نگاهی مختصر به سقوط و عروج خانواده سردار یحیی خان

نویسنده: داکتر سیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 27 دسمبر 2022

نویسندهداکتر سیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار27 دسمبر 2022

سلطنت محمدظاهرشاه و صدارت محمدهاشم خان

(بخش یکصد و پنجم)

اقدامات در جهت رفع مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ جهانی:

محمدعلی درکتاب "فعالیت تجارتی افغانستان"(Commercial Afghanistan) واردات و صادرات کشور را که بیشترین آن ازطریق هند برتانوی صورت میگرفت، با ذکر ارقام به ملیون کلدار آنوقت هند چنین ارائه میکند: واردات درسال 1938 به 21.6 ، در1940 به 26.9 و درسال 1942 به 32.9 ملیون کلدار افزایش یافت، اما صادرات ازطریق هند درسال 1938 به 37.1 ملیون، درسال 1940 به 39.7 ملیون و درسال 1942 به 62.4 ملیون کلدار بالا رفت که درآن سالها به دلیل کمبود اسعار و کنترول آن ازطرف دولت افغانستان و بند شدن راه ها دراثر جنگ جهانی و کم شدن واردات از خارج یک تفاضل قابل ملاحظه دربیلانس تجارت خارجی کشور به مشاهده رسید. درجملۀ اقلام وارداتی یک قسمت تولیدات کشورهند و یک قسمت اموال ساخت خارج ازهند شامل بود که از بازارهای هند خریداری شده و به کشور وارد میگردید و اما یک قسمت دیگر واردات از خارج هند خریداری و فقط بطور ترانزیت از هند به افغانستان وارد می شد که درهردو حالت قسمتی از واردات ازطرف تجارافغانی و قسمت دیگرازطرف دولت خریداری شده بودند. اقلام وارداتی بیشتر شامل منسوجات نخی، چای، بوت، چرم، سمنت، آهن و فولاد، پارچه جات ابریشمی، شکر و ماشین والات تخنیکی بودند که ازکشورهای جاپان، هند، جرمنی، برما و برتانیه وارد می شدند.

اقلام عمده صاداراتی کشور طی سالهای فوق الذکر عبارت بودند ازاقلام ذیل : پوست قره قل و انواع دیگرپوست باب (درسال1942 به 40.6 ملیون کلدار) و میوه تازه و خشک (درآن سال به 13 ملیون کلدار) میرسید که این دو قلم تقریباً بیش از85 فیصد صادرات را احتوا میکرد ومتباقی آنرا قالین (2.2 ملیون کلدار)، پنبه (33 ملیون کلدار)، پشم (31 ملیون کلدار) و ادویه طبی (4.2 ملیون کلدار) تشکیل میداد.

نکته قابل ذکر همانا در تجارت با شوروی بود که برطبق قرارداد بین دو کشور به شکل "بارتر" صورت میگرفت یعنی تاجران معادل به ارزش صادرات از شوروی باید متاع مورد نظر خود را وارد میکردند.

دراینجا لازم به تذکر است که تا آنوقت حکومت افغانستان بر نرخ تبادله افغانی با اسعار خارجی و نیز پیمانه صادرات و واردات کنترول نداشت، بطورعموم هر وقتی واردات به تناسب صادرات بیشتر می بود، یعنی بیلانس تجارت خارجی کسرمیداشت، نرخ تبادله یک کلدارهندی تا 12 افغانی نیزمیرسید و اما درسالهای جنگ عمومی دوم وقتی به دلایل مشکلات ترانسپورتی و قلت مواد، حجم واردات بسیار تقلیل یافت و درمقابل صادرات به همان پیمانه قبلی باقی ماند یعنی تفاضل دربیلانس تجارت خارجی پدید آمد، نرخ تبادله یک کلدارهندی درآنوقت حتی تا 3 افغانی پایان آمد. (صفحه 41 تا 47 کتاب: محمدعلی دیده شود)

پس ازآنکه بانک ملی افغان شروع بکار نمود، وضع تغییر کرد وتحولات عمده و مهم درامورتجارت بطورکل پدید آمد. با تأسیس شرکتهای تجارتی از طرف بانک و فراهم آوری تسهیلات برای تاجران، امورتجارت خارجی و داخلی رونق تازه یافت، کنترول بر اسعار و نرخ تبادله به وجود آمد و کوشیده شد تا توازن بین واردات و صادرات برقرار شود. بانک ملی توانست نرخ تبادله افغانی را با دالر بطور ثابت نگهدارد و از اینطریق معادلت نرخ تبادله افغانی را با سایراسعار خارجی تثبیت نماید. بانک همه تاجران را تشویق کرد تا معاملات خویش را ازطریق بانک با خارج پیش ببرند واسعار مازاد ازصادرات خویش را دربانک به افغانی تسعیر نمایند. درسال 1942 نرخ تبادله اسعار خارجی که درآنوقت تحت کنترول بانک قرارداشت، درکابل چنین بود: یک پوند سترلنگ تقریباً 53 افغانی، یک دالر امریکائی تقریباً 13 افغانی، یک فرانک سویسی تقریباً 3 افغانی و یک کلدار هندی تقریباً 4 افغانی.

عبدالمجید خان زابلی دریکی از یادداشتهای خود می نویسد: «پنج روزبعد ازآغازجنگ جهانی دوم به علت خطرمسدود شدن راه اروپا، قبل ازاینکه افغانستان به امریکا روابط سیاسی داشته باشد، برق آسا "افغان امریکن تریدنگ کمپنی" نیویارک را تأسیس نمودیم و تجارت به سمت اروپا و امریکا ازطریق پاسیفیک شروع شد و همین اقدام به موقع سبب صادرات افغانستان به امریکا گردید و چون درمقابل وارداتی از امریکا نداشتیم، درعوض ذخیرۀ طلای امروز"دافغانستان بانک" با همین تشبث خصوصی و اعتماد متقابله میان دولت و سکتورخصوصی بوجود آمد....قیمت این طلا درآن موقع دربازارآزاد بالغ بر31 ملیون دالر بود و این مبلغ از مازاد صادرات برداشت شد. طلایی که درآن زمان از قرار فی دالر13 افغانی خریداری شده، بعداً بخاطر بلند رفتن نرخ دالر و صعود قیمت طلا در بازار جهانی بسیاربلند رفته که قدرت "دافغانستان بانک" و نشر پول کاغذی بروی همین ذخایر طلا استوار است.» (کتاب "یادداشت های عبدالمجید خان زابلی"...، صفحه13)

متأسفانه اسنادی که چه اندازه ازاین ذخایرطلا به حساب دولت در "دافغانستان بانک" به حیث ملکیت عامه داخل گردید و چه مقداردیگر به حسابهای شخصی اعم از شخص عبدالمجید خان و نیز شرکای حکومتی و خاندانی واریز شد، در دست نیست.

کمبود مواد و صعود قیمت ها:

با وجودیکه دولت افغانستان درجنگ دوم جهانی موقف بیطرفی را اتخاذ کرد و از صدمات مستقیم نظامی آن جنگ کشور را درامان نگهداشت، اما ازنظراقتصادی با صدمه بزرگ ناشی از جنگ روبرو گردید. درنیمه دوم سال1941 (1320) بعد ازحمله آلمان به شوروی تجارت افغانستان با شوروی درپایان ترین حد خود رسید ونیز درنتیجۀ حملات جاپان دراوقیانوس آرام (پاسفیک) و کشورهای شرق دور، تجارت افغانستان با کشورهای محور و دیگر کشورهای اروپائی و آسیائی که درساحه جنگ قرارداشتند، قطع گردید وتا سال 1942 تنها هندبرتانوی یگانه مرجع صدور و ورود اموال تجارتی افغانستان باقی ماند. درساحه واردات باید گفت که قلت مواد بخصوص پارچه های نخی، البسه، پطرول، تیل خاک، شکر و دیگراموال مورد نیاز مردم مشکلات زیاد را بار آورد؛ قیمت ها سریعاً روبه افزایش گذاشت، چنانچه درسال 1324(1945) قیمت ها به مقایسه سال 1318 (1939) تقریباً هفت چند بالا رفت و درمقابل قیمت امتعه صادراتی افغانستان به دلیل بعضی اقدامات هند برتانوی پایان آمد که در اثر آن صادرات کشور نیز تقلیل یافت.

میرمحمد صدیق فرهنگ درشماره 42 مورخ 12 جدی 1330 جریده "وطن" (اورگان نشراتی حزب وطن) مقالۀ دلچسپی دربارۀ افزایش قیمت ها به مقایسۀ قبل از جنگ و بعد از آن نوشته و قیمت مواد حیاتی را ازسال1317(1938) با قیمت عین مواد درسال 1330(1951) درشهرکابل مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده است که طی مدت 13 سال فوق سطح قیمت ها بطور اوسط به اندازه پنج چند بالا رفته و اما سطح عاید مردم درشهرکابل بسیار کمتر ازآن افزایش یافته که درنتیجه سطح زندگی مردم شهری بطورقابل ملاحظه تنزل کرده است. ارقام ذیل صعود قیمت مواد اساسی حیاتی را از سه سال قبل ازشروع جنگ جهانی و سه سال بعد از ختم آن نشان میدهد: (سیر کابل معادل 7.06 کیلو گرام)

1ـ آرد یک سیر: از 5 افغانی (درسال 1317) به 22 افغانی (درسال 1330)؛

2 ـ روغن یک سیر: از 32 افغانی به 180 افغانی؛

3 ـ گوشت گوسفند یک سیر: از 12 افغانی به 72 افغانی؛

4 ـ چای یک پاو: از4 افغانی به 20 افغانی،

5 ـ بوره یک سیر: از12 افغانی به 80 افغانی؛

6 ـ برنج یک سیر: از 5 افغانی به 30 افغانی؛

7 ـ چوب 15 سیر: از 10 افغانی به 60 افغانی؛

8 ـ ذغال یک سیر: از2 افغانی به 10 افغانی؛

9 ـ برق یک کیلووات: از 25 پول به 1 افغانی؛

این تحول بیشتر ازهمه ناشی ازقلت مواد در بازار و بلند رفتن قیمت تیل ، چای، بوره و بعضی اقلام وارداتی دیگر بود که موجب بلند رفتن سطح عمومی قیمت ها گردید ودرعین زمان احتکار تاجران عامل قلت مصنوعی دربازار شده بود، اما دلیل مهم دیگر دولت چندی قبل پول کاغذی را به نشر رسانیده بود، بدون توجه با تأثیرات انفلاسیونی مقداربیشتراز حد لازم پول را متواتر به جریان انداخته بود، بخصوص با بلند رفتن قیمت ها دولت ناگزیر به افزایش معاشات و نیز مصارف خود شد و این اقدام غیرمستقیم به افزایش سریع تر قیمت ها منتج گردید. متأسفانه حکومت محمدهاشم خان نتوانست جلو افزایش قیمت ها را بگیرد که همین موضوع یکی دیگر ازانگیزه های مهم نارضایتی مردم در جواراستبداد طولانی رژیم بود که درامر استعفی یا برکناری صدراعظم نقش داشت.

راجع به تولید غله که دراثرخشک سالی درسالهای1323 و1324 حاصلات گندم سخت صدمه دید و کسرفاحش به وجود آمد، وزارت اقتصاد تصمیم گرفت برای اولین باربه مقدار25 هزارتن گندم ازامریکا خریداری کند. ریاست ارزاق تا رسیدن گندم ازامریکا یک مقدارغله را از نقاطی که حاصلات آن نسبتاً خوب بود، خریداری کرد و وقتیکه وضع بازارغله درمندوی های کابل، قندهار، مشرقی، قطغن، میمنه و هرات خراب بود، آنرا بخصوص در مندوی کابل و قندهار با قیمت تمام شد در حدود 14افغانی فی سیر(تقریباً هفت کیلو) و آرد فی سیر15 افغانی درکابل عرضه کرد و درسائر جا ها با اضافه مصارف ترانسپورت داخلی بفروش رسانید. قیمت گندم با ملاحظه ساختمان زراعتی هر ولایت و موجودیت گندم متفاوت بود، طور مثال درهرات گندم فی سیرکابل 6 الی7 افغانی، درفراه 8 الی 9 افغانی، درقندهار10 الی 12 افغانی، در بدخشان 5 الی 6 افغانی، در قطغن و مزار و میمنه 10 الی 14 و در اطراف کابل 13 الی 14 افغانی بوده است.

همچنان مشکلات ناشی ازجنگ درهند ازیکطرف به واردات پطرول صدمه رسانید و حتی ورود آن بعضاً برای یکی دوهفته متوقف میگردید، ازطرف دیگر افزایش تعداد موتر ها بخصوص برای حمل و نقل به اطراف ضرورت به پطرول بطور جدی مطرح بود و قیمت آن به دلیل کمبود در عرضه رو به صعود داشت. وزارت اقتصاد ملی بعداً با تأسیس شرکت پطرول توانست به ورود پطرول نظم بخشد و دراثرآن از کمبود جدی و ایجاد بازارسیاه بوسیلۀ محتکرین جلوگیری کند. دراواخر 1326 حکومت نرخ ثابت پطرول را فی گیلن 8 افغانی و75 پول درسرتاسرکشورتعین کرد که اینکار موجب ازبین رفتن احتکار پطرول گردید ونیز از نوسانات فاحش نرخ حمل و نقل کالا به نقاط مختلف کشور که با ارتباط قیمت های متفاوت واغلب احتکاری پطرول درتغییر بود، یک نوع ثبات بخشید.

تیل خاک که مورد استفاده برای تنویر یکی از احتیاجات مبرم مردم در تمام کشور بود، نیز از طریق شرکت پطرول مرفوع گردید و از بازار احتکاری آن با قیمت های بلند جلوگیری بعمل آمد. شرکت پطرول در جوار تورید پطرول مقدارکافی تیل خاک را نیز از روسیه وارد و در سرتاسر کشور از طریق بازار توزیع میکرد.

از جمله احتیاجات اولیه چای و صابون بود که روزبروز بر قلت آن افزوده می شد و چون فابریکه کوچک صابون سازی قندز به دلیل تقلیل حاصلات پنبه نیز توانائی تولید لازم را از دست داده بود، لذا وزارت اقتصاد ملی به تورید مقدار صابون اقدام کرد. عین موضوع شامل حال چای بود که به دلیل برهم خوردن نظام اقتصادی درهند وسیلون واردات چای ازآنجا به مشکل مواجه گردید و دولت مجبور شد برای رفع این معضله بجای اتکاء به تجارانفرادی خودش به تورید چای از هند و سیلون بپردازد و بدینوسیله این مشکل را مرفوع و دست محتکران را کوتاه سازد و نیز قیمت را تاحدی در بازار زیر کنترول آورد. (برای شرح مزید دیده شود: گزارش "مجلس رفاه عامه"، سالنامه کابل، سال 1326 ـ 1327، صفحه61 ـ 69)

دراثربندش راه ها تورید مواد ساختمانی ازقبیل سمنت، آهن باب و دیگر لوازم و مواد و مورد ضرورت پروژه های ساختمانی اعم ازدولتی وخصوصی با مشکلات زیاد مواجه گردید و ازاین طریق پیشبرد کاراکثر پروژه ها به تعویق افتاد و اینکارموجب بیکاری مزید و درنتیجه تشدید فقر و نارضایتی بیشتر مردم از حکومت گردید.

(ادامه دارد)