ امانی جای صلاحیت های عام و تام پادشاهان قبلی را قانون گرفت

اینکه خریداریهای فوق الذکربعدازسقوط دورۀ امانی به چه سرنوشت مبتلا شدند واینکه چه تعداد از وسایل خریداری شده به کشور وارد و در دسترس قرار گرفتند، سؤالیست که به دلیل تحولات بعدی روشن نیست، زیرا پس از برگشت شاه از سفر و متعاقباً تدویر لویه جرگه در پغمان بتاریخ 6 سنبله 1307 (29 آکست 1928) اوضاع کشور دچار بحران گردید که ریشه های آن بیشتر به دوره غیابت شاه حین سفر هفت ماهه به خارج از طرف مخالفان او به تحریک انگلیسها برمی گشت. دراین زمینه شایعات زیاد موجود است که بسیاری از وسایل خریداری شده که دربندرکراچی مواصلت کرده بودند، توسط هند برتانوی درگدامهای بندری برای مدت زیاد توقیف وفرسوده شده ازبین رفتند وبعضی اقلام ازجمله تفنگ ها و ضمایم مرمی آنها دراختیارحامیان سپهسالار محمدنادر خان قرارداده شدند.

دراین سفر برعلاوه دیدار وملاقاتهای رسمی دوستانه سیاسی با شاهان، رؤسای جمهور و شخصیت مهم کشورها حین سفر، موضوع مهم دیگرهمانا دیدن مؤسسات فرهنگی ازقبیل پوهنتونها، مراکز متعددتعلیمی، موزیم ها، فابریکات از هرنوع، آشنائی به پیشرفتهای تکنالوژیکی، مشاهدات مانورهای هوائی، فابریکات اسلحه سازی و درمجموع معرفت با نحوه ای زندگی مردم و مشاهده دربارهای مجلل و شاندارآن ممالک بود که دربرابر پیشرفت های آنجا وقتی شاه به کشور خود می اندیشید، این احساس که کشور خودش چنان در قعرعقب ماندگی فرو رفته بود که حتی مردم از فرستادن فرزندان خود به مکتب ممانعت میکردند ونفوس کشوریعنی زنان در جهل و فقر و در چهار دیوار خانه زندانی بودند. این احساس ازیکطرف برایش تأثر ومأیوسیت بارمی آورد و اما از طرف دیگر مبارزه را در راه رفع و دفع آن در ذهنش تقویه میکرد.

اینکه چگونه وضع وطن را تغییر دهد و از کجا شروع کند، او را در طول سفرش به خود مصروف ساخته بود و وقتی به وطن برگشت با همین احساس فوری دست بکار شد، بی خبر از آنکه دست های مرموز و فعال انگلیس درعقب پرده از آستین یک تعداد کسانی برآمده بودند که با استفاده از توجیهات و تبلیغات سوء دینی و مذهبی علیه شاه در بین ملاها و بدانوسیله در بین مردم بیسواد کشور از مدتی بدانسوفعالیت میکردند و این شایعه را پخش می نمودند که گویا شاه ازدائره شریعت بیرون و برضد علمای دینی قرارگرفته وبه تقلید ازاتاترک میکوشد یک نظام "سیکولر" را جانشین نظام اسلامی سازد. این انتقادات نه تنها بر شاه، بلکه شامل حال ملکه ثریا نیزبود، چنانچه عکس نیم تنه قسماً برهنه او را درهند برتانوی مونتاژ کرده و هزاران کاپی آنرا بقسم پستکارد چاپ و در سرتاسر افغانستان و حتی در قبایل آزاد پخش نمودند.

این ادعا که گویا شاه امان الله میخواست به تقلید از اتا ترک دین را از سیاست جدا کند و در پیشبرد اصلاحات خود شریعت را کنار گذارد، حقیقت نداشت و جزء تبلیغ دشمنان بود. برعکس او سعی داشت که تحول را در بنیاد مؤسسات مذهبی عنعنوی کشور که بدست یک تعداد و خانواده های شان رهبری می شد، آغاز کند و میکوشید تا مذهب را از خرافات و ذهنیت های ماورای دینی ـ مذهبی که به شکل دساتیر شرعی درذهن مردم عامه بوسیلۀ ملاهای کم سواد و عناصر سیاسی که در لباس رهبران دینی درآمده بودند، پاک سازد. سنزل نوید به تائید این موضوع می نویسد: که شاه امان الله برای رسیدن به این هدف مانند جدش عبدالرحمن خان مصمم شد که قدرت و نفوذ گروه های مذهبی را تضعیف کند، اما به این تفاوت که هدف امیرعبدالرحمن خان از انهدام قدرت طبقات روحانی استحکام قدرت مرکزی و ارتقای موقف شاهی بود، درحالیکه شاه امان الله میخواست با محدود ساختن نقش محافظه کاران مذهبی راه پیشرفت و ترقی افغانستان را به موازات و معیارهای مدرن و جدید برطبق روحیه و اصول اسلامی باز کند.(نوید، سنزل: "واکنش های مذهبی..."، صفحه172)

(ادامه دارد)