یک سند مهم تاریخی که باید به مطالعۀ هیئت

نویسنده: داکترسیدعبدالله کاظم | تاریخ انتشار: 20 جون 2020

نویسندهداکترسیدعبدالله کاظم

تاریخ انتشار20 جون 2020

مذاکره کننده با طالبان برسد!

با آنکه از تشکیل "حکومت مشارکتی" بین داکتر اشرف غنی و داکتر عبدالله عبدالله سه هفته میگذرد و هنوز اعضای 50 فیصدی سهمیه هریک در کابینه و سایر مقامات حکومت بطور مکمل ترتیب و اعلام نشده است تا امور جاری حکومت به حیث قدم اول سر و سامان گیرد و حتی یک نامزد وزیر قبل از آنکه فرصت اخذ رأی اعتماد برایش میسر گردد، به توصیه ولسی جرگه نسبت حل بعضی مسائل حقوقی به سارنوالی غرض تحقیق فرستاده شده است. با همچو فضا در اثر فشارهای وارده از جانب امریکا بر حکومت افغانستان و تلاش های بیصبرانه زلمی خلیلزاد دراین راستا، باید هیئت مذاکره کننده با طالبان هرچه زودتر به قطر که به حیث محل مذاکره تعیین شده است، سفر کند و مذاکرات مقدماتی را آغاز نمایند. عجله امریکا بر همه واضح است و بارها خاطر نشان گردیده که ادارۀ آقای ترامپ رئیس جمهور فعلی امریکا تلاش دارد تا از رسیدن افغانها به توافق روی صلح در همین چند ماه به مردم امریکا اعلام دارد که طبق وعده انتخاباتی که او میکوشد به دراز ترین جنگ امریکا پایان دهد و با توافق طالبان وحکومت افغانستان برای صلح بتواند عساکر خود را از افغانستان به کشورش برگرداند، عملاً کسب امتیاز کند. البته این موفقیت [!] را تیم رئیس جمهور ترامپ میخواهد به حیث یک دست آورد بزرگ وسیله ای تبلیغاتی مؤثر برای خود درانتخابات سال جاری ریاست جمهوری امریکا در ماه نوامبر استفاده نماید.

مقامات امریکائی میدانند که برای رسیدن به این هدف در ظرف چهار یا پنج ماه آینده دشوار است تا این معضله بسیار پیچیده و مهم را طور لازم حل نمایند و صلح دوامدار را در افغانستان به وجود آورند، زیرا بسیار نقاط اساسی و مهم بین طرفین وجود دارند که رسیدن به توافق روی آنها کار ساده نیست. رسیدن به توافق احتمالی ممکن است یکی دو سال را در بر گیرد، زیرا طالبان و نیز حکومت افغانستان هرکدام خطوط سرخ برای خود دارند که عدول از آنها برای طرفین دشوار و حتی ناممکن به نظر میرسند.

روی همین منظور خواستم سند ذیل را که 27 سال قبل به حیث مشی اساسی طالبان (پیرو خط ملا عمر) رسماً از جانب آنها بعد از مجلس بزرگ در قندهار تثبیت گردیده و بار ها شخص ملا محمد عمر ضمن چند مصاحبه خود به آن تأکید کرده است، به اطلاع هیئت مؤظف جهت مذاکره با طالبان برسانم تا آنها نکات مذکور را حین مذاکره از نمایندگان طالبان مورد سؤال و استفسار قرار دهند تا نظر آنها در موارد متذکره سند معلوم و واضح شود؛ حتی میتوان همین مسائل را به حیث سرآغاز مذاکره از با آنها مطرح کرد و خواهان نظر شان در هریک از نقاط متذکره شد.

این سند که در واقع اعلامیه مهم تحریک اسلامی طالبان است و درآن با ذکر جریان مختصر تشکل این تحریک و بیان اوضاع نا به سامان و مصیبت بار کشور پس از ورود تنظیمهای جهادی به کابل و بخصوص در دوره زعامت استاد برهان الدین ربانی و ادامه جنگهای قدرت طلبانه بین تنظیمها وحلقات سیاسی دیگر، گروه زیر نام تحریک طالبان تصمیم گرفتند تا به افغانستان آمده و برای استقرار امن و ثبات و ایجاد یک نظام واقعاً اسلامی جهت سرنگونی تنظیمها داخل اقدام شوند. آنها در این اعلامیه به نکات عمده اهداف خود اشاره کرده و آنرا در 20 ماده گنجانیده اند. این سند درشماره 59مجله "آئینه افغانستان" ماه جدی 1374 (جنوری 1996) آن مجله در صفحه 34 و 35 به چاپ رسیده است و برای سهولت مطالعه متن تایپ شده آن نیز خدمت تقدیم میگردد:

بسم الله الرحمن الرحیم

دافغانستان د طالبانواسلامی تحریک نهضة الطلبة الاسلامیة افغانستان

تحریک اسلامی طلبه افغانستان و اهداف آن

تبارک و تعالی و نصلی علی رسول الکریم و بعد

هنگامیکه جهاد مقدس مردم مسلمان افغانستان به ثمرمیرسید و قوات سرخ روبفرار نهاد، آنگاه روسها زمام امور را به غلام حلقه بگوش خود داکتر نجیب سپرد و از پشت پرده با او همکاری میکرد.

نجیب الله این اجیر دیرینه روس درمقابل مجاهدین ازهرحیله و فریب کار میگرفت، تا آنکه برای تألیف قلوب بعضی ایشان به پرداختن پول توسل جست و این حیله اش تا حدی کارگر بیفتاد و در صفوف مجاهدین رخنه انداخت و مجاهدین مرتزقه از جهاد دست برداشتند، مگر گروهی مخلص بودند که درعزم ایشان اندک خللی وارد نشد و گفتند ما برای اعلام کلمة الله واقامه حکومت عدل اسلام بجهاد مقدس ادامه خواهیم داد.

مدتی سپری شد داکتر نجیب نیزمجبور راه گریز را پیش گرفت و او را از نیمه راه برگشتاند و دردفتر ملل متحد در کابل پناه خواست درین اثناء کمونیست ها مواضع استراتژیک را به کسانی که قبلاً با ایشان مراوده داشتند واگذاشتند و فقط قصر جمهوری را به رهبران جهادی سپردند. آنها نه توانستند درصفوف مجاهدین درآیند. حقا آتش فتنه برافروختند و درهمان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی مسلمانلن بایکدیگر بکشتار بیرحمانه پرداختند و اینجا بود که فجار و فساق زمینه را مساعد دیده و از ین فوضی و بی بندباری استفاده نموده به راهزنی، دزدی، پرده دری، کشتار و هرنوع فساد و تبه کاری دست زدند، انهماک در شهوات ایشان به غایتی رسید که پسربچه ها را به اغواء گرفتند و مسلمانان تحمل دید و شنید این نوع فجایع را برخود دشوار دیدند، گریستند و ناله و فغان برآوردند، مگرکجا کسی بود که گوش شنوا و توان یاری مستضعفین در خود مشاهده میکرد؟ تا آنکه قضای خداوندی خواسته بود گروهی از طلبۀ علوم دینی مجاهدین مخلص و علمای کرام برای انجام این رسالت سترگ برگزیدند وبا ایشان الهام کرد که یگانه راه نجات جهاد است. ایشان از صمیم قلب برای این کار قدعلم کردند و بعد از انتظاری که تقریباً سه سال طول کشید که همه مسلمانان چشم براه بودند تا رهبران جهادی بتوانند امن و استقراری در کشور تأمین نمایند و حکومت اسلامی واقعی بمنصۀ ظهور رسد، مگر متأسفانه ایشان نتوانستند و نمی توانند این آرمان مردم متدین و مجاهد کشور را برآورده سازند.

درین لحظات تلخ و ناگوار طلبۀ دینی، علما و صلحا برای انتخاب امیر واحد اقدام نموده و ملا محمد عمر مجاهد را بامارت پذیرفتند. این انتخاب در ماه ربیع الثانی 1415[هجری قمری معادل 1373 هجری شمسی] در قندهار صورت گرفت و از علمای کرام استفتاء جستند که باین فساق و فجار راهزنان و ظالمان چه باید کرد؟ درنتیجه علمای کرام فتوی صادر نمودند که ایشان را از دوش مردم بزمین بائیست نشاند و اسلحۀ ایشان را جمع نمائید. طلبه دینی بگفتۀ علمای کرام لبیک گفته و مردم کشور که از ظلم خائینان بستوه آمده بودند با طالبان هرنوع مساعدت و همکاری حاضر شدند مال و متاع را در اختیار ایشان گذاشتند. طلبه و علما گرداگرد امیر خویش حلقه زدند و مردم بایشان پیوستند تا به ثمرات جهاد مقدس خود نائل آیند و بساط ظالمان را برچینند، زیرا جهادیکه با روسها و کمونست ها آغاز شده بود غرض نهائی از آن اعتلای کلمة الله و طرد ظالمان خدا نشناس بود.

آری آنچه خدا خواسته بود، بظهور رسید. گروهی کوچک ولی با ایمان قوی و راستین و عزم راسخ و راستین توانستند در مدت کوتاهی پانزده ولایت از ولایات کشور در قلمرو خویش درآورند. الله(ج) بایشان پاداش نیکو دهد زیرا برای هموطنان مسلمان خویش فرصتی مهیا ساختند تا میوه های نورس جهاد را بچینند و درسرزمین خویش تنفیذ حدود و احکام شریعت غرای محمدی بچشم و سرمشاهده کنند مثل ولایات کندهار، هلمند، ارزگان، زابل، غزنی، وردک، لوگر، پکتیا، پکتیکا، خوست، هرات، نیمروز، فراه، غور که در اینها امنیت کلی حکمفرماست و مردم به رفاه و اطمینان بسرمی برند. نهضت اسلام طلبه ابتکاری از خود نشان داد که همگی قضات و حکام را از اشخاص علماء و معلمین انتصاب داشتند و بعد ازآنکه حدقصاص در قندهار و ارزگان و حد سرقه در هلمند و بعضی ولایات دیگر کشور نافذ گردید، الحمدلله هیچ جنایت و جرمی از کبائر مثل دزدی، زنا و قتل ارتکاب نپذیرفته است و هرگاه مسلمان متدین و قوماندانان جهادی نستوه مطلوب حدود و عودت امن و استقرار درمنطقه مشاهده کردند، جوقه جوقه درصفوف قافله های تحریک اسلامی درآمدند و برگزیده ترین سخن اینکه این تحریک سراپا مقدس و اسلامی واهداف آن اولی الامرش بهترین مرامها بوده پس برهمه مسلمان که خواهان امن، عدل و استقرار نظام اسلام در سرزمین خویش میباشد، لازم است بآن گرویده و از ته دل برای مساندت آن بشتابند. مساعدت های مادی و معنوی ازین تحریک دریغ نداشته تا بخواست او تعالی حکومت اسلام در سرزمینی که بخون صدها هزار شهید گلگون کفن سیراب شده مستقر گردد و ماذالک علی الله بعزیز.

اهداف تحریک:

1 ـ استقرار حکومت اسلامی بمعنی کلمۀ آن و برنهج خلافت راشدۀ اسلام؛

2 ـ اسلام دین حکومت و مردم بوده باشد؛

3 ـ قانون دولت از شریعت محمدی استنباط گردیده باشد؛

4 ـ مساعد نمودن زمینه برای اینکه مردم متدین کشور در سایۀ نظام حکومت اسلامی در اطمینان و راحت بسربرند؛

5 ـ تعیین اشخاص صلحا و دیانتدار بادرنظرداشت کفایت در مناصب و پست های حکومتی؛

6 ـ قلع و قمع ریشۀ تعصبات قومی و لسانی و سمتی و مهیا کردن فضای اخوت اسلامی برای هموطنان مسلمان کشور؛

7ـ نگهداری اموال، انفس و اعراض اهل ذمه و مستأنین و رعایت حقوق همه جانبه ایشان در چوکات شریعت اسلامی؛

8 ـ برقرار نمودن علاقات نیکو با دولت ها و منظمات اسلامی؛

9 ـ ارتباطات حسنه سیاسی و اقتصادی با دول صلح دوست غیراسلامی موافق قوانین شرعی؛

10 ـ پافشاری بر مسئلۀ حجاب و الزام آن در همهم موارد؛

11ـ برگماشتن هیئت های امر بالمعروف و النهی از منکر در گوشه و کنار دولت اسلامی؛

12 ـ مبارزه با جرایم اخلاقی و سد باب مخدرات، تصاویر و افلام محرمه بجمیع انواع آن؛

13 ـ تفوق محاکم شرعی و احتساب برجمیع ادارات حکومت اسلامی؛

14 ـ تشکیل اردوی منظم و تربیه شده اسلامی برای دفاع و نگهداری حدود دولت اسلامی از تجاوزات بیگانگان؛

15ـ برگزیدن برنامۀ اسلامی فراگرفته برای جمیع مدارس و پوهنتون ها و تدریس علوم عصری به نحویکه جوانان زیر تأثیر فرهنگ اجانب قرار نگرفته و افکار منحرفی نیاموزند و در نتیجه در دلهای ایشان عظمت قرآن و سنت قرار گیرد و هرجوان متعلم و محصل داعی به پروردگار و مجاهد در راه او تعالی بوده باشد؛

16 ـ حل و فصل تمام مسائل سیاسی و بین المللی در روشنی قرآن و سنت؛

17 ـ صورت دادن انتخاب قضاة محاکم از اشخاص علمای متیقن و با کفایت؛

18 ـ اسلامی کردن سیستم اقتصاد دولت و بذل مساعی در نمو و رشد ان در جمیع مجالات چون زراعت، صنعت، کشف و استخراج معادن و غیره؛

19 ـ جلب مساعدت از دول اسلامی مومرین محسنین برای اعمار مجدد کشور، گشودن فابریکه ها و مصانع میکانیزه کردن زراعت برای تقویه اقتصاد ورشکستۀ دولت اسلامی؛

20 ـ جمع آوری ذکات، عشر، خراج، جزیه و غیره محصول دولتی و بعدا مصرف آن درمرنقی[؟] عامه برای رفاه مردم مسلمان کشور عزیز. (پایان)