سلطنت محمدظاهرشاه و صدارت محمدهاشم خان
(بخش یکصد و یکم)
تشکیل "دافغانستان بانک" و لزوم نشر بانکنوت:
دراواخرسال1317(1939) اولین بانک مرکزی بنام "دافغانستان بانک" به سرمایه 120 ملیون افغانی تأسیس گردید و یک قسمت ازسهمیه دولت دربانک ملی به آن بانک انتقال یافت. با آنکه این بانک ازنظر تشکیلات دارای مجمع عمومی سهمداران و هیت مدیره است که توسط مجمع عمومی انتخاب می شود و در راس آن یک "گورنر"(رئیس عمومی) قراردارد وازلحاظ حقوقی ماهیت یک شرکت سهامی را دارا میباشد، اماعملاً بانک مذکور یک بانک دولتی محسوب شده وغیرمستقیم زیرنظر حکومت (وزارت مالیه) فعالیت میکند. دافغانستان بانک به حیث بانک مرکزی ازهمه اولتر وظیفه دارد تا مقدار پول در دوران و نیز بازار اسعار را تنظیم و کنترول کند و درمورد استقرارارزش پول افغانی اقدام نماید، همچنان درمواقع لازم ازطریق اعطای قرضه بالخصوص وقتیکه دولت به کسر بودجه مواجه باشد، به دولت کمک کند. (برای شرح مزید دیده شود ـ داکترمحمدانورشبان و داکتر محمدنعیم اسد: "امکانات استفاده ازتیوری وسیاست پولی و بانکداری درافغانستان"، 1994، صفحه 167 ـ 178)
عمده ترین انگیزه تأسیس این بانک در ابتداء همانا نشر"بانکنوت" بود که برمبنای مقدار معین پشتوانه "طلا" به آن اقدام کرد. درمورد چاپ بانکنوت ها باید گفت که با آغازجنگ جهانی دوم چاپ بانکنوت ها تقریباً دوسال به تعویق افتاد، تا آنکه در اواخرسال1319 (1941) نوتهای جدید به دوران انداخته شد. مقدار آن در آغاز 300 ملیون افغانی و شامل نوتهای دو، پنج، ده، بیست، پنجاه و صد افغانیگی بود که هریک آن اندازه، شکل و رنگهای مختلف داشت. ازنظر دیزاین در یک روی این نوتها برای اولین بارعکس پادشاه (محمدظاهرشاه) چاپ شد و درمتن آن برای اولین بار نام یک بانک یعنی "دافغانستان بانک" درج گردید. ازهمین رهگذراست که نوتهای مذکور را "بانکنوت" میگویند.
دولت برای چاپ بانکنوت چندی قبل از شروع جنگ جهانی دوم هیئتی را به اروپا اعزام کرد و هیئت نخست میخواست نوتهای جدید افغانی درجرمنی چاپ شوند، اما آغاز جنگ درآن وقت مانع اینکار شد و چون چاپ نوتها درسویس ازیکطرف وقت بیشتر را دربرمیگرفت و ازطرف دیگر با مصارف زیادتر توأم بود، از آنرو بعد از یک بررسی همه جانبه تصمیم گرفته شد که قرارداد چاپ بانکنوتها با یک کمپنی انگلیسی در لندن عقد گردد. به همین اساس از آن تاریخ تا اوایل کودتای ثور 1357 نوتهای افغانی متواتر در لندن چاپ می شدند.
برای نظارت از مصئونیت پول هنگام چاپ و جلوگیری از تقلب، درآنوقت اینکار زیر نظر یک هیئت مختلط از نمایندگان حکومت افغانستان، حکومت انگلستان و کمپنی چاپ بانکنوتها صورت میگرفت، طوریکه کلیشه بانکنوتها را بعد ازچاپ دریک صندوق مخصوص با مهر ولاک هرسه هیئت دریک مرکز رسمی نگهداری میکردند و حینیکه چاپ نوت هربار رویدست گرفته میشد، صندوق در حضور هیئت باز میگردید وکلیشه ها زیرچاپ میرفت. درطول مدت چاپ، هیئت ازجریان چاپ مستقیماً نظارت میکرد و بعد کلیشه ها دوباره مهر ولاک شده به مرجع مخصوص انتقال می یافتند. این روش درطول سالهای مدید بطورمؤثر کارداد و دراین مدت کوچکترین مشکل در زمینه به وجود نیامد. تنها درسالهای اخیرسلطنت یکی دوبارنوتهای تقلبی دربازاردیده شد که روی انگیزه های سیاسی ازطریق پاکستان داخل کشور گردیده بود. (دیده شود: کاظم، سیدعبدالله: "افغانستان بسوی انفلاسیون سرسام آور"، چاپ کالیفورنیا، فبروری 1995، صفحه 11 تا 14)
نمونه بانکنوتهای دورۀ شاهی ـ دو، پنج و صد افغانیگی(چاپ 26دلو 1318):
قابل توجه: اندازه اصلی این بانکنوتها از آنچه به هدف نمایش ازاصل دراین نوشته کاپی شده است، ازهم فرق دارند. (برگرفته ازکلکسیون آقای محمدطارق مهداوی)
طوریکه در بالا ذکر شد، یکی از انگیزه های مهم دیگر که لزوم تشکیل دافغانستان بانک را به حیث بانک دولتی دارای صلاحیت نشر بانکنوت حتمی ساخت، همانا مشکلات پیهم کسر بودجه دولت بود. بودجه دولت درعصرامانی از سال1298 تا اغتشاش سقوی(1306) همیشه تفاضل داشت یعنی عواید دولت بیشتر ازمصارف آن بود، اما بعد ازاغتشاش در دورۀ سلطنت محمدنادرشاه بودجه دولت ازسال 1309 تا 1325 (البته به استثنای سالهای1315 و1316متوازن،1317 و1323 تفاضل) متواتردچار کسربود، طوریکه از ارقام ذیل برمی آید:
سال 1309 ـ عواید 64 ملیون افغانی، مصارف 126 ملیون افغانی، کسر بودجه62 ملیون افغانی
1310 ـ عواید 84، مصارف 118، کسر34
1311 ـ عواید133، مصارف 140، کسر7
1312 ـ عواید108، مصارف 120، کسر12
1313 ـ عواید120، مصارف 161، کسر41
1314 ـ عواید121، مصارف 134، کسر13
1315 ـ عواید161، مصارف 161، متوازن
1316 ـ عواید220، مصارف 220، متوازن
1317 ـ عواید173، مصارف 163، تفاضل 10
1318 ـ عواید168، مصارف 200، کسر32
1319 ـ عواید172، مصارف 148، کسر23
1320 ـ عواید161، مصارف 166، کسر5
1321 ـ عواید103، مصارف 163، کسر60
1322 ـ عواید117، مصارف180، کسر63
1323 ـ عواید219، مصارف 167، تفاضل51
1324 ـ عواید226، مصارف 229، کسر3
1325ـ عواید339، مصارف 344، کسر5
(مبالغ مذکور به ملیون افغانی است)
درماه جوزای 1325 محمدهاشم خان ازمقام صدارت استعفی داد و بجایش شاه محمود خان به حیث صدراعظم مقرر گردید و در دورۀ هفت ساله صدارت او(تاسال1332 که نوبت صدارت به محمد داؤد رسید) بازهم بودجه دولت دارای کسرنسبتاً کمتربود، البته به استثنای سالهای1329 و1330 که بودجه درحالت توازن قرارداشت.(برای شرح مزید دیده شود ـ کتاب "افغانستان درپنجاه سال اخیر"، ناشر: مؤسسه طبع کتاب، سنبله 1347، صفحه56 ـ 57)
اکنون برای پاسخ به این سؤال که دولت برای توازن بودجه، مبلغ کمبود را ازکدام مدرک تلافی وکسر را درسالهای فوق مرفوع میکرد، صرف دو راه وجود داشت: یکی اخذ قرضه از خارج و دیگر استقراض از بانک مرکزی. تاجائیکه معلوم است درطول مدت فوق دولت افغانستان برای تمویل پروژه های خود و رفع کسر بودجه رسماً قرضه از خارج نگرفته است، لذا این سؤال لاجواب می ماند که دولت ازسال1309 تا1314 چگونه و ازکدام طریق کسرقابل ملاحظه بودجه را کارسازی کرده است؟ یک احتمال آنست که شاید دولت از خارج به منابع کمکی دست یافته باشد که نخواسته به دلایل سیاسی آن کمک های نقده را علنی سازد ویا اینکه درهمان سالها مبالغ نقد و طلا را که درنتیجه خانه پالیها از محلات شورشی درکوهدامن، قطغن و بدخشان و دیگرجاها بدست آورده باشد، بدون آنکه به آن رسمیت دهد، شامل عواید دولت ساخته و کسر بودجه را بشکل نامرئی رفع کرده باشد! (والله اعلم)
اما ازسال 1314 به بعد واضح است که یگانه راه برای رفع کسر بودجه همانا استفاده ازنشر پول بود که نخست به شکل "نوتهای خزانه" به ملبغ مجموعی 200 ملیون افغانی درهمان سال به دوران انداخته شد و متعاقباً با تشکیل دافغانستان بانک درسال 1318 بانکنوت های جدید به مبلغ مجموعی 300 ملیون افغانی درانگلستان چاپ گردید و دولت ظاهراً بنام استقراض از بانک مرکزی یک قسمت زیاد آنرا اخذ و کسر بودجه خود را از آنطریق تلافی نمود.
دراینجا قابل ذکر است که بعدازختم جنگ عمومی دوم، هنگامیکه بانک جهانی وصندوق وجهی بین المللی تأسیس شد، افغانستان نیز عضویت آن دو مؤسسه را حاصل کرد و پول افغانی تحت مقررات بین المللی ازطرف مؤسسات مذکور به رویت مقدارپشتوانه طلا دربرابر دیگراسعار تثبیت ارزشی گردید. اما بعداً درسالهای 1970 با ازبین رفتن محدودیت پشتوانه درنظام پولی جهان، پول افغانی نیز ازاین محدودیت بیرون آمد و حکومت در اندازه نشر پول مطابق به ضرورت دست آزاد پیدا کرد. در اواسط سالهای 1340 باراول نوتهای 500 افغانیگی و1000 افغانیگی نیزچاپ وبه دوران انداخته شد.
شرح یک رویداد واقعی و دلچسپ:
داکتراسدالله شعور ـ یکی ازمحققان تاریخ فولکلورکشور یک رویداد واقعی را درارتباط با موضوع نشرعکس پادشاه دربانکنوت های جدید تحت عنوان "آخرین محفل رمضانی دربار" به رشته تحریر آورده و آنرا در هفته نامه امید به نشر سپرده است که شرح آنرا اینجانب نیز سالها قبل از چند زبان شنیده است و ذکرقسمت های آن دراینجا خالی از دلچسپی نخواهد بود:
داکتر شعور می نویسد: «درسال 1318 خزانۀ شاهی برآن شد تا تصویرشاه [اعلیحضرت محمد ظاهر شاه] را نیز روی نوتهای مروج کشور بیاورد، ازاینرو سلسله نوتهای جدید را که درلندن به چاپ رسیده بود، سر از 26 دلوهمان سال به دوران انداخت. ولی عکس العمل روحانیون در برابر آن منفی بود، زیرا ملاها در مساجد تبلیغ میکردند که نگهداشتن تصویرانسان درجیب، علامت بت پرستی بوده و با موجودیت این نوتهای حاوی عکس درهنگام نماز، عبادت عابد بدرگاه خداوند مقبول نمی افتد و این تبلیغ باعث گردید تا بازاریان و عامه مردم از قبول نوتهای جدید ابا ورزند و این امر برای دولت آنروز مشکلات فراوانی ببار آورد.»
«محمدهاشم خان صدراعظم که مرد مستبد و درعین زمان انسان مدبری بود، در صدد چاره برآمد. چون ماه رمضان نزدیک بود، او درصدد تشکیل محفل رمضانیه گردید و ازتمام ملاهای بزرگ و سرشناس کشور...دعوت کرد تا دراین محفل که ازطرف شاه برگزار گردیده است، به مصرف دولت شرکت کنند....به روز پانزدهم رمضان سال 1318 شمسی تمام ملا امامان مساجد، مدرسان مدرسه های دینی و روحانیون مرکز و ولایات کشور در دعوت افطاریه شاه در تالار سلامخانه ارگ حضور بهم رسانیده با شخص ظاهر شاه و اراکین بزرگ دولت از نزدیک دیدار کردند.»
«دراین محفل که سخرانی ها ایراد و اشعار رمضانیه خوانده شد، نیم ساعت قبل از نماز خفتن و ادای تراویح، هاشم خان صدراعظم اعلام نمود که پادشاه بخاطر تفقد و احترامی که به علمای دینی دارند، امر فرموده اند که به هریک ازحاضرین مجلس مبلغ پنجصد افغانی ازخزانه دولت طور بخشش اعطا گردد. چون اهل مجلس پنجصد افغانی ازنوتهای کاغذی کاملاً جدید را که در آن روزگار مبلغ هنگفتی بود، با ولع و اشتیاق تمام به جیب بردند، هاشم خان به مؤذن مسجد ارگ اشاره کرد که آذان گوید.»
«بعد ازختم نماز، همینکه امام جماعت که به احتمال قوی یکی ازعلمای مشهوردینی ازخانوادۀ حضرات مجددی و وزیرعدلیه بود، میخواست دست به دعا بلند کند، محمد شاه خان رئیس ضبط احوالات به پا خاسته، اجازه خواست تا قبل از دعا عرایضش را تقدیم علمای کرام کند، چون اجازت یافت، سررشته سخن را بدست گرفت و گفت: "بشما علمای کرام معلوم است که تمدن امروزی ایجابات خاصی دارد، کشورما باید پا به پای تمدن جهانی پیش برود. یکی از مظاهر مدنیت امروزی، پول کاغذی است که بخاطر سهولت در نگهداری و انتقال و آسانی در داد و ستد روزمره در سراسر دنیا عام شده و طبعاً درکشور ما نیز ازسالیانی است که رایج گشته و همه گان به فواید آن آگاهیم. چون پول هرکشور باید مشخص کننده دین و آیین و تمدن و فرهنگ مملکت خود باشد و ما برای اینکه ثابت سازیم که افغانی پول رایج یک کشوراسلامی است، درآن عکس های از ابنیۀ که استقلال و اسلامیت ما را به ثبوت میرساند و همچنین عکس پادشاه جوان اسلام اعلیحضرت المتوکل علی الله محمد ظاهر شاه را سند آورده ایم. اما دشمنان دین و وطن اسلامی ما تبلیغ میکنند که گویا با داشتن نوت درجیب، نماز کسی مقبولیت درگاه رب العزت را نمی یابد. چون دراین مجلس علمای کرام سرتاسر کشور از برکت لطف پادشاه اسلام درکنارهم قرار دارند، چی میشود که قبل از دعای نماز دراین مورد که آیا این ادعای دشمنان ما صحت دارد یا اینکه تبلیغ محض و مضرانه میباشد، نظر شما روحانیون متبرک را جویا گردیم."»
«پس ازآنکه رئیس ضبط احوالات گفتار خود را ختم کرد، محمدهاشم خان صدراعظم شخصاً به پا برخاست و رو به اهل مجلس نمود و پرسید: "آیا نماز ما همه که یک یک بندل این نوتها را در جیب داشتیم، قبول شده و یا اینکه نماز امشب را از سر بگیریم؟" حاضرین که منظور اصلی صدراعظم را ملتفت گردیده بودند، چاره ای نداشتند، جزآنکه بگویند که: "نماز قبول شده ست!" ، زیرا یکطرف خوف از دیکتاتور شماره یک کشور و از سوی دیگر ترس از دست دادن این مبلغ هنگفت، همه را به تردید موضوع واداشت. چون صدراعظم چنین دید، گفت: "بهتراست شما علمای بزرگوار که در حمایه از دولت اسلامی تان قرار دارید، ذهن مردم عوام را که از علم بهره کمتر دارند، روشن ساخته فتوایی در زمینه صادر کنید تا دشمنان بیش ازاین باعث گمراهی مردم ما نگردند". سپس به اشاره او رئیس جمعیت العلما متن فتوای از پیش ترتیب داده شده را حاضر مجلس ساخته از همه گان مُهر و امضاء گرفتند و سر از فردای آنروز کسی علیه پول کاغذی که عکس درآن نصب بود، تبلیغ نمیکرد.» (شعور، اسدالله: "آخرین محفل رمضانی دربار"، منتشره شماره 401 هفته نامه امید، مورخ 27 دسمبر 1999)
باید علاوه کرد که دربین این علما اکثر کسانی بودند که در دوره امانی با همچو اقدامات دولت مخالفت کرده ومردم را علیه حکومت به قیام تحریک می نمودند، درحالیکه در برابر سردار محمد هاشم خان نتوانستند حرفی در مخالفت با اقدام رژیم به زبان آورند. دراینجا تنها نشر عکس پادشاه مهم نبود و نیست، بلکه شکستاندن به اصطلاح یک "تابو" است که متیوانست راه را برای اقدامات بعدی باز کند. چنانکه همه شاهد هستیم، در دوره اول ظلمت طالبان باردیگر رکود فکری آنها موجب شد تا هرآنچه مربوط به تصاویر وعکس "زنده جان" بود، همه را غیرشرعی پنداشته و تا جائیکه بدست شان رسید، همه را از بین بردند. لذا به گفته قدما این حکایت به ما تعلیم میدهد که: قدم گذاشتن بسوی تمدن در یک جامعۀ سخت عنعنوی، مستلزم جرأت توأم با وارد کردن یک اندازه فشار و اِعمال قدرت است، درغیرآن قوتهای محافظه کارمی توانند جامعه را با رکود مواجه سازند و از رسیدن به کاروان مدنیت عصر باز دارند.
(ادامه دارد)