سلطنت محمدظاهرشاه و صدارت محمدهاشم خان
(بخش یکصد و چهارم)
جنگ جهانی دوم و موقف افغانستان در قبال آن:
جنگ جهانی دوم که درسال1318(1939)آغازگردید وتا سال1324(1945) مدت شش سال ادامه یافت، یکی از خونبارترین جنگ ها در تاریخ جهان بشمار میرود که قدرت های بزرگ آنوقت در دو جناح: ازیک جانب آلمان، ایتالیا، جاپان وچند کشور کوچک اروپای شرقی زیرنام کشورهای "محور" و ازجانب دیگر انگلستان، فرانسه، اتحاد شوروی و بعداً ایالات متحده امریکا و یک تعداد کشورهای اروپائی مسمی به "متحدین" یکی درمقابل دیگر قرارگرفتند. این جنگ خانمانسوز نه تنها اروپا را به ویرانه تبدیل کرد وملیونها انسان را به کام مرگ سپرد، بلکه اثرات آن به قاره های دیگر بخصوص آسیا و افریقا نیز سرایت کرد و خسارات مالی و جانی بی شمار را به وجود آورد.
باآنکه در دوران این جنگ، شوروی درشمال افغانستان، ایران درغرب وهند برتانوی درجنوب کشور ازاین جنگ سخت خساره مند شدند، اما افغانستان توانست با تدبیرمحمدهاشم خان صدراعظم درآغاز جنگ بتاریخ 15سنبله 1318(6 سپتمبر1939م) با اخذ یک فرمان پادشاهی ازحضورمحمد ظاهرشاه بیطرفی افغانستان را درجنگ اعلام نماید وکشور را از شعله های این آتش درامان نگهدارد.
تسلط روس وانگلیس برایران و اوضاع نا آرام درمناطق قبایلی وهمچنان فشارهای وارده قوای محور براینکه باید شوروی ازسمت جنوب نیز زیرفشار قرارگیرد، وضع دشواری را برای سیاسیون افغانستان به وجود آورد که باید بین دو قطب فشاریک موقف میانه را انتخاب نمایند یعنی فشار متحدین، بخصوص برتانیه و روسیه برای جلوگیری از همکاری افغانستان با کشورهای محور ازیکطرف و فشار طرفداران آلمان بین افغانها و حتی حمایت چند نفر از اراکین حکومت از جمله محمد داؤد، محمدنعیم خان وعبدالمجید خان زابلی از قوای محور ازطرف دیگر، حکومت افغانستان را دریک موقف حساس قرارداد وحالتی را بار آورد که در جنگ عمومی اول امیرحبیب الله خان سراج الملت با آن مواجه شده بود. حکومت افغانستان در تبانی با آرزومندی انگلیس، بازهم موقف بیطرفی کشور را مکرراً بتاریخ 28 جولای 1941، زمانیکه جنگ جهانی به شدت در جریان بود، از طریق مصوبه شورای ملی اعلام نمود و به تعقیب آن بتاریخ 4 عقرب 1320(5 نوامبر1941م) لویه جرگه را در کابل دائر کرد تا بوسیلۀ آن بیطرفی افغانستان را از نظرملی مشروعیت بخشد.
اینکه چرا آلمانها دربین مردم افغانستان از محبوبیت زیاد برخوردار بودند، سؤالیست که جواب آن به چند دلیل عمده بر میگردد، از جمله:
1 ـ بین آلمان و انگلستان درطول تاریخ روابط رقابتی و بعضاً دشمنانه موجود بوده و افغانها بطور کل دربرابرانگلیسها نسبت چند تهاجم آنها شدیداً عقده داشتند، لذا "دشمن، دشمن را دوست شمردن" یک پدیده طبعی بود.
2 ـ استقبال صمیمانه حکومت آلمان ازهیئت افغانی برای برسمیت شناختن استقلال افغانستان و مساعدت های لازم سیاسی و اقتصادی آن کشور درذهن مردم افغانستان اثرات مهم و دوستانه را در برابر آلمانها ایجاد کرده بود.
3 ـ اشتراک متخصصین آلمانی درعصرامانی جهت اعمارپروژه های بزرگ وابرازصمیمیت و اخلاص آنها دربرابر افغانها درآنوقت محبوبیت آلمانها را درافغانستان بطورکل بیشتر ساخته بود.
4 ـ استقبال بسیار گرم و بی نظیر از شاه امان الله غازی حین سفرش به آلمان هنوز دراذهان بعضی ها باقی مانده بود.
5 ـ ادعای نازیها مبنی بر منسوبیت خود به نژاد "آریائی" احساس غرورهم نژادی را با آنها نزد بسا حلقات افغانی تقویه کرد.
6 ـ پیشرفتهای تخنیکی و نظامی آلمان، بخصوص درسالهای آغاز جنگ عمومی دوم این روحیه را نزد افغانها بار آورد که گویا فتح و ظفر درنهایت از آلمانها خواهد بود.
علاوتاً روابط گرم سیاسی واقتصادی بین افغانستان وآلمان در زمان سلطنت محمد نادرشاه و بعد ازآن نیز گواه برهمین دوستی عنعنوی بین دو کشور بود، چنانچه شاه محمود خان وزیرحربیه درسال 1936 برای تماشای مسابقات بین المللی المپیک به آن کشوررفت وسپس صدراعظم محمد هاشم خان نیزجهت تداوی عازم آنجا گردید. فیض محمدخان زکریا وزیرخارجه وعبدالمجیدخان زابلی وزیر اقتصاد وشخصیت مقتدرکشوربخاطرخریداری اسلحه، ماشین آلات صنعتی، استخدام متخصصین و دریافت قرضه به آلمان رفتند و حکومت آن کشورحاضر شد به مبلغ 21 ملیون مارک به افغانستان قرضه دهد، حتی گفته شد که هیئت افغانی درآنوقت با هیتلر نیز دیدارداشته است. درسال 1316 (1937) پرواز طیاره های شرکت هوائی"لوفت هنزا" هفته یک بار بین کابل و برلین نشانه ای دیگر ازحسن روابط بین دوکشور محسوب می شد و درهمان سال با امضای قرارداد تجارتی زمینه استخدام یک تعداد زیاد متخصصین آلمانی در پروژه های انکشافی افغانستان مساعد گردید که ورود آنها با فامیلهای شان قدم مهم دیگر در راه تشئید مناسبات بود.
آلمان پس ازتسخیر اکثرکشورهای اروپائی به شمول فرانسه، وقتی درماه سرطان1320(جولای 1941) به شوروی حمله کرد، حالتی جدید بوجود آمد، زیرا تا آنوقت شوروی متحد آلمان بود، اما بعد ازآن متحد انگلیس و برعلیه آلمان گردید. بعداً شوروی و انگلیس مشترکاً تصمیم گرفتند راه نفوذ و انتقال قوا را از طریق ایران به روی آلمانها مسدود سازند. لذا بتاریخ 25 آگست1941 (3 سنبله 1320) به ایران لشکر کشیدند و آن کشور را اشغال ودربین خود تقسیم کردند و رضا شاه را از سلطنت خلع و ازایران تبعید نمودند. با این رویداد آلمانها بیشتر به افغانستان روی آوردند و برفعالیت های خود درافغانستان افزودند تا ازاین طریق بتوانند از یکطرف شوروی را ازسمت جنوب زیر فشار قراردهند و مجبور شوند یک تعداد قوای خود را برای مدافعه احتمالی درجنوب مستقر سازد و ازطرف دیگر به همکاری دوشخص با نفوذ دینی یکی میرزاعلی خان مشهوربه "فقیرایپی" و دیگری محمدسعید الگیلانی مشهوربه "پیرشامی" درمناطق مختلف آزاد قبایلی ماورای سرحد فعالیتهای وسیع ضد انگلیسی را به راه اندازند تا قوای هند برتانوی را درآن ساحات مصروف نگهدارند و آنها نتوانند قوای خود را در دیگرمیدان های جنگ سوق دهند.
مسلم است که توسعه روزافزون روابط افغانستان با آلمان برای انگلیسها خوش آیند نبود، ولی هربار که یک قدم پیشتر دراین راه گذاشته می شد، صدراعظم محمدهاشم خان به انگلیسها این اطمینان را میداد که افغانستان ازتعهد حفظ بیطرفی خود هرگز پا فراتر نخواهد گذاشت و با برقراری روابط با آلمانها دلیل می آورد که موقف بیطرفی افغانستان ایجاب میکند تا دروازۀ دوستی افغانستان به روی همه کشورها بازباشد و به همین دلیل حکومت افغانستان از ادامه کارمتخصصین آلمانی درکشور حمایت میکرد.
با آنهم یک تعداد آلمانها درسال1937با درک حساسیت اوضاع می خواستند با اخذ ویزه ترانزیت از راه ایران وترکیه، افغانستان را به مقصد آلمان ترک گویند، ولی اینکارعملی نشد، زیرا اشغال ایران بوسیلۀ قوای روس و انگلیس مانع اینکار شد و همچنان خلع رضا شاه پادشاه ایران از سلطنت و تبعید او به خارج این نگرانی حکومت افغانستان وبخصوص خانواده سلطنتی را درکابل افزایش داد که مبادا درصورت نزدیکی مزید با المان دچارسرنوشت رضا شاه شوند. لذا حکومت افغانستان ناگزیر شد در روابط خود با آلمان تجدید نظر کند. علی محمدخان وزیرخارجه افغانستان این تغییر را با سفیر آلمان در کابل درمیان گذاشت وگفت: «این حقیقت که روسیه وبرتانیه باهم متحد شده اند، وضع صحنۀ سیاسی جهان را بکلی تغییر داده است. افغانستان اکنون نمیتواند هیچ یک ازهمسایگان خود را مشتعل سازد»، به عبارت دیگر: وزیرخارجه به سفیرآلمان وانمود کرد که اکنون افغانستان نه طرفدارآلمان ونه طرفداربرتانیه است و میکوشد با حفط بیطرفی ثبات را درافغانستان حفظ کند. با این ترتیب حکومت افغانستان مانع فعالیت های سیاسی آلمان درسرحدات آزاد و رساندن کمک به فقیرایپی رهبر رزمندگان وزیرستان مقابل انگلیسها شد و حتی فعالیت های سفارت آلمان را درکابل زیرنظرقرار داد وآنها را ازاطراف کشوربه کابل فراخواند. درآنوقت به تعداد جمعاً 183 نفرآلمانی در افغانستان بودند که ازجمله 10 نفرکارمند سفارت، 12 نفرمعلم درمکاتب افغانستان، 25 نفرمتخصص استخدام شده توسط حکومت، 8 نفر داکتر، 30 نفر نماینده مؤسسات آلمانی، 3 نفربیکار، 61 خانم و34 طفل. همچنان43 نفرایتالوی که 7 نفرآن کارمند سفارت، 9 نفرتخنیکر،10 خانم و17طفل (زمانی، عبدالرحمن ـ مقاله: "خروج آلمانی ها در دوران جنگ جهانی..."، منتشره: افغان جرمن آنلاین، مورخ 12نوامبر2022، صفحه 5)
بتاریخ 9 اکتوبر1941 سفیرانگلیس طی یک دیدار با محمدهاشم خان صدراعظم، از او خواست تا در مدت یک ماه تمام اتباع غیررسمی کشورهای محور را ازافغانستان اخراج کند. چون حالا تنها چندنفر معدود آنها شغل مشروع داشته و خاطر نشان ساخت که آنها ازخاک افغانستان برای فعالیت علیه برتانیه و روسیه استفاده میکنند. صدراعظم درجواب به سفیر گفت که میخواهد این معضله را به شیوه خودش حل و فصل نماید. اگر برتانیه درین باره اصرار می ورزد، وی باید از کابینه و پارلمان طالب مشوره شود. دو روزبعد سفیر روسیه نیزبه نمایندگی ازکشورش عین تقاضا را به استناد پیمان دوستی شوروی وافغانستان مورخ 1931(1310) تکرارکرد که درآن آمده بود: "درصورت جنگ با قوه سوم هردو کشور به کمال شدت آن بیطرف خواهند ماند و حوزه قلمرو خود را بدسترس استفاده قوه سوم جهت رساندن اذیت و صدمه به آن نخواهد گذاشت."
محمدهاشم خان صدراعظم بتاریخ 13 اکتوبر سفیرانگلیس را برای مذاکرات بیشتر در زمینه دعوت کرد. دراین ملاقات ازسفیرخواست که آیا اخراج اتباع محور تنها خواست برتانیه از کشورش میباشد؟ سفیرانگلیس اطمینان داد که کشورش قصد توسعه راه ترانزیت به روسیه ازطریق افغانستان را بدون همکاری افغانها ندارد یعنی افغانستان به سرنوشت ایران دچار نخواهد شد. این اطمینان بعد ازآن بصورت تحریری هم داده شد و تضمین گردید که برتانیه زمینه انتقال مصئون و مصارف انتقال تمام آلمانی ها و ایتالوی ها را از خاک افغانستان ازطریق هند به مناطق تحت کنترول قوای محور آماده خواهد ساخت.
محبوبیت آلمانها درافغانستان بحدی زیاد بود که حتی دربین بسیاری ازمردان کابل و اطراف کشور بروتهای "هیتلری" مود روز شده بود و درهرخانه صحبت ازپیشرفت آلمانها درجنگ بود. دراین حال آوازۀ خروج آلمانها از افغانستان بین مردم یک هنگامه را ایجاد کرده بود و همه این اقدام را به مثابه "بی غیرتی" ومغایر به عنعنه افغانی میدانستند. حکومت برای تسکین خاطر مردم ناگزیر شد از روی فشارهای وارده برتانیه و شوروی برحکومت افغانستان پرده بردارد و واقعیت ها را برای مردم تشریح و توضیح دهد. همان بود که بتاریخ 20 میزان 1320 (15 اکتوبر 1940) برای رفع نگرانی مردم، نجیب الله خان (تورویانا) مدیرعمومی سیاسی وزارت خارجه ازطریق رادیو کابل بیانیه مفصل درزمینه پخش کرد. او اولترازهمه آوازه راه خواستن انگلیس ها را جهت انتقال قوای شان بخاک شوروی ازطریق افغانستان وتقویه بنیه دفاعی شوروی و مقاومت علیه تهاجم آلمانها به آن کشورکه ذهنیت مردم عوام افغانستان را دچار تشویش و نگرانی شدید ساخته بود و مردم فکر می کردند که به این بهانه انگلیسها باردیگرقوای خود را به افغانستان گسیل خواهند کرد، آنرا فقط یک شایعۀ بی اساس خواند و ضمناً به حساسیت های سیاسی درارتباط به لزوم خروج متخصصین آلمانی از افغانستان توضیحات ارائه کرد و نیز رسیدن به یک تفاهم با مقامات برتانوی و روسی را در زمینه برای مردم شرح داد.
بعد ازظهر17 اکتوبر وزیر خارجه افغانستان به سفرای هردو کشور آلمان و ایتالیا اطلاع داد که اتباع غیردپلماتیک هردو کشورباید بسرعت وخاموشانه خاک افغانستان را ترک کنند. او ادامه داد که تاریخ حرکت آنها به برتانیه مربوط است که چه وقت میتواند آنرا عملی سازد. در همان روز به سفیر روسیه گفته شد که به اتباع غیردپلوماتیک کشورهای محورگفته شده است که درمدت یک ماه افغانستان را ترک کنند. به اساس مذاکرات متواترمقامات افغانی با سفرای برتانیه، روسیه و آلمان در کابل قرار براین شد که سفیربرتانیه بصورت تحریری تضمین کند تا آلمانها و ایتالوی ها را با فامیلهای شان از طریق هند بوسیلۀ کشتی به بصره و ازطریق عراق به انقره، جائیکه قوای محور درآن مسلط بود، صحیح و سالم برسانند. برطبق همین ضمانت بتاریخ 8 و 9 عقرب 1320 (30 و 31 اکتوبر1940) جمعاً به تعداد 180 نفرآلمانی و8 نفرایتالوی به شمول فامیلهای شان بوسیلۀ چند سرویس "بس" و چندین لاری کابل را ترگ گفتند و رهسپار پشاور گردیدند. آنها بتاریخ 8 نوامبر بوسیلۀ ریل از پشاور بطرف کراچی رفتند و سپس ذریعۀ کشتی به بصره و بتاریخ 25 نوامبر ازطریق بغداد توسط ریل به انقره رسیدند.(برای شرح مزید دیده شود: آدامک: "روابط خارجی افغانستان در اوایل قرن بیست" ـ ترجمه دری...صفحه 368 تا 374)
با این ترتیب با وجود تلاشهای ممتد که طی سالیان جنگ از جانب کشورهای محارب برای جلب همکاری افغانستان بعمل آمد، حکومت افغانستان و شخص محمد هاشم خان صدراعظم راه و روشی را در پیش گرفت تا سیاست خارجی کشور را به نحوی پیش ببرد که سلامت کشورایجاب میکرد و نیز تلاش حکومت در مورد برگشت مطمئن و سالم آلمانی ها و ایتالوی ها به اوطان شان طوری عیار گردید که درآن پرستیژ افغانستان به حیث یک کشور بیطرف و مستقل حفظ و بعداً موجب قدردانی کشورهای ذیدخل قرار گرفت.
لویه جرگه سال 1320 ش (1941م):
این اولین لویه جرگه است که دردورۀ سلطنت اعلیحضرت محمدظاهر شاه بتاریخ 4 عقرب 1320ش (5 نوامبر1941) درکابل تحت الشعاع رویدادهای مغلق وپیچیده ای مربوط به سرنوشت یک عده آلمانی هائیکه درافغانستان مصروف خدمت بودند، دائر شد. این لویه جرگه مصوبه قبلی شورای ملی را درموضوع بیطرفی افغانستان درجنگ عمومی دوم مکرراً تصدیق نمود وبه تأسی ازاینکه افغانستان به هیچ کشورحق نمیدهد که از زمین و فضای آن به مقاصد واهداف جنگی و نظامی استفاده نماید، تصمیم گرفت. همچنان لویه جرگه از اقدام حکومت افغانستان که متخصصین آلمانی و ایتالوی را به دشمن تسلیم نکردند، بلکه بطورمطمئن به کشورشان اعزام نمودند، استقبال کرد.
در طول مدتیکه مذاکرات سیاسی بین حکومت افغانستان، شوروی و انگلیس و سفارت آلمان در کابل درجریان بود و حکومت افغانستان زیر فشار سه جانب قرار داشت، ترتیبات مقدماتی برای تدویر یک لویه جرگه رویدست گرفته شد. حکومت به ولایات هدایت داد تا ازهر ولسوالی سه نفر و از مراکز هرولایت دو دو نفرنمایندگان را درجرگه انتخاب و به کابل اعزام دارند. محل اقامت نمایندگان در کابل درعمارت سابق لیسه حبیبیه درجواردریای کابل ومقبره تیمورشاه (فعلاً مکتب عایشه درانی) تعیین گردید. قبل ازافتتاح لویه جرگه صدراعظم محمد هاشم خان به معیت حضرت فضل عمرمجددی "نورالمشایخ" ازنمایندگان دیدن کرده و مشکلات وارده، اهمیت و حساسیت موضوع را برای آنها توضیح کردند و درقبال آن مجبوریت خروج آلمانها را با وجودیکه خلاف عنعنه افغانی و اصول بیطرفی کشور بود، به آنها بیان نمودند. لویه جرگه با حضور1145 نفرمتشکل ازنماینده های انتخابی و اعضای مجلسین شورای ملی، مامورین عالیرتبه ملکی و نظامی و بعضی شخصیت های سرشناش به تأسی از همین هدف بروز موعود یعنی 14 عقرب 1320 (5نوامبر 1941) با بیانیه محمد ظاهر شاه افتتاح گردید.
شاه در بیانیه خود خطاب به حاضرین لویه جرگه فرمود: «شما همه میدانید که به اثر این جنگ در مدت کم تغییرات بزرگ نه تنها در اوضاع جهان، بلکه در تمام جوانب زندگی ملل پیش شده محارب و غیرمحارب را یکسان متأثر کرده است. مخصوصاً درین چند ماه جنگ از غرب بجانب شرق کشانیده شده است و آن مملکت هائیکه قبل ازین خود را از جنگ نسبتاً دور نگهداشته بودند، به صدمات شدیدی دچار شده اند. بنابراین لازم شد که افغانستان که درین وقت نازک در سیاست خارجی خود که باساس بیطرفی و صلح بود و هست، درمقابل این حوادث موجود طوریکه باید و شاید غور و دقت کند و ملت و حکومت که هیچ وقت از یکدیگر جدائی نداشتند و در مسائل جزئی و کلی مملکت یک دست بودند، تبادل افکار و تصمیم لازم بگیرند. اینست که امروز بنام خداوند بزرگ این جرگه را افتتاح میکنم و از خداوند بکمال عجز آرزومندم که تصمیم های این جرگه بزرگ را باعث سعادت و بهبودی این خاک پاک گرداند و ملک را به برکت اتفاق، یک دستی و همدستی به آن سعادت و افتخارات که آرزوی قلبی من است، برساند و از وقایع بد زمانه نگهدارد.»
به تعقیب بیانات پادشاه نوبت به علی محمدخان وزیر امور خارجه رسید و او ضمن ایراد یک بیانیه مفصل، برای حاضرین لویه جرگه معلومات لازم ارائه کرد و بر زوایای مختلف اوضاع جاری و فشارهای وارده از جانب مقامات شوروی و برتانوی مبنی بر خروج آلمانها از افغانستان روشنی انداخت که اهم نکات بیانات او چنین است:
علی محمد خان گفت: «بعد از اشتعال نائره جنگ دوم جهانی حکومت افغانستان بارها و بصورت جدی بیطرفی خود را اعلان کرده است؛ اخیراً بنابر توسعه دامنۀ جنگ و نزدیک شدن به سرحدات مملکت ما اوضاع کسب وخامت کرد. حکومت افغانستان تلاش ورزید تا موازنه را در میان دول درگیر جنگ حفظ و بیطرفی واقعی خود را همچنان دوام دهد و چنانچه دوام داده است. اما متأسفانه از آوانیکه آلمان به روسیه حمله کرد، جراید و رادیوهای برتانیه وهند برتانوی علیه افغانستان شایعات و پروپاگند هایی را به نشر میرسانند. منابع برتانوی وهند برتانوی یک تعداد متخصصین آلمانی را که در پروژه های افغانستان کار میکنند، متهم به اقدامات و فعالیت های سیاسی علیه متحدین (انگلیس و روس) کرده اخیراً مطالبی دربارۀ آنها وحکومت افغانستان نشرمیکنند و جراید مذکور ازحکومت های خود همواره خواسته اند تا به افغانستان فشار آورند که خانواده های آلمانی و ایتالوی را از افغانستان خارج کنند.»
وزیر خارجه علی محمد خان در بیانیه خود تصریح کرد که: « بتاریخ 9 اکتوبر1941 (17 میزان 1320) سفارت برتانیه عظمی و بتاریخ 11اکتوبر(19 میزان) دولت روس کتباً ازحکومت خواستند تا متخصصین آلمانی و ایتالوی که در افغانستان کار میکنند، از افغانستان خارج گردند. آنها دلائلی را ارائه کردند که متخصصین آلمانی را در تحریکات مردم و فعالیت های سیاسی علیه متحدین متهم کرده بودند». علی محمد خان همچنان به اطلاع اعضای لویه جرگه رسانید که بعد از چند بار مذاکرات با سفرای برتانیه و شوروی در کابل واضح شد که حکومات آنها غیر از اخراج متخصصین آلمانی و ایتالوی دیگر کدام خواهشی ازافغانستان ندارند، لذا او به مشوره کمسیون امورخارجی شورای ملی و موافقه سفرای کشورهای مربوطه به این اقدام متوسل شد تا بعد از تفاهم و اخذ ضمانت تحریری از سفیر برتانیه، متخصصین آلمانی و ایتالوی را با فامیلهای شدن ازطریق هند و عراق به ترکیه بطور محفوظ و مطمئن به کشور شان انتقال دهند که اینکار بتاریخ 8 و 9 عقرب موفقانه به پایان رسید.
بعد ازعلی محمد خان نوبت سخنرانی به حضرت نورالمشایخ، حضرت چهارباغ و آخندزاده صاحب تگاو و یک تعداد دیگر رسید. جلسه روز اول در حوالی عصر پایان یافت و روز بعد جلسه بریاست محمدهاشم خان صدراعظم دائر شد که پس از بیانات صدراعظم فرصت سخنرانی به شاه محمود خان وزیر حربیه و بعضی ازعلمای دینی داده شد. درپایان متن ذیل ازطرف لویه جرگه به تصویب رسید و لویه جرگه با بیانیۀ محمدهاشم خان صدراعظم درساعات عصر خاتمه پذیرفت.(برای شرح مزید دیده شود ـ علم فیض زاد: "جرگه های بزرگ ملی"... صفحه 198 تا 205)
متن مصوبه لویه جرگه سال 1320ش:
(نحمد و نصلی علی رسوله الکریم الحمد لله رب العالمین و العاقبة للمتقین)
ما نمایندگان ملت افغانستان بموجب اختیاراتیکه از مؤکلین ما به ما داده شده است و برای لوی جرگه بکابل آمده ایم، بعد از آنکه بیانات عالیقدر جلالتمآب وزیر امور خارجه را راجع به گزارشات عالم و جریانات سیاسی افغانستان تا امروز استماع و درآن غور و دقت نمودیم، بیان میداریم: خط مشی سیاسی که حکومت المتوکل علی الله تاکنون تعقیب نموده، مطابق آرزوی ما بوده کاملاً درست است. لذا ما نمایندگان لوی جرگه سیاست بیطرفی کامل را که تاحال نگهداشته شده و در آینده هم بطور قطعی و حکم باید حفظ شود، تصدیق مینمائیم.
افغانستان میخواهد درسایۀ صلح با دول متعاهد و مخصوصاً همسایگان خود زندگی کند، اما ما نمایندگان بموجب اختیاراتیکه از مؤکلین خود داریم، این امر را بصورت قاطع و حتمی بیان میداریم که ملت افغانستان حاضر نیست هیچ خواهش یا مطالبه ای را که مستقیم یا غیرمستقیم متضاد شرف و عنعنات و استقلال تام ما باشد و از هرطرفی که باشد، مورد بحث یا قبول قراردهد یعنی به هیچ حکومت خارجیه به هیچ صورت و بهانه اجازه و موقع داده نخواهد شد که تمام یا حصۀ از مملکت افغانستان را اشغال نماید یا برای مقصد عسکری از زمین و یا فضای مملکت محبوب ما استفاده کند و یا کدام امتیازی در دوران جنگ ازما خواهش نماید و قطعاً لازم نمیدانیم که حکومت ما با یکی از دول خارجیه داخل معاهده جدیدی شود که سیاست بیطرفی مملکت ما را اخلال نماید و همچنین به هیچ حکومت به هیچ صورت و بهانه موقع داده نمیشود و نخواهد شد که به کوچکترین حقوقیکه در معاهدات افغانستان و در حقوق بین المللی برای یک مملکت مستقل که افغانستان یکی از آنها است، معین شده است، تصرفات و مداخله نماید. علاوه برآن افغانستان حق داشته و حق دارد و حق خود را محفوظ خواهد داشت که با هر مملکتی که میخواهد روابط سیاسی خود را محفوظ نگهداشته و در آینده هم روابط سیاسی خود را قایم کند که نمایندگان ملت افغانستان بموجب اختیاراتیکه از مؤکلین خود داریم، برخط مشی فوق فیصلۀ قطعی و حتمی مینمائیم.
ملت افغانستان هیچ وقت زیربارهیچ یکی ازحکومت های خارجیه نرفته ونخواهد رفت، همیشه زندگی آزاد نموده و در آینده هم آزاد و مستقل زندگی خواهد کرد. ملت افغانستان بعون الله و تعالی متحداً حاضر هستند که خود را محافظه نموده باشرف زیست و حیات نمایند.»
پنجشنبه، مورخ 15 عقرب 1320؛ امضای وکلاء و نمایندگان ملت.
(متن فوق برگرفته شده است ازکتاب:"جرگه های بزرگ ملی افغانستان"،... صفحه 202 و203، به استناد شماره 75 روزنامه اصلاح ، مورخه 25 عقرب 1320)