عنوان بالا مقاله ای است که زلمی خلیلزاد دوسه روز قبل در روزنامه نیویارک تایمز به نشر رسانید. اویکی از امریکائی های مشهور و سرشناس افغان تباراست که ضرورت به معرفی ندارد و همه او را می شناسند، چنانکه او در تدویر کنفرانس بن در سال 2001 نقش عمده داشت و بعداً در اداره جارج بوش به حیث سفیر و نماینده فوق العاده رئیس جمهورامریکا در افغانستان خدمت کرد و به دلیل صلاحیت فراوان از جانب رسانه ها مسماء به "ویسرای" گردید و از آن پس عین عهده را در عراق بدوش داشت و نیز بعدتر به حیث سفیر و نماینده دائمی امریکا در ملل متحد خدمت کرد. در دوران ریاست جمهوری اوباما وظیفۀ رسمی نداشت و اما بعد از پیروزی دونالد ترامپ آوازه های زیاد در راه بود که او یکی از کاندید های وزارت خارجه امریکا خواهد بود که تحقق نپذیرفت. از این معلوم میشود که رئیس جمهور ترامپ بدون آنکه برای خلیلزاد مقام رسمی بدهد، ازوی در امور افغانستان طالب مشوره میشود. خلیلزاد در گذشته نیز در برابر نقش پاکستان در ایجاد بی ثباتی در افغانستان و دست داشتن آن کشور در ایجاد نا امنی ها و حمایت از گروه های تروریستی همیشه به صراحت ابراز نظر کرده و اکنون نیز پس از اعلام استرتژی جدید امریکا در قبال افغانستان که در شام دوشنبه مورخ 21 آگست طی یک سخنرانی رئیس جمهور ترامپ صورت گرفت، به تأسی و حمایت از این استراتژی اخیراً مقالۀ در نیو یارک تایمز به نشر رسانید که ترجمه دری آن بوسیله سید نجیب الله مصعب بروز 25 آگست 2017 (4 سنبلۀ 1396) در روزنامه وزین 8 صبح چاپ شد. نظر به اهمیت موضوع اینک با تشکر از روزنامه مذکور متن مقاله را عیناً اقتباس و خدمت علاقمندان موضوع تقدیم میدارم:
زلمی خلیلزاد در مقاله خود تحت عنوان "چرا ترامپ حق دارد برپاکستان سخت بگیرد؟"، می نویسد:
«استراتژی جدید رییسجمهور ترمپ در افغانستان مستحق امتیاز عالی است. این تصمیم جسورانه و منطقی است و چشمانداز موفقیت را در برابر گروههای خشونتآمیز اسلامگرا در منطقه روشن میکند. رییسجمهور باید تعهد بیرحمانه نسبت به این موضوع از خود نشان بدهد و آماده پاسخدادن به حرکتهای مختلکننده دشمنان باشد.
روند مشورتی برای رسیدن به این استراتژی نتیجه خوبی داد. دولت منافع و اهداف امریکا را به طور گستردهای بررسی کرد و تمامی نهادهای کلیدی مشارکت موثر داشتند. پذیرفتن رییس جمهور مبنی بر تغییر دیدگاه و صرف نظر از خروج سریع از افغانستان، نشانگر جدیت و دقت در هدف است.
آقای ترمپ، حالا سومین رییس جمهور منتخبی است که منافع امنیت ملی امریکا را در افغانستان و منطقه اعلام کرد. منافعی که شامل تهدید افراطگرایی اسلامی، تروریزم و حتا به صورت بالقوه تروریزم هستهای میشود. او تشخیص داد که رهاکردن افغانستان به سازمانهای بینالمللی تروریستی اجازه ظهور دوباره در پناهگاههای شان را میدهد.
استراتژی جدید نه تنها جامع و فراگیر است بلکه تحولی بزرگ در مسیر سیاست امریکا است. رییسجمهور اظهار داشت او شمار زیادی از نیروی ایالات متحده را به افغانستان اعزام میکند. برخلاف خطایی که دولت اوباما انجام داد، وی آمار مشخصی ارایه نکرد و از برنامه خروج حرفی نزد.
تغییر عمده دیگر نسبت به دوره اوباما این است که آقای ترمپ به فرماندهان امریکایی صلاحیت در میدانهای جنگ داده است. آنها از دیر زمانی در صدد این بودند که بتوانند از این طریق به نیروهای افغان کمک کنند تا با طالبان و شورشیهای دیگر به نبرد بپردازند. رییس جمهور ترمپ همچنان یک موقف واقعبینانه در مورد مذاکرات صلح گرفت. برخلاف رییسجمهور اوباما که بدون توجه به بدترشدن وضعیت نظامی پیگیر مصالحه و مذاکره بود.
یکی از عناصر کلیدی استراتژی جدید، تشخیص این است که امریکا در قبال پاکستان نیاز به رویکرد جدید دارد. بر خلاف دو رییس قبلی در دفتر ریاست جمهوری امریکا، آقای ترمپ تصمیم گرفته است تا به این واقعیت که پاکستان بازی دوگانه انجام میدهد بپردازد. ترمپ صراحتاً اعلام کرد که پاکستان تظاهر به همکاری میکند و کمکهای امریکا را در مقیاس بزرگ دریافت میکند، در حالی که برای طالبان و شبکه تروریستی حقانی خدمات و پشتیبانی میکند و آنها امریکاییها و افغانها را میکشند.اعلامیه آقای ترمپ برای تغییر، دال بر این است که ایالات متحده امریکا پشتیبانی و کمک خود را به پاکستان خاتمه میدهد. او همچنان هشدار داد که احترام به حساسیتهای پاکستان بیشتر از این مانع توسعه یک همکاری استراتژیک قویتر میان امریکا و هند شده نمیتواند. همکاری در مورد افغانستان و فراتر از آن.
برای اینکه رییسجمهور اهدافش را محقق کند، به هر حال او باید روی سه محور اصلی تمرکز کند. نخست اینکه، برای همآهنگی بهتر، افزایش نیروی نظامی باید توام با یک فشار قوی دیپلماتیک باشد. رییسجمهور میتواند سفیر امریکا در کابل یا فرمانده قوای ناتو را مسوول تعیین کند. اما بهترین راهکار، گماردن یک نماینده ویژه رییسجمهور برای این مسوولیت است. یکی از وظایف کلیدی برای این نماینده کارکردن با رهبران افغانستان است که اطمینان حاصل کند آنها به تعهدات خویش برای اصلاحات و توسعه اقتصادی پایبند اند.
دوم این که، رییسجمهور باید آماده مقاومت پاکستان باشد. پاکستان اراده رییسجمهور برای اجرای این برنامه محک میزند. احتمال دارد مقاومت پاکستان به شکل حمله بر داراییهای امریکا در افغانستان یا دخالت در مسیرهای اکمالاتی در سراسر مرز افغانستان- پاکستان، ظاهر شود. دستگاه امنیتی پاکستان کوشش خواهد کرد تا ثابت کند که امریکا بدون پذیرش شرایط پاکستان نمیتواند موفق شود.
آقای اوباما نیز در اواخر ریاست جمهوریاش هشدار داد که اگر پاکستان نتواند سیاست خودش در مورد تهیه پناهگاههای برای تروریستها تغییر دهد، ایالات متحده در صدد منزویکردن پاکستان خواهد شد. در سال ۲۰۱۶م نیز او هشدار داد که هواپیماهای بیسرنشینی که ملا اخترمحمد منصور را کشتند به دنبال حملات بیشتر در قلمرو پاکستان برای اهداف مشابه خواهد بود. با این حال آقای اوباما هرگز به این موضوع نپرداخت.
پاکستان در صدد آن خواهد شد تا سیکل قبلی بازی را وارد دولت ترمپ کند، ولی رییس جمهور میتواند اقدامات مخالف و موثر روی دست بگیرد. ایالات متحده باید در برابر مقامهای ارشد ارتش و سرویس اطلاعاتی پاکستان که نقش مستقیم در تروریستها و افراطگراها دارند، تحریم اعمال کند. (این تحریمها باید شامل ممنوعیت سفر به ایالات متحده و کشورهای متحد آن باشد و همچنان بلوکهکردن حسابهای بانکی آنها شود.) واشنگتن باید همه کمکهای امریکا به پاکستان را به حالت تعلیق در آورد و از نفوذ خود بر بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول استفاده کند تا آنها نیز اقدامات مشابه انجام دهند. باید یک ارزیابی امنیتی برای قراردادن پاکستان در لیست دولتهای حامی گروههای تروریستی صورت بگیرد. و در نهایت ایالات متحده باید حملات را علیه مخفیگاههای تروریسم در پاکستان انجام دهد.
دولت ترمپ باید برای اسلامآباد واضح سازد که بهتر است تا از این حرکات دست بردارد و روابطش را ترمیم کند. همیشه به محضی که پاکستان تغییری در رفتار خود نشان داده است، نتیجه روشنی در کاهش خشونت در افغانستان داشته است.
سومین اقدام رییس جمهور باید انگیزهدادن به رهبران افغانستان باشد که با ما در توسعه حکومتداری در افغانستان کار کنند، به خصوص در نهادهای امنیتی. پیروزی در افغانستان، همکاری جامعه افغان را میطلبد و یک تعهد از گروههای سیاسی بر اهداف ملی به جای اهداف گروهی و سمتی. جامعه افغان، به صورت خاص نسل جوان آن، بهترین متحدان ما هستند. ایالات متحده باید راهی برای رهایی بالفعل این ظرفیت بیابد.
رییسجمهور ترمپ استراتژی جدید و جسورانهای را روی دست گرفته است -استراتیژیی که ممکن است همکارانش رضایت کامل نسبت به آن نداشته باشند. او میتواند نارضایتیهای سیاسی داخلی را با ثابتکردن اینکه راهکار وی در مبارزه با تهدید تروریسم اسلامی موثر افتاده، محدود کند. تهدیدی که حامیان ترمپ نیز به آن معتقد اند. رییس جمهور میداند که او با نتیجه عملش قضاوت میشود.» (پایان مقاله زلمی خلیلزاد)