یادی از مرحوم شهزاده احمدشاه ظاهر

نویسنده: داکتر سید عبدالله کاظم
تاریخ انتشار: 8 جون 2024

امروز جمعه مورخ 7 جون 2024 (مطابق 18 جوزای 1403ش) مصادف به روز خاکسپاری مرحوم شهزاده احمد شاه ظاهر پسر ارشد اعلیحضرت محمدظاهر شاه ـ پادشاه اسبق افغانستان است که بتاریخ 4 جون یعنی سه روز قبل درایالت ویرجنیا ـ ایالات متحده امریکا به سن 89 سالگی چشم از جهان پوشید و با این ترتیب همه فرزندان شاه سابق به استثنای شاهدخت بلقیس ـ دختر ارشد شاه که اکنون در سن 92 سالگی قرار دارد، دیگر همه ، بخصوص دراین چند سال اخیر رهسپار دیار ابدیت شده اند. (انا لله و انا الیه راجعون)

بدینوسیله وفات شهزاده احمدشاه ظاهرکه شخصیت دارای اوصاف حمیده و نیک بود، مراتب تسلیت عمیق خود را به خانم شان محترمه خاتول ظاهر و هرسه فرزند مرحومی و باقی خانواده سلطنتی سابق افغانستان تقدیم داشته با اتحاف دعا روح مرحوم را قرین رحمت الهی و جنات نعیم را برای شان از بارگاه الهی استدعا دارم. مرحوم شهزاده احمدشاه ظاهر با آنکه قانوناً ولیعهد سلطنت بود و می بایست در دوران سلطنت پدر طبق معمول همه جا در مقامهای بزرگ دولتی فعال و ایفای وظیفه میکرد، برعکس به دلایلی چند او از احراز مقام های دولتی خود را کنار کشید و ریاست افتخاری مؤسسۀ خیریه "افغانی سره میاشت" را بدوش گرفت و ازاینطریق خواست از«شهریاری» بگذرد و به مثل «درویش» زندگی نماید که خود مبحث جداگانه است.

شهزاده احمدشاه ظاهر بعد از سقوط سلطنت پدرش دراثر کودتای 26 سرطان 1352، مدت چند دهه اخیر را درعالم هجرت درامریکا با فامیل خود زندگی کرد و طی این مدت به شعر و ادبیات پناه برد و توانست احساسات عاطفی خود را درساحات مختلف درقالب اشعار نغز و شیوا زیر نام مستعار "احمدسعید" بیان دارد ومجموعۀ کوچکی تحت عنوان «اندیشه» را ازخود بیادگار گذاشت که این مجموعه چندسال قبل به نشر رسید.

دریکی از روزهای ماه آگست سال 2014 دوست عزیزم استاد حامد نوید با اینجانب به تماس شد ومجموعۀ اشعار شهزاده را که به خط زیبای نستعلیق مشاقی شده بود، برایم فرستاد و گفت که شهزاده میخواهد این مجموعه را مطالعه کرده و چند سطری درباره بنویسم. اینکار را باخوشی پذیرفتم و نظر خود را در زمینه طی یک نامه خدمت شان ارسال داشتم که بعداً به حیث یک تقریظ در جوار دو نوشته دیگر از هریک محترمه هما طرزی ـ شاعره با نام کشور واستاد حامد نوید درآن مجموعه اقبال نشریافت. اینک متن همان نوشته را امروز با استفاده ازفرصت جهت تداعی خاطر و نیزیادی از مرحوم شهزاده احمد شاه ظاهر متخلص به "احمد سعید" با اتحاف دعا درحق مرحومی عیناً به نشر می سپارم:

داکتر سیدعبدالله کاظم

اول سپتمبر 2014

«اگر شهریاری، چو درویش زی

نکو کار باش و خوش اندیش زی»

(احمد سعید)

خوشحالم از اینکه بخواست والاحضرت شهزاده احمد شاه ظاهرچند سطری دربارۀ برگزیده اشعار شان می نویسم که این مجموعۀ نفیس بنام «اندیشه» بزودی آماده چاپ میگردد. باید اعتراف کنم که من نه شاعر هستم و نه ادیب، ولی به شعر وادب سخت علاقه دارم و از سخن نغز و پرمحتوا، آراسته با کلمات موزون و زیبا که انعکاسی در آئینۀ حق و حقانیت باشد و پیام عشق و صفا را به گوشها برساند، لذت می برم. من شعری را دوست دارم که در افاده و بیان، ساده و درکلام دلنشین و درپیام آشکار و راه گشا باشد. از خواندن اشعارپرپیچ و خم که درک معنی آن به اصطلاح عوام چندین "پلته و چراغ" بکار داشته باشد و خواننده را در چهار راه تعبیر و تفسیر های مختلف سرگردان سازد، زود احساس خستگی میکنم. شاید درهمچو ذوق شعری من تنها نباشم. بهرحال جهان ما، جهان پیامهای مستقیم است که شعرای امروزنیز بدانسو میلان دارند.

وقتی برگزیده اشعار شهزاده احمد شاه را که به تخلص "احمد سعید" شعر می سرایند، مرور کردم، آنرا دلپذیر یافتم که هربیت آن با بیان پیام روشن و کلمات زیبا و پرمعنی احساس لطیف شاعر را به خواننده انتقال میدهد، طوریکه سخن از دل شاعر برمی خیزد و بردل خواننده می نشیند. البته شعر، با احساس شاعر روح و جان میگیرد؛ چنانکه شاعره بزرگ معاصر شاد روان خانم سیمین بهبانی در یکی از مصاحبه های خود گفت که: «شعر آمد دارد، هفته ها و ماه ها این دریچه بسته میباشد، ولی به یکبارگی روزنه آن به رویم باز میگردد و بی اختیار قلم و کاغذ برمیدارم و شعر می سرایم».

شعر دراین حال الهامی است که به هرکس میسر نمیگردد وتوانائی شاعر است که از این الهام زود بهره میجوید و آنرا به قلم میکشد. دراین الهام اندیشه های گوناگون نهفته است که بعضی را بسوی دنیا و برخی را فرا تر از دنیا می برد، ولی هروقت که در محراق هر الهام، عشق و صفا نهفته باشد، آن شعر جاوانه میشود. گاهی هم در کنار الهام، سرگذشت ها و نشیب و فراز های زندگی توأم با خوشی و سرور وهم باغم و اندوه، مایه برای سرودن شعر میگردد و دردها و خوشی ها را بیان میکند و انسان را بیاد آن لحظه ها می اندازد.

دراشعار "احمد سعید" هردو خصوصیت را میتوان یافت، هم الهام و هم دردها و خوشی ها را از گذشته و حال. برای یک شهزاده که عمری در نعمت بسر برد و دریک لحظه همه چیز وارونه شد و مسیر زندگی از شهزاده گی به هجرت و غربت کشید، بیان این نشیب و فرازها با استعدادی که او از قبل در شعر وادب داشت، مطلع و محتوای بسیاری از اشعار او را می سازد وعشق به معنویت ازهمان آغاز زندگی، "سعید" را ازتلاش برای قدرت ومقام بدور نگهمیدارد. با آنکه او رسماً ولیعهد مقام سلطنت بود، اما هیچگاه نخواست در منازعه قدرت اشتراک نماید و درجوانی ازآن فاصله گرفت که اینکار را درهجرت و غربت نیز ادامه داد. هروقتی از خواستند در راه سیاست گام نهد، ازآن طفره رفت و درآن راه قدم نگذاشت. او یگانه شهزاده نیست که بجای قدرت دنیوی به معنویت می گراید، بلکه در تاریخ کشور بسا شهزاده گان و بزرگانی بوده اند که در اینطریق گام نهاده اند.

نگاهی به عناوین اشعار"احمد سعید" دراین برگزیده واضح می سازد که او به نیایش خدای بزرگ و در وصف سرور کائنات(ص) و آرزوی رسیدن به حرم مکرم دست دعا بلند میکند، درباره بیچاره گی مردم وحال زار وطن، در ازای حرمت به مقام پدر، مادر، استاد و همسر، در اندیشه ای بزرگان علم و معرفت و صاحبان طریقت، در وصف زیبائی های طبیعت هنگام بهار و خزان و نیز در بیزاری از سیاست به اشکال و اوزان مختلف شعر سروده است که با ذکر چند بیت به حیث نمونه "از هر چمن سمنی" دراینجا بسنده میکنم:

او در حمد و ثنای باری تعالی میگوید:

«وندرین گیتی که باشد چون حباب حمد تو گویم، خدای بی نیاز»

درد دوری از وطن را با تشبیه قطره و توفان چنین بیان میکند:

«قطره کز چشمه ساری دور شد

شد حبابی و سپس مستور شد

موج توفان جز خروش نیست بیش

تا بیابد خویش را دربحر خویش»

و درجای دیگر میگوید:

«منم کنج تنها و اشکم رفیق به عشق خداوند باشم غریق»

در حال و احوال وطن سعید به دنبال حقایق میرود فریاد می زند:

«جهل است و نفاق، کنون مظهر افغان

تقدیر وطن در کف نادان ببینید

زین خودسری و خیره سری دست بردارید

این کشور در آتش و ویران ببینید»

در نقش پدر نامدار خود میگوید:

«پس از غربت بیست سال از وطن

هنوزهم توئی ناجی این وطن»

در شعری که برای مادر خود سروده، وطن و مادر را بیک چشم دیده:

«مادرم امشب دعایت میکنم

قصۀ دل را برایت میکنم

بهر هر فرزند یاد مادرش

مظهر مهر است و عشق کشورش»

وقتی از عشق سخن میگوید، آنرا چنین پهنا میدهد:

«بحر عشق گنجینۀ اسرار حق عشق باشد مطلع انوار حق»

دوری از سیاست را با این بیان مدلل می سازد که:

«چون سیاست قصۀ گرگ است و میش

دام تزویر و ریا دارد همیش

تا نقاب مکر افگنده به رو

نی حیا دارد، نه شرم و آبرو».

راجع به زندگینامه شهزاده احمد شاه و یا "احمد سعید" شاعر باید مختصر گفت که او سومین فرزند و پسرارشد اعلیحضرت محمد ظاهر شاه "بابای ملت" شاه سابق افغانستان و ملکه حمیرا است (جایگاه شان فردوس برین بادا!). او در سال 1313ش (1934م) در ارگ شاهی کابل بدنیا آمد و در شش سالگی به مکتب رفت و مثل مردم عوام از لیسه استقلال فارغ شد، سپس به حربی پوهنتون شامل گردید و بعد از فراغت و مصروفیت مختصر درامور نظامی، به حیث رئیس افتخاری مؤسسه "سره میاشت" کارکرد وتا آخر در همان مقام ماندگار شد. هنوز تازه جوان بود که با محترمه خاتول نور دختر عمۀ خود ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند (دوپسر به نامهای ظاهر ظاهر و ایمل ظاهر و یک دختر حوا ظاهر نواز) که همه درایالت ویرجنیا زندگی دارند.

شهزاده احمد شاه ظاهر به حیث ولیعهد سلطنت چند بار به نمایندگی از پدر به سفر های رسمی پرداخت و نیز درغیاب شاه برای مدت کوتاه به نیابت پدر نشست. پس از سقوط سلطنت با فامیل یکجا به ایتالیا مهاجر شد و ازآنجا به اضلاع متحده امریکا آمد وتا اکنون در حومه ویرجینیا اقامت دارد. از خداوند بزرگ برای شان و همه فامیل طول عمر باسعادت آرزو میکنم و به امید سروده های بیشتر شان.

داکتر سیدعبدالله کاظم ـ (سابق استاد پوهنتون کابل)

سن هوزه ـ کالیفورنیا، مورخ اول سپتمبر 2014

دراینجا بیمورد نخواهد بود تا دربارۀ شخصیت مرحوم اعلیحضرت محمد ظاهر شاه ـ پادشاه سابق کشور و مرحومه ملکه حمیرا و نیز درمورد فامیل سلطنتی یعنی فرزندان شاه اسبق معلومات مختصر خدمت علاقمندان تاریخ تقدیم دارم:

به تعقیب شهادت اعلیحضرت محمدنادرشاه بتاریخ 16 عقرب 1312 (8اکتوبر1933) یگانه پسرش که 19 سال داشت، برطبق قانون اساسی کشورجانشین پدرشد وبه حیث پادشاه افغانستان حلف وفاداری یادکرد. موصوف در22 میزان1293 (15اکتوبر1914) درشهرکابل چشم بدنیا کشود، چهارسال مکتب ابتدائیه را درکابل خواند وده ساله بود که به معیت پدرعازم فرانسه شد. شش سال درآن کشور به مکتب رفت وبا زبان وفرهنگ فرانسه آشنائی پیدا کرد. هنگامیکه پدرش بتاریخ 24 میزان 1308 (16 اکتوبر 1929)درکابل به پادشاهی رسید، محمدظاهرکه 16 سال داشت، نیزبه وطن برگشت ودرسال1310 شامل تعلیم گاه عسکری کابل گردید. بعدیک سال ازآنجا فارغ وازطرف پدربه کفالت وزارت حربیه وسپس به حیث وزیرمعارف مقررشد. دراین پست فقط دوماه ایفای وظیفه کرد که پدرش بتاریخ 16 عقرب 1312ش (8 نوامبر 1933م) در ارگ کابل به شهادت رسید وفردای آن به حیث پادشاه افغانستان جانشین پدرگردید وطبق معمول پادشاهان قبلی لقب (المتوکل علی الله) رابخود اختیارکرد و ازآن به بعد تاچهل سال پادشاه کشور بود.

شهزاده محمدظاهردر17سالگی با محترمه حمیرا(15ساله) صبیه ارشد سرداراحمدشاه خان (وزیردربار) درخزان 1310 درارگ کابل ازدواج کرد. ملکه حمیرا نواسه سردار محمدآصف خان (عم محمدنادرشاه) است وازطرف مادر به خانواده شاغاسی شیردلخان لویناب نسبت دارد. احمدشاه خان دوخانم داشت: خانم اول محترمه "زرین" دختر شاه غاسی خوشدلخان (یگانه خواهرعلی احمدخان والی) بود که یک پسر(تیمورشاه آصفی که با بلقیس خواهرمحمدظاهرشاه ازدواج کرد) وچهاردختر به دنیا آورد که هریک: ملکه حمیرا، عالیه خانم سلطان محمودغازی پسرشاه محمودخان غازی، میمونه خانم محمدعتیق رفیق، وامینه خانم جنرال عبدالله روکی سلیمان؛ خانم دوم احمدشاه خان محترمه حلیمه (از نوادگان امیرمحمدیعقوب خان) بود که دوپسر همایون شاه آصفی وهارون آصفی وسه دختر مریم، لیلا و زهره داشت که به استثنای همایون شاه، همه اینها برخلاف معمول، خارج از حلقۀ خانوادگی ازدواج کردند.

حاصل ازدواج علیاحضرت ملکه حمیرا با اعلیحضرت محمدظاهرشاه دو دختر وشش پسرمیباشد: شاهدخت بلقیس (متولد 1311ش ـ 1932م – ازدواج باجنرال عبدالولی پسرمارشال شاه ولیخان عموی پادشاه)، شاهدخت مریم (متولد1315ش ـ 1936م – ازدواج با محمدعزیزنعیم خواهرزاده شاه وپسرسردارمحمدنعیم خان) وشهزادگان هریک: محمداکبر(متولد 1312ش ـ 1933م – در9 سالگی وفات کرد)، احمدشاه (متولد 1313ش ـ 1934م – ازدواج با خاتول نور دختر سلطانه خواهرشاه)، محمدنادر(متولد 1320ش ـ1941م ـ ازدواج با لیلما حسینی که مادرش دخترسردارسلیمان خان بود)، شاه محمود(متولد 1325ش ـ 1946م ـ با محبوبه غازی صبیه سردارشاه محمودخان غازی)، محمد داؤد پشتونیار(متولد 1328ش ـ 1949م ـ ازدواج بافاطمه عارف صبیه جنرال محمدعارف) و میرویس (متولد 1336ش ـ 1957 م ـ که گفته میشود اخیراً با فرخنده ؟ ازدواج کرده است).

همۀ این فرزندان شاه درشهرکابل بدنیا آمده ودرکابل به مکتب رفته اند. محمد داؤد پشتونیار درسال 1980، شاه محمود درسال 2002 ، مریم درسال 2021، محمدنادر درسال 2022، میرویس درسال 2023 و اخیراً احمد شاه پسر ارشد محمد ظاهر شاه بتاریخ 4 جون 2024 در ایالت ویرجنیا ـ ایالات متحده امریکا چشم ازجهان پوشیدند و اما شاهدخت بلقیس خانم سردارعبدالولی با سن 92 سالگی هنوزحیات دارند. ملکه حمیرا نیزبتاریخ 27 جون 2002 به عمر86 سالگی در روم وفات کرد که جنازه اوبه کابل انتقال یافت و درحضیره آبائی شان درتپه مرنجان درجوارمقبره محمدنادرشاه بخاک سپرده شد.

ملکه حمیرا زمانی با شهزاده محمدظاهر (بعداً پادشاه افغانستان برای مدت چهل سال) ازدواج کرد که شرایط خاص درکشورحکمفرما بود ونهضت نسوان در زمان محمدنادرشاه به عقب کشیده شده بود، مکاتب نسوان مسدود و زنها همه مجبوربه پوشیدن چادری گردیده بودند. ملکه ناچار ازاین سیاست حکومت پیروی کرد ومثل همه زنان کشور درحلقه زندگی خصوصی فرو رفت وبرای مدت طولانی درچهاردیوارارگ محصور ماند. او نتوانست نقش پیشگام خود را به حیث ملکه افغانستان درهمچوشرایط طور لازم بازی کند. این حالت به روش زندگی اوتأثیرکرد واو را ازاموررسمی کاملاً بدورکشید که نامی ازملکه دررسمیات برده نمیشد، تا آنکه بعد از30 سال این پرده ابهام برچیده شد وملکه در روزدوم جشن استقلال (1339) به معیت شاه، صدراعظم محمد داؤد و خانم شان برای مشاهده یک مسابقه فوتبال درغازی استودیوم حضوریافتند وبه این ترتیب به آغاز دومین نهضت زنان افغان رسمیت بخشیدند. ملکه ازآن به بعد گاه گاهی زنان کشور درارگ می پذیرفت ودربعضی دعوت های رسمی درخارج کشور به معیت شاه اشتراک میکرد.

(عکس: اعلیحضرت محمدظاهر شاه با ملکه حمیرا در دعوت رسمی شاه ایران در تهران؛ شهزاده احمد شاه ظاهر و خانم شان محترمه خاتول ظاهرکه در معیت شاه و ملکه دراین سفر بودند، نیز دراین عکس دیده میشوند)

تاآنکه باکودتای محمدداؤد بتاریخ 26 سرطان 1352 ش(7 جولای 1973م)، هنگامیکه شاه به غرض تداوی درخارج بود و شهزاده احمد شاه وکالت سلطنت را برعهده داشت، همچنان جنرال عبدالولی داماد پرقدرت شاه از سفر لندن به کابل برگشته بود، درطول چند ساعت شب سلطنت سقوط کرد. شهزاده صرف برای چند روز تحت نظارت کودتاچی ها قرارگرفت. سپس وقتی رژیم جدید به ملکه وفامیل شاه بتاریخ 6 اسد 1352 (مطابق 27 جولای 1973م) یعنی 11 روز بعد از کودتای 26 سرطان اجازۀ خروج ازکشورداد، ملکه یکجا با دیگر اعضای فامیل سلطنتی به شمول شهزاده احمد شاه به ایتالیا نزد شاه رفتند. ملکه ازآن وقت تا آخرعمردرآن کشور بسربرد. تنها کسیکه از جمله منسوبین فامیل شاهی درکابل تحت نظارت دولت برای مدتی بیشتر قرارداشت، سردارعبدالولی بود که مارشال شاه ولیخان پدر و مادرش نیز ازخاطر پسرشان تا مدتی درکابل ماندگار شدند. (از آنجائیکه جریان خروج فامیل شاهی بعد از کودتای سرطان و سقوط سلطنت در بعضی گزارشات با سوء تفاهمات قابل ذکر بیان شده است، جهت روشن شدن واقعیت موضوع لازم است تا شرح مستند آن رویداد را در یک مقالۀ جداگانه بزودی خدمت علاقمندان تاریخ معاصر کشورتقدیم دارم ـ کاظم)

اعلیحضرت وقتی از وقوع کودتا درایتالیا اطلاع حاصل کرد، چند روز بعد بتاریخ 21 اسد 1352 استعفای خود را از مقام سلطنت به این متن عنوانی "رئیس جمهور" ارسال داشت:

«برادرم جلالتماب رئیس جمهور!

ازموقعیکه خبر جریانات اخیر را شنیدم تا ایندم فکرم متوجه وطن من بود و برای آینده آن نگران بودم . مگر همینکه دریافتم مردم افغانستان بغرض اداره آینده امور ملی خود از رژیم جمهوریت با اکثریت کامل استقبال نموده اند، به احترام از اراده مردم وطنم، خودم را از سلطنت افغانستان مستعفی میشمارم و بدین وسیله از تصمیم خود به شما ابلاغ میکنم .

درحالیکه آرزوی من سعادت واعتلای وطن عزیز من است، خود را به حیث یک فرد افغان زیرسایه بیرق افغانستان قرار میدهم. دعای من اینست که خداوند بزرگ و توانا همواره حامی و مددگار وطن وهموطنان من باشد.»

محمد ظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان ـ ایتالیا، مورخ 21 اسد 1352 (12 آگست 1973)

محمدظاهرشاه ازاوآن کودکی بانازونعمت درخانواده اشرافی وصاحب منزل بارامد، هنوزده سال بود که به فرانسه رفت وبازبان وفرهنگ غربی اشناشد. به حیث شهزاده به وطن برگشت وباگذشت کمترازدوسال به پادشاهی رسید. به این اساس اوتاهنگام سلطنت ازرقابت های وزدبند های درباری فارغ بود. باهیچ کس دشمنی وعداوت نداشت، باهیچ کس حرف زشت نگفته وازهیچ کس همچوحرفی نشنیده بود، مشکل اقتصادی را نمی شناخت وهرآنچه میل داشت به آن دسترسی پیدا میکرد. وقتی بوطن برگشت بعدازیک سال به مقام بلند وزارت بدون سابقه کاروتجربه لازم شروع به کارکرد.

(اعلیحضرت با پسرانش پس از برگشت به افغانستان در اپریل 2002م)

خلاصه این همه عوامل درتشکل شخصیت بعدی اونقش بسزاداشت، ناآشنائی با زبان ومحیط، او را شخص خاموش وکم حرف وفاقد قدرت نطق وبیان که لازم یک زمامداراست، بارآورد؛ اوهنگام سلطنت مردخوش قلب و رؤف، صاحب وقار و وجاهت خاص ودرعین زمان بسیارشکسته و پرتواضع بود که هیچگاه درصدد اذیت وآزار کس نشد. او هنگام شهادت پدر ناظرحادثه بود ودرد ریختن خون پدر را در وجود خود احساس کرد وبجای آنکه انتقام جو و کینه دل گردد، از خونریزی وکشتار بیزارشد. اوبه یکبارگی وبطور غیرمترقب به پادشاهی رسید، ولی هیچ تجربه وآمادگی قبلی برای سلطنت نداشت، لذا ناگزیر قدرت را به عموهای خود سپرد که همه آنها باپدرش به اصطلاح شریک السلطنه بودند وهمه در رموزمملکت داری آشنا وکلید قدرت را دردست داشتند. دراین حال شاه جوان فقط بطور سموبولیک شاه بود واین موقف را سالهای درازحفظ نمود تا آنکه بعد از تقریباً سه دهه به حکومت خاندانی پایان داد واز سال 1342ش (1963م) پس ازاستعفای محمد داؤد از صدرات، خود زمام امور را بدست گرفت.

قضاوت درمورد سلطنت چهل ساله محمدظاهرشاه ایجاب دقت وموشگافی دقیق را می نماید. زیرا دراین دوره طولانی که مهمترین برهه تحولات بزرگ جهان بود، برداشتها وقضاوتها ازهم دورمیرود، عده ای بعضی از دوره های سلطنت چهل ساله شاه را بانگاه انتقادی بررسی میکنند وبعضی با خوشبینی که واقعیت امر واضحاً دربین این دو قضاوت قرار دارد که اینجانب هر دوره را ازآغاز سلطنت محمدنادرشاه تا پایان سلطنت چهل ساله محمدظاهرشاه با نوشتن مقالات متعدد و کتاب های جداگانه به تفصیل بطور مستند مورد بررسی قرارداده است.

(قابل تذکر: با حفظ احترام به اشخاص متذکره دراین نوشته، به دلیل اختصار درمطلب از ذکرالقاب رسمی تاحد امکان صرف نظرگردیده و صرف بنام های اصلی شان بسنده شده است ـ کاظم)

آرشیف: مطالب دیگر محترم داکتر سید عبدالله کاظم

مقالات مرتبط

نگاهی به رویدادهای تاریخی:

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

عکس تقلبی و تبلیغاتی ملکه ثریا که بوسیلۀ دشمنان افغانستان چاپ و توزیع گردید!

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

چگونگی انکشاف معارف عصری در کشور و

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بررسی و تحلیل محتوای "موافقتنامه سیاسی"

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بازهم تأملی بر "موافقتانامه" دو کاندید ریاست جمهوری

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

قصه انسحاب قوا و اعتراف روءسا

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

نگاهی به کتاب "سرگذشت موسیقی معاصر افغانستان از 1242 تا 1370 خورشیدی"

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

بسم الله الرحمن الرحیم

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

با درنظر داشت موضوعات متذکره در فوق برای ما ضروری است که باید هر قدم ممکن را برداریم تا از موفقیت ضد انقلابی های ارتجاعی و یا تغیر موضع حفیظ الله امین به طرف غرب جلوگیری شود.»

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

لزوم بررسی مسائل تاریخی

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

داؤد خان و دوکتورین آیزنهاور

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

امیر عبدالرحمن خان

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

آگست2018

سال انتشار: 2026-02-18
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

نگاهی گذرا برظهور و سقوط اولین نظام جمهوری در افغانستان (از کودتای26 سرطان 1352 تا کودتای7 ثور 1357)

سال انتشار: 14 جولای 2015
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

به مناسبت چهل و ششمین سالگرد

سال انتشار: 15 مارچ 2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

زلنسکی ـ یک چهره مبارز برای احقاق حق

سال انتشار: 2 مارچ 2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همیشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 13 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 12 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

"اژدهای خودی" ـ اثر همشه ماندگار پوهاند داکتربهاءالدین مجروح

سال انتشار: 12 فبروری2025
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem

متن مکمل «قانون امر بالمعروف و نهی عن المنکر»

سال انتشار: 28آکست 2024
The signature of Dr. Sayed Abdullah Kazem
A portrait image of Dr. Sayed Abdullah Kazem

داکتر سیدعبدالله کاظم

داکتر سیدعبدالله کاظم درماه جدی 1320 شمسی (جنوری 1942) در چارباغ ـ شهرکابل در یک خانواده سرشناس چشم به جهان گشود، بعد از فراغت از لیسه حبیبیه و پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل  درسال 1963 شامل کدر تدریسی آن پوهنحی گردید. در سال 1971 پس از اخذ درجه دوکتورا در«رشته اقتصاد و علوم اجتماعی» از اطریش (ویانا) به کشور عودت کرد و به حیث استاد در پوهنحی اقتصاد پوهنتون کابل مجدداً شروع به تدریس نمود. در سال 1973 به رتبه علمی «پوهندوی» ارتقا کرد ونخست به حیث آمر دیپارتمنت اقتصاد تصدی (رشته صنعت) و سپس از 1974 تا 1978 به حیث رئیس آن پوهنحی ایفای وظیفه کرد.

بعد از کودتای ثور با جمعی از استادان به تشکیل «حزب وحدت ملی افغانستان» پرداخت و متعاقباً با تعدادی از اعضای مؤسس آن حزب توسط حکومت خلقی ـ پرچمی گرفتار و برای مدت 19 ماه در پلچرخی زندانی شد. بعد از رهائی از زندان در اپریل 1980 به حیث آمر بانک ملی افغان به لندن رفت، ولی از اشغال رسمی وظیفه خودداری کرد وپس از دو ماه نخست به جرمنی و بعد به ایالات متحده امریکا پناهنده  شد. او ازاواخر 1981 تا اکنون  به ایالت کالیفورنیا در شهر «سن هوزه» اقامت دارد.